پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله او را معرفی می کند

12:41 - 1400/01/11

-پیامبراکرم صلی الله علیه وآله: عمار! هر وقت دیدی که علی علیه السلام تنها به راهی می‌رود و همه مردم به راهی دیگر، تو مردم را واگذار و در مسیری برو که علی علیه السلام می‌رود.

آن چه خوبان همه دارند تو یک جا داری

خلافت و جانشینی رسول خدا صلی الله علیه وآله یکی از مباحث مهم و تاثیرگذار در جامعه اسلامی است. این مسئله از دیرباز تا کنون مورد خدشه و مناقشه عده ای قرار گرفته و سعی بر این شده تا این مسئله حیاتی کمرنگ جلوه کند. در این نوشته برآنیم تا با بیان نکاتی، عقل و منطق خدادادی خود را قاضی کرده و در نهایت حق را به حق دار بدهیم.

از گذشته تا کنون آن چه که انسان های مؤمن و با خدا به دنبال آن بوده اند و برای رسیدن به آن تلاش فراوان کرده اند برپایی حق و عدالت بوده است. یکی از معانی عدل این است که هر چیزی در جایگاه متناسب خود قرار گیرد به گونه‌ای که سهم مناسب و شایسته خود را از هستی و کمالات آن دریافت کند و به حق و سهم دیگران تجاوز نکند. بنابراین می‌توان گفت: سخن امام علی علیه‌السّلام که در تعریف عدل فرموده است: « الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا ؛[1] عدل، امور را در جاى خود قرار می‌دهد.» دقیق‌ترین تعبیر در این باره است. اما جالب این جاست که عده ای برای رسیدن به خواسته های دنیایی خود و جلب منافع بیشتر، حق دیگران را ضایع کرده و با گرفتن جایگاه دیگران، ظلم بزرگی به جامعه بشریت کرده اند که تاریخ گواه این اتفاقات و حوادث است.
دین اسلام در ابتدا نهال نوپایی بود که با تلاش پیامبراکرم صلی الله علیه وآله به درخت تنومندی تبدیل شد. در این مسیر پرفراز و نشیب تنها یار و یاور همیشگی رسول خدا صلی الله علیه و آله، علی بن ابیطالب علیه السلام بود. شخصی که پیامبرگرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله درباره ایشان می فرمایند: «أنا وعلیٌّ مِن شَجَرةٍ واحدةٍ وَالنّاسُ مِن أشجارٍ شَتّی؛ [2] ریشه من و علی از یک درخت است، و دیگر مردم از درختان گوناگون هستند.»
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله در مکان ها و زمان های مختلف با معرفی امام علی علیه السلام به مردم، زمینه جانشینی ایشان را فراهم کرده و جایگاه رفیع ایشان را مشخص کردند. اما متاسفانه علی رغم تاکیدات فراوان رسول خدا صلی الله علیه وآله، این جایگاه به نااهلان رسید.

بیان جایگاه و مقام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام
خلافت و جانشینی رسول خدا صلی الله علیه وآله یکی از مباحث مهم و تاثیرگذار در جامعه اسلامی است. این مسئله از دیرباز تا کنون مورد خدشه و مناقشه عده ای قرار گرفته و سعی بر این شده تا این مسئله حیاتی کمرنگ جلوه کند. در این نوشته برآنیم تا با بیان نکاتی، عقل و منطق خدادادی خود را قاضی کرده و در نهایت حق را به حق دار بدهیم.
بهترین روش برای اقناع مخاطب استفاده از مطالبی است که مورد قبول او می باشد. همه مسلمانان بر این مطلب اتفاق نظر دارند که برترین شخصیت این عالم از همه جهات پیامبرخدا صلی الله علیه وآله است و ایشان نیز به حکم قرآن هیچ گاه از روی هوا و هوس سخن نمی گوید.[3] بنابراین با تمسک به سخنان ایشان، مطالب را مطرح می کنیم.

امام علی علیه السلام در نگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله
وقتی روایات رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله درباره ی امام علی علیه السلام را مورد بررسی قرار می دهیم به نکات اعجاب آوری می رسیم که شاید بتوان آن نکات را در یک جمله خلاصه کرد؛ آن چه خوبان همه دارند، تو یک جا داری. در هر زمینه ای که وارد می شویم علی بن ابیطالب علیه السلام در رأس آن ها  قرار دارد. در علم، شجاعت، سخاوت، قدرت، ایثار، تقوا و ... .

1)علم: در جامعه امروزی یکی از ملاک های برتر بودن یک فرد نسبت به دیگران میزان علم و دانش اوست. بیانات رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره علم امام علی علیه السلام حیرت انگیز است. رسول خدا بعد از معرفی امام علی علیه السلام به عنوان عالم ترین فرد بعد از خود[4] می فرمایند: «علوم و حکمت ده بخش است، به علی علیه السلام  نُه بخش و به دیگر مردم یک بخش عطا شده و علی علیه السلام در آن یک بخشِ یک دهم نیز از دیگران اعلم و داناتر است.»[5] گستره علم ایشان به اندازه ای بود که ایشان می فرمودند: «از من (هرچه می خواهید) بپرسید پیش از آن که مرا از دست بدهید، هر چه از مادون عرش الهی از من سؤال شود همه را پاسخ می‌دهم.»[6]

2) ایمان و تقوا: محبوب ترین شخص در پیشگاه الهی کسی است که خداترس و پرهیزگار باشد. ایمان علی علیه السلام زبانزد و عبادت و تقوای ایشان شهره خاص و عام بود. تا جایی که ائمه اطهار علیهم السلام که خود زاهد ترین و عابدترین زمان خود بودند به عبادت و تقوای امیرالمؤمنین علیه السلام غبطه می خوردند. روایت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله در این زمینه به خوبی جایگاه حضرت را نمایان می کند. «اگر آسمان‌ها و زمین را در یک کفه ترازو بگذارند و ایمان علی علیه السلام را در کفه دیگرقرار دهند، ایمان علی علیه السلام بر آسمان‌ها و زمین برتری خواهد یافت.»[7]

3) حق مداری: فهمیدن معنای دقیق حق در گرو فهمیدن معنای مقابل آن یعنی باطل است. در دنیای امروزی چون جلب حداکثری منفعت شخصی ملاک و معیار زندگی قرار گرفته است متاسفانه این حق است که در بیشتر موارد قربانی می شود. شخصی که بتواند در همه لحظات زندگی از حق پیروی کرده حتی زمانی که حق، علیه او باشد، انسانی هنرمند است. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: «علیٌّ مَعَ‌ الحَقِّ وَالحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ وَلَنْ یَفتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلیَّ الحَوضَ یَومَ القیامَة؛ [8] علی با حق است و حق با علی است، این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا در روز قیامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»

4)جانشین حقیقی: رهبری و هدایت جامعه اسلامی بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله مهم ترین سؤالی است که باید پاسخ داده شود. بیانات پیامبراکرم صلی الله علیه وآله نه تنها اشاره بلکه تصریح به جانشینی امیرالمؤمنین علی علیه السلام دارد. اگر کسی بدون تعصب و با فطرت و منطق خدادادی خود این روایات را بررسی کند جای هیچ شک و تردیدی باقی نخواهد ماند. پیامبر خدا صلی الله علیه وآله با پیش بینی این شرایط در روایتی، راه صحیح را مشخص کرده و فرمودند: «به زودی بعد از من یک فتنه و آزمون سختی خواهد بود شما در آن تنها به علی بن ابی‌طالب تمسّک بجوئید.»[9] سپس در موارد متعدد جانشین حقیقی خود را به مردم این گونه معرفی نمودند: «اِنَّ عَلیّاً مِنّی و اَنَا مِنهُ وَ هُوَ وَلیُّ کُلِّ مُؤمنٍ بَعدی؛ [10] همانا علی از من است و من از علی هستم، هر مؤمنی بعد از من، علی مولی و صاحب‌اختیار او است.» و «انتَ (یاعلیُّ) مِنّی بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسی اِلّا اَنَّهُ لانَبیَّ بعدی؛ [11] منزلت تو (یاعلی) نسبت به من همانند منزلت هارون است نسبت به موسی جز آن كه بعد از من پیامبری نخواهد بود.»

در نهایت باید گفت که بیان فضائل مولای متقیان علی علیه السلام از توان ما خارج است زیرا رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: «اگر تمام درختان قلم، و دریاها جوهر، و جنیّان حسابگر و آدمیان نویسنده شوند نخواهند توانست فضائل علی بن‌ ابی‌طالب علیه‌السلام را اِحصا و شمارش نمایند.»[ 12] به امید این که از شفاعت حضرت بهره مند شویم؛ ان شاءالله.

پی نوشت
[1] نهج البلاغه صبحی صالح، ص553
[2] بحار الانوار، ج38، ص309
[3] سوره نجم، آیه3
[4] الطرائف، ص467
[5] البدایة و النهایة ابن‌کثیر، ج 7، ص 360/ بحارالانوار، ج40، ص149
[6] کنزالعمال، ج13، ص 165
[7] کنزالعمال، ج 11، ص 617
[8] بحارالانوار، ج29، ص16/ ابن عساکر، ج 3، ص153
[9] اُسدالغابة، ج 5 ص 287
[10] مُسند احمد، ج 4، ص 438
[11] سُنن ترمذی، ج 5، ص 641 /صحیح مسلم، ج 4، ص 44
[12] تذکرة الخواص سبط ابن الجوزی، ص 13

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.