راه کارهایی برای دور شدن از منیت و غرور

12:48 - 1392/01/09
حضرت عیسی فرمود: بدترین چیزها غضب الهی است و راه جلوگیری از آن این است که خودمان نسبت به دیگران غضب نکنیم. از حضرت سوال کردند که ریشه ی غضب و ابتدای غضب از کجا شروع می شود؟ حضرت فرمود: ریشه ی خشم وغضب تکبری است که در انسان وجود دارد.
کوهنوردی

حضرت عیسی فرمود: بدترین چیزها غضب الهی است و راه جلوگیری از آن این است که خودمان نسبت به دیگران غضب نکنیم.
از حضرت سوال کردند که ریشه ی غضب و ابتدای غضب از کجا شروع می شود؟ حضرت فرمود: ریشه ی خشم وغضب تکبری است که در انسان وجود دارد. ما باید منیت ها را در هم بشکنیم. توجه به خودمحوری و خودخواهی مهم است.
تا وقتی انسان خودش را نمی بیند پرواز می کند ولی اگر خودش را ببیند پر و بالش در هم شکسته می شود و زمین می خورد. هرچیزی که اطراف ماست خودشان را نشان می دهند ولی آینه خودش را نشان نمی دهد بلکه ما را نشان می دهد. چون آئینه شفاف و بی رنگ شده و منیت ندارد ،دیگران را نشان می دهد.
آب هم شفاف و هم بی رنگ است و ما را نشان می دهد. ما باید مثل آینه وآب شفاف باشیم. باید طمع ها ،حرص ها و خودیت ها کنار برود زیرا اینها انسان را آزاد می کند. گاهی ما خدا را صدا می زنیم ولی در واقع خدایی که خودمان درست کرده ایم را صدا می زنیم نه خدای اصلی را زیرا نه از این خدایی می ترسیم و نه او را رزاق می دانیم.
اگر ما منیت مان را کنار بگذاریم خدا جلوه می کند. مثنوی می گوید تا انسان ذوب نشود و عشق و محبت مَن را از بین نبرد، کامل نمی شود. هر چه انسان می تواند باید از استفاده ی کلمه ی من خودداری کند.
فردی به درخانه ی پیامبر آمد و پیامبر گفت:کیست؟ فرد گفت: من هستم. پیامبر در را باز کرد و فرمود که مَن مَن کردن برای خداست.
دوصفت مخصوص خداست : تکبیر و متکبر .ما باید من را در زندگی کنار بگذاریم. در حدیث قدسی داریم که خدا منطقه ای دارد که مخصوص خداست ،کبریایی و بزرگی مخصوص من است حتی انبیاء هم نمی توانند وارد این منطقه بشوند. کسی نباید از خودش تعریف کند یعنی اگر کسی بگوید که من عالم هستم در واقع جاهل است.
اگر خدا یا مردم از ما تعریف کنند اشکالی ندارد. ما باید عملا و زباناً از مَن ها فاصله بگیریم. در مثنوی داریم که عاشق در خانه ی معشوقش را زد و گفت: من هستم. معشوق گفت که تو عاشق نیستی برو.
او از عشق محبوب ذوب شد و همه ی وجودش محبوب شد، بعد از مدتی دوباره در خانه ی معشوق را زد و گفت: تو هستم زیرا چیزی از من او باقی نمانده بود. رضی الدین آرتیمانی (قبر او در تویسرکان است) ساقی نامه شعرهای زیبایی دارد: بیا تا سری در خُم مِی کنیم من و تو ،تو و من همه گم کنیم ،الهی به آنان که در تو و من نهان از دیده ی مردمند، به می خانه ی وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده.

مرحوم دولابی می فرمودند: پول که رسید به یک تومان، یکی من و یک تو کنند. زن و شوهرش نباید کاری کنند که کارشان به من و تو برسد. آقای دولابی می فرمودند که اگر من و تو زن و شوهر کنار برود همه ی دنیا با آنها هستند زیرا ما شده اند. و هیچ ضربه ای نمی تواند در آنها نفوذ کند. اگر دو تا دل با هم بشوند خدا و انبیاء با آنها هستند .
اگر این تو و من با هم برخورد کنند خدا و انبیاء کنار می روند و شیطان جلو می آید. هر کجا یگانگی و وحدت است خدا با آنهاست زیرا خدا با جمع است. هر کجا اختلاف و تفرقه هست بدانید که شیاطین در آنجا هستند. ما تا آنجا که در توان مان هست باید خودمان را بشکنیم.

یکی از راه های از بین بردن مَن ،سلام کردن است. ما باید با تبرهای مختلف به من خودمان بزنیم تا شکسته شود. یکی از نام های خدا سلام است. نام بهشت سلام است .در قرآن داریم که خدا و ملائکه در بهشت سلام می کنند. در قرآن داریم که در بهشت هیچ سخن لغو و بیهوده نمی شنوید به جز سلام . ما حتی به اموات هم سلام می دهیم.
اگر ما به سیره ی سلام کردن که پیامبر آنرا برای ما آورده است توجه کنیم، خیلی از مشکلات ما حل می شود.
روایات زیبا را می توان در مدارس یا محل رفت و آمد مردم نصب کرد. پیامبر فرمود: چه کسی از همه به خدا و پیامبر نزدیکتر است؟ کسی که اول سلام می کند. زیرا مَن خودش را کنار می گذارد. حتی پیامبر به بچه ها سلام می کردند. ما می توانیم در مدرسه یا خانه اول به بچه ها سلام کنیم.

پیامبر فرمود :کسی که اول سلام می کند، از خطر غرور محفوظ است .فردی از امام حسین (ع)سوال کرد که ادب چیست ؟امام فرمود: هر کس را که می بینی بگو من از او کوچکتر هستم. اگر ما خودمان را کوچک کنیم دیگر از حرف کسی ناراحت نمی شویم. مثلا اگر در جایی به بچه سلام نشود ،آن بچه ناراحت نمی شود. زیرا او خودش را کوچک می بیند. اگر برای فرد با مقامی مثل استاد دانشگاه یا آیت الله بلند نشوند یا سلام نکنند ناراحت می شود زیرا خودش را کوچک نمی بیند.
وقتی انسان خودش را بزرگ دید، تازه اول مشکلات و دعوا است. اگر ما خودمان را در خانواده کوچک ببینیم هیچ وقت دعوا نمی کنیم. و توقعات مان کنار می رود و خودمان را طلبکار نمی دانیم.
مثلا اگر فامیل مرا دعوت نکرد و من ناراحت شدم ، معلوم است که به مَن برخورده است. برای درمان معالجات روحی می توانیم به این احادیث عمل کنیم. ما به افرادی می رسیم که متقی وعالم هستند و می دانیم که آنها بهتر از ما هستند ولی وقتی به یک مجرم یا دزد می رسیم  ،چطور بگوییم که او بهتر از من است و من از او پایین تر هستم؟
در روایات داریم که شاید شما ظاهر طرف را می بینید. امکان دارد فردی ظاهرش بد باشد ولی باطنش خوب باشد. بزرگی می گفت که من سوار تاکسی شدم و خانمی هم سوار ماشین شد که خیلی بدحجاب بود و آقایی که ظاهرش خوب بود هم در ماشین بود ،از وقتی من روحانی سوار ماشین شدم، این آقا از روحانیون بدی گفت و این خانم در مقابل او ایستاد. و گفت که چرا به این حاج آقا اهانت می کنی؟
پس همیشه نمی شود بر اساس ظاهر قضاوت کرد. ممکن است فردی که ظاهرش بد است صفات خوبی داشته باشد. در ضمن ما آخر کار را نمی توانیم ببینیم. زبیر از یاران حضرت علی(عج) بود ولی در آخر در مقابل حضرت ایستاد. و هجده هزارنفر را به کشتن داد.
ملا اسماعیل سبزواری می فرماید که وقتی شیطان سجده نکرد و او را از داشتند از بهشت بیرون می بردند به ذهن حضرت آدم خطور کرد که حق تو این است. خدا فرمود که اگر این دفعه به کسی به حالت تحقیر نگاه کنی ،جای تو را عوض خواهم کرد. پس معنی ادب این است که انسان همیشه خودش را از دیگران پایین تر ببیند.

بعضی از پیامک ها انسان را به شوق می آورد و ما از تهیه کننده برنامه تشکر می کنیم. پیامکی بدست ما رسیده است: از برنامه ی خوب شما راضی هستم و خیلی خوشحال هستم . چندین سال فقط خودم تنها نماز می خواندم و بالاخره بعد از چندین سال شوهر و فرزندانم هم نماز خوان شده اند. از وقتی شوهرم خمس مالش را حساب کرده است ،نور روشنی به منزل ما آمده است . بقدری خوشحال هستم که می خواهم بال دربیاورم .برنامه ی شما دنیایی از زیبایی را به ما هدیه می دهد.
منبع:سمت خدا

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
1 + 4 =
*****