امام زاده موسی مبرقع در نگاه روایات

12:07 - 1400/09/07

-یکی از امامزادگان بلافصل که در ایران دارای بقعه و بارگاه است امامزاده موسی مبرقع می‌باشد که از جایگاه رفیعی برخوردار می‌باشند.

«موسی مبرقع» نامش«موسی» کنیه اش«ابواحمد» دومین فرزند امام جواد(ع) در زمره ی امام زادگانی بودند که از کوفه به سمت قم آمدند. وی و امام هادی(ع) هر دو از یک مادر متولد شده اند.

امام جواد(ع) با کنیزی نیکوسرشت و شایسته به نام«سمانه» از اهالی مغرب«مراکش کنونی» واقع در شمال آفریقا ازدواج کرد. در «صریا» به دنیا آمده و پدر بزرگوارش امام جواد(ع) نام جدش امام موسی کاظم(ع) برایش انتخاب کرد. وی همچون نیاکان بزرگوارش فصیح و بلیغ در گفتار، متقی و عابد در رفتار بود. نامش موسی بود ولی وی را با کنیه ابواحمد صدا می زدند. بعدها از این جهت که نقابی بر صورت می افکند، به «موسی مُبرقع» شهرت یافت.
زمان شهادت پدر، شش ساله بود که تحت حمایت برادر بزرگوارش امام هادی(ع) قرار گرفت و از وجود ایشان بهره فراوان برد. با تلاش بسیار در تحصیل معارف دینی و احکام شریعت از برادر بزرگوارش به کمالات بالایی دست یافت. رفته رفته به درجه ای ارتقا یافت که شیعیان، ایشان را به عنوان امام زاده ای نیکوخصال و آراسته به فضیلت می شناختند. گاهی عده ای از تشنگان علوم و معارف دینی، مسائل خود را از او می پرسیدند؛ ولی موسی مبرقع به دلیل منزلت فوق العاده ای که برای برادر خود امام هادی(ع) قائل بود، تلاش داشت در مسائل اساسی و زیر بنایی، مردم را به آن بزرگوار ارجاع دهد و خود نیز در پاسخ به برخی امور و احکام شرعی با برادر مشورت می کرد و از دیدگاه ها و نظرات آن امام همام در این باره فیض می برد.
در روایتی به نقل از خود ایشان هست که فرمودند: در دیوان عمومی با یحیی بن اکثم(دانشور و قاضی القضاة عباسیان) روبروشدم؛ او در مباحث دینی و اعتقادی مسائلی از من پرسید، من نزد برادرم امام هادی(ع) رسیدم؛ میان من و ایشان گفتگوهایی رد وبدل شد. عرض کردم: قربانت گردم، یحیی بن اکثم طی نامه ای مسائلی را از من پرسیده و درخواست پاسخ دارد.
امام هادی(ع) تبسمی کرد و فرمود: جوابش را دادی؟ عرض کردم: خیر، امام پرسید آن سؤال ها کدامند؟ آنها را یکی یکی بیان کردم و ایشان پاسخ مناسبی برای هرکدام ارائه نمود.
این ماجرا نکاتی را در ذیل خود دارد؛ از جمله اینکه موسی مبرقع، مطیع و تسلیم امام هادی(ع) بوده و از منزلت آن حضرت آگاهی داشته است. دیگر اینکهT خودشان به عنوان امامزاده ای متقی و دانشور نزد اهل علم و شخصیت های معروف آن عصر، از شأن ویژه ای برخوردار بوده است. پرهیزکاری، امانتداری، درستی و راستی موسی مبرقع، خصالی بود که پدرش امام جواد(ع) مورد تأیید قرار می داد به همین دلیل حضرت او را بعد از برادرش امام هادی(ع) متولی موقوفات و صدقات خویش نمود، بدون آنکه برای کنترل برنامه و فعالیت های او ناظری ویژه در نظر بگیرد. این موضوع در وصیت امام نهم دیده می شود.
موسی مبرقع در هنگام امامت پدر و برادر خود مشاهده می کرد که شخصیت هایی از شیعیان قم با آن بزرگواران در ارتباط هستند و برخی از آنان طی سفر حج و یا مسافرت های ویژه در مدینه یا عراق به دیدار امام خود می شتافتند؛ از این رو، دانست که قم در این زمان از مهم ترین مراکز شیعه به شمار می رود.
ازجمله شخصیتهای مطرح قم «احمد بن محمد بن عیسی» از شاگردان و راویان امام جواد(ع) و امام هادی(ع) از بزرگان اهل قم بود که شیخ طوسی از او با عنوان شیخ القمیین و فقیه اهل قم یاد کرده؛ همچنین«صالح بن محمدبن عیسی» که موقوفات امام را برعهده داشت، ساکن قم بود؛ «محمد طلحی» از این شهر، اموال و اخباری را به امام می رساند و رابط امام و اهل قم بود. جناب موسی مبرقع می دانست که مردم قم توسط برخی از بزرگان شیعه با امام هادی(ع) ارتباط دارند؛ از این رو، ایشان به خاطر آزار و اذیت های متوکل و غاصبان خلافت  و به امر امام هادی (ع) به خاطر ارادت و صدق و خلوص شیعیان قم نسبت به سادات و امام زادگان، به سوی قم رهسپار شدند ولی برای آن که کارگزاران عباسی متوجه این نامه نگردند و توسط عمال عباسی در طول مسیر گرفتارنشود، در حالی که برقعی  به صورت افکنده بود سرزمین عراق را به قصد ورود به ایران ترک کرد و در سال 256 هـ.ق در حالی 42 ساله بودند وارد قم شدند.
در باب چگونگی ورود ایشان روایات متعددی نقل شده است؛ برخی روایت کرده اند ایشان به شیوه ای غیرعادی و ناشناخته و سیمایی پوشیده وارد قم شده، رؤسای عرب این شهر نه تنها از او استقبال نکردند؛ بلکه نسبت به ورودش بی اعتنایی نمودند و این مسافر جدید را با نوعی تردید می نگریستند و گویا تصور می کردند فردی از اغیار است که می خواهد در قم خبرچینی کند و برای بزرگان این دیار دردسر به وجود آورد.
موسی مبرقع در آغاز خود را معرفی نکرد؛ از این رو، برخی رؤسای  قم به او پیغام دادند که باید هر چه سریع تر این مکان را ترک کنی و به جای دیگر بروی. ایشان هم بی درنگ، عازم شهر کاشان شد و در این شهر«احمد بن عبدالعزیز بن دلف عجلی» که از نفوذ اجتماعی فوق العاده ای برخوردار بود و با تشکیلات اداری نیز ارتباط داشت، موسی مبرقع را مورد اکرام و تجلیل قرار داد و خلعت های فراوان و چندین مرکب به او بخشید و مقرر کرد هر سال هزار مثقال طلا به او بدهند و اسب زین کرده ای را، که به عنوان مقرری سالانه برایش تعیین کرده بود به او تسلیم کنند.
از آن پس«ابوالصدیم حسن بن علی بن آدم اشعری» و فرد دیگری از روسای طوایف عرب، پی به واقعیت بردند و به جستجوی موسی مبرقع پرداختند و برخی اهالی قم را از بابت این برخورد ناروا مورد سرزنش قرار داده و بعد از عذرخواهی فراوان از ایشان تقاضا کردند به قم باز گردد و با اصرار فراوان ایشان قبول کردند و تا آخر عمر شریفش در قم ماندند.
موسی مبرقع مدت چهل سال در قم اقامت داشت و به عنوان یکی از امامزادگان برجسته و بافضلیت، محبوبیت خاصی در قم داشتند و توانستند عموم شیعیان را در یاری رسانی به امام کمک کنند؛ زیرا ایشان معصوم زاده و چشمه ای از علوم کوثر فاطمی بود که تفسیر قرآن و احادیث را به طور مستقیم از امام معصوم به عنوان معدن علم الهی نقل می کرد و علاوه برآن، همچون حضرت یوسف رخساره زیبا و جذابی داشتند که به هنگام عبورشان، مردم دست از کسب و تجارت برداشته، به تماشای ایشان می ایستادند؛ به همین دلیل ایشان نقاب و برقع به چهره می افکندند و از این جهت به مبرقع (برقع کشیده) معروف گشتند.
موسی مبرقع پس از عمری تهجد و خدمت و تبلیغ علوم اهل بیت در شب چهارشنبه آخر ربیع الثانی، سال 296 در قم وفات یافت و درمکان فعلی(منزل محمد بن خالد اشعری) از اصحاب امام رضا(ع) مدفون گردید. بعضی از نقل ها حاکی از شهادت ایشان به دست عوامل عباسی می باشد.
مزار وی در محله چهل اختران قم، محل زیارت و مورد تکریم و توجه شیعیان است. در دوره صفویه و با توجه و اهمیت به امامان و امامزادگان در سال 950 هجری توسط شاه طهماسب صفوی بارگاهی بر مزار ایشان بنا شد. همچنین قبور جمعی از سادات و امامزادگان از جمله فرزندان و اولاد موسی مبرقع در این مکان قرار دارد.

توطئه ترور شخصیت
همواره در طول تاریخ حکام جور برای بدنام کردن افراد مشهور، دست به هر حربه و نیرنگی می زدند و عصرامام هادی(ع) هم مستثنی از این نبود و بارها دشمنان، برای بدنام کردن امام و اطرافیان و خاندان ایشان در تلاش بودند. یکی از کارگزاران حکومت عباسی  با جعل حدیثی سعی کرد تا شخصیت عظیم حضرت موسی مبرقع را در عالم اسلام خدشه دار نماید و با تخریب چهره ایشان به امام هادی (ع) ضربه بزند. این توطئه ناجوانمردانه در حالی صورت پذیرفت که حضرت موسی مبرقع بازوی ولایت  و امامت برادر خویش امام هادی(ع) بود و با سفرهای تبلیغی و هجرت های الهی خویش توانست بخش های عظیمی از عراق ایران و دیگر کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد و عموم شیعیان را در یاری رسانی به امام کمک کند.
این جنگ تبلیغاتی ناجوانمردانه که با هدف از کار انداختن بازوان ولایت و امامت و به نیت کاستن از بُرد تبلیغی حضرت موسی مبرقع صورت پذیرفت، تا حد بسیاری توانست جامعه ی شیعه را تحت تأثیر و حضرت موسی مبرقع را در حصار غربت و مظلومیت قرار دهد.
در مجموع می توان گفت که دربار عباسی در اجرای نقشه پلید و شیطانی خویش در توطئه ترور شخصیت موسی مبرقع به موفقیت های نسبی دست یافت تا جایی که آثار آن تبلیغات سوء و مسموم تا عصر و زمان ما نیز ادامه یافته و غربت و مظلومیت آن حضرت را دو چندان ساخته است.
حال باید دید که چر این بدبینی نسبت به آن جناب ایجاد شده و مدرک آن کجاست. موجبات بدبینی در باره ی موسی مبرقع، تنها روایتی است که شیخ مفید آن را نقل کرده و بعدها دیگران از این منبع نقل کرده اند. تنها این روایت در ذم این امامزاده نقل شده و بعدها مورخان دیگر در کتب خود آن را نقل کردند.
در اینجا به دلایلی که علما، محدثین و مورخین بر ردّ این روایت آورده اند اشاره می شود تا ثابت شود که این روایت دروغ و جعل است و یعقوب یاسر که از دشمنان اهل بیت بوده چه تهمت ناروایی به موسی مبرقع زده است.
1-هیچ یک از علمای رجال، «یعقوب یاسر» را توثیق نکرده اند، چون به قدری وی مجهول الحال و بی هویت بوده که علماء مذکور از بردن نام او در کتابشان خودداری کرده اند بنابراین اگر سخن  چنین فرد مجهول الحالی را قبول کنیم فرزند بلافصل امام جواد(ع) را بی کفایت کردیم.
2-علامه مجلسی در حایشه کتاب مرآة العقول وقتی روایت او را نقل کرده، وی را مجهول الحال و بی هویت معرفی نموده است و چون اکثر محدثین علامه مجلسی را مؤید من عندالله می دانند، سخن وی را بر یعقوب یاسر ترجیح می دهیم.
3- قرآن کریم یک قاعده کلی به دست ما داده است که فرمود: «إن جائکم فاسقٌ بنبإ فتبیّنوا؛[حجرات/6] اگر فاسقی برای شما خبری آورد درباره آن تحقيق كنيد.» بنابراین، چگونه ممکن است روایت ساقی میخانه متوکل عباسی که ظرف شراب در دست داشته و تقدیم متوکل می کرده و خود او با متوکل شراب می خورده را قبول کنیم و دامن موسی مبرقع را با گفتار پوچ و بی اساس این مرد شقاوت پیشه آلوده سازیم؟!
4- در مقابل این روایت ضعیف یا بهتر بگوییم روایت مجعول این راوی فاسق، اخبار معتبری در شأن و درجات موسی مبرقع وارد شده که با روایت جعلی یعقوب معارضه دارد. چگونه ممکن است همه روایات معتبر را انکار کنیم و به یک روایت ضعیف با راوی فاسق متسمک شویم در حالی که این، خلاف سیره علمای رجال می باشد.
5- اما اینکه چرا علماء روایت مذکور را ذکر نموده اند باید گفت: اولاً خواسته اند فضایل امام هادی(ع) را ثابت کنند زیرا در این روایت آورده شده که متوکل و درباریانش نمی توانستند مستقیما به امام نسبت ناروا دهند بنابراین سعی در تخریب شخصیت های منسوب به امام داشتند و این، فضیلتی برای امام محسوب می شود لذا علماء متوجه تالی فاسد این روایت نشده و عنایتی مبذول نداشته اند. علمای بزرگ شیعه از قبیل مرحوم ثقة الاسلام کلینی و مرحوم شیخ مفید خصوصاً، بیشتر وقت آنها صرف درگیری و مباحثه با مخالفان می شده تا بتوانند مذهب شیعه را زنده نگه بدارند، از این رو کمتر وقت جمع بین روایات معارض را داشتند؛ تا اینکه نوبت به محدث قمی رسید. وی با فراغت بال شروع به جمع آوری اخباری که معارض هم بود نمود و بر سند و دلالت روایات نظر داد و می بینیم که روایت یعقوب یاسر را هم رد می کند.
6- روایات یعقوب یاسر را هیچ کدام از مورخان شیعه و سنی نقل نکرده اند و تنها این روایت در کتاب الإرشاد آورده شده است.
کم کم علمای دیگر مانند علامه مجلسی و آیة الله خویی، یعقوب یاسر را که ساقی میخانه متوکل و جاعل این حدیث بوده است، مردی«مجهول الهویه» خوانده اند و روایت او را تأیید نکرده اند. فرزند حاج سیدعلی تقی کشمیری نیز با تألیف کتابی جداگانه در باره شخصیت والای موسی مبرقع بر نظریات علما صحه گذاشته و آن مرد فاسق (یعقوب یاسر) را رسوا نموده است و در سده های اخیر، مرحوم حاجی نوری با تألیف کتاب ارزشمندی به نام «البدر المشعشع، فی احوال الموسی المبرقع» نقاب اتهام از چهره غریب و مظلوم موسی مبرقع برکشیده و جلوه هایی از چهره نورانی و ولایی آن حضرت را آشکار ساخته است. علما و عرفای بزرگی همچون آیة الله بروجردی، آیة الله مرعشی نجفی، آیة الله کشمیری بر زیارت امام زاده موسی مبرقع واقع در چهل اختران مداومت داشته و بر آن تأکید داشته اند و آیة الله بهجت فرموده اند: هرکس به موسی مبرقع خدمتی کند مورد عنایت اهل بیت(ع) و امام جواد(ع) و امام زمان(ع) قرار می گیرد.  

جمع آوری کننده: آسیه آخوند قرقی

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.