نقد اصطلاح نگاری سنت و حدیث در نزد اهل سنت(۱)

22:10 - 1402/08/28

-اصطلاح نگاری به معنای، به کار گیری بسته های مفهومی در قالبی نظام مند و کنترل شده از دیر باز بواسطه ی ارتباط عمیق مفهومی و معنایی میان عناوین و موضوعات مختلف علوم اسلامی علی الخصوص مباحث حدیثی مورد توجه بوده و اهمیت ویژه ای در پیشبرد مباحث علمی داشته است و اصطلاح نگاری نفس دو عنوان حدیث و سنت، به عنوان دو اصطلاح کلیدی در بدنه اصلی علوم حدیثی، نقش تعیین کننده ای را در میان محدثین اهل سنت داشته است. از این رو، پژوهش حاضر با بهره گیری از داده های نوشتاری، به نقد و بررسی دیدگاه اهل سنت در پذیرش هم معنایی،ترادف و تساوی در حدود تعارف دو اصطلاح سنت و حدیث  می پردازد. با تعمق در چهارچوب مفاهیم  لغوی دو اصطلاح سنت و حدیث و جستجوی مصادیق آن در منابع اسلامی و عدم پیروی اصطلاح نگاری سنت و حدیث از قواعد ثابت اصطلاح نگاری به صورت اختلاف تعابیر برخی از محققین اهل سنت در عدم پذیرش تساوی مفهومی، عدم مناسبت معنای لغوی حدیث با معنای اصطلاحی، تغایر مفهومی و مصداقی دو اصطلاح حدیث و سنت بدست می آید که همو، مسئله طرح هم معنایی سنت و حدیث را از سوی برخی از محدثین اهل سنت با چالش مواجه کرده است.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نقد اصطلاح نگاری سنت و حدیث در نزد اهل سنت

چکیده

اصطلاح نگاری به معنای، به کار گیری بسته های مفهومی در قالبی نظام مند و کنترل شده از دیر باز بواسطه ی ارتباط عمیق مفهومی و معنایی میان عناوین و موضوعات مختلف علوم اسلامی علی الخصوص مباحث حدیثی مورد توجه بوده و اهمیت ویژه ای در پیشبرد مباحث علمی داشته است و اصطلاح نگاری نفس دو عنوان حدیث و سنت، به عنوان دو اصطلاح کلیدی در بدنه اصلی علوم حدیثی، نقش تعیین کننده ای را در میان محدثین اهل سنت داشته است. از این رو، پژوهش حاضر با بهره گیری از داده های نوشتاری، به نقد و بررسی دیدگاه اهل سنت در پذیرش هم معنایی،ترادف و تساوی در حدود تعارف دو اصطلاح سنت و حدیث  می پردازد. با تعمق در چهارچوب مفاهیم  لغوی دو اصطلاح سنت و حدیث و جستجوی مصادیق آن در منابع اسلامی و عدم پیروی اصطلاح نگاری سنت و حدیث از قواعد ثابت اصطلاح نگاری به صورت اختلاف تعابیر برخی از محققین اهل سنت در عدم پذیرش تساوی مفهومی، عدم مناسبت معنای لغوی حدیث با معنای اصطلاحی، تغایر مفهومی و مصداقی دو اصطلاح حدیث و سنت بدست می آید که همو، مسئله طرح هم معنایی سنت و حدیث را از سوی برخی از محدثین اهل سنت با چالش مواجه کرده است.

 

واژگان کلیدی: اصطلاح نگاری، سنت، حدیث، اهل سنت

 

مقدمه

اصطلاح نگاری محور اصلی علم اصطلاح شناسی، به عنوان دانشی میان رشته ای متولی ساماندهی و نظام سازی مفاهیم رشته های تخصصی در علوم  مختلف می باشد غرض از وضع اصطلاحات، آسان كردن تفهيم و تفهّم در مباحث علمى و فنى است و اين غرض گاه ميان اساتيد و اهل علوم و فنون مطرح است، ولى گاه افراد عامى و غير آشنا طرف خطاب اهل علم و فن هستند كه براى فهم سريع آنان نيز ساده‌ترين راه به كار بردن اصطلاحات است زيرا به وسيلۀ آن مى‌توان معانى زياد را با كوتاه‌ترين الفاظ، و ظريف‌ترين معانى را به آسان‌ترين وجه بيان كرد.[1]در میان معارف اسلام می توان به علوم حدیث به عنوان بدنه اصلی  معارف اسلامی اشاره کرد  که در این میان دو  اصطلاح سنت و حدیث محوریت اصلی در دانش حدیثی به شمار می روند از این توجه ویژه به قوانین و چهارچوبهای علمی در اصطلاح نگاری سنت و حدیث امری ضروری به حساب می آید.در نظر اهل سنت اصطلاح حدیث و سنت به صورت مترادف و هم معنا به کار رفته است.[2]محدثین اهل سنت، حدیث و  سنت را به ؛ قول، فعل و تقریر پیامبر اکرم (ص) معنا کرده اند.[3] اما در  تعریف فقها و محدثین شیعه فقط سنت به معنای قول و فعل و  تقریر معصوم (ع)[4] و حدیث نیز به معنای گزارش قول و فعل و تقریر معصوم (ع) تعریف شده است. اما با توجه و تعمق در مصادیق سنت و حدیث در مصادر تشریع یعنی آیات و روایات و بکار گیری غلط از عنوان حدیث نظیر وصف حدیث به مسند، مقطوع و متصل و ... در منابع دست اول محدثین اهل سنت با توجه به مفروض دانستن هم معنایی اصطلاحی حدیث با سنت، تصور غلط ترادف معنایی مذکور آشکار می گردد..از این رو پژوهش حاضر از لحاظ ساختاری در مقام پاسخ به رسشهای ذیل می باشد:

آیا در نزد اهل سنت اصطلاح سنت و حدیث تعریف واحدی دارد؟

آیا استعمالات قرانی و روایی دلیلی بر ترادف معنایی دو اصطلاح حدیث و سنت است؟

آیا محدثین اهل سنت از قواعد مستدل اصطلاح نگاری، در تعریف اصطلاحی حدیث و سنت پیروی کرده اند؟

فرضیه پژوهش حاضر بر این امر استوار است که:ترادف و هم معنایی اصطلاح سنت و حدیث در میان اهل سنت بخاطر عدم پیروی از چهارچوب استعمالات وارده در نصوص و عدم مطابقت آن با اصول مورد اتفاق اصطلاح نگاری، صحیحح نمی باشد.در واقع عدم تبعیت سنت از معنای لغوی خود و انتقال به معنای اصطلاحی فرا مفهوم لغوی خود صحیح و از چهارچوب قواعد اصطلاح نگاری پیروی کرده ولی در واژه حدیث، استعمالات دال بر انتقال آن از معنای لغوی و صحت استعمال تعریف اصطلاحی نیست و در نتیجه دلیل مبرهن بر چنین انتقالی موجود نبوده و حتی عبارات به کار گرفته در منابع محدثین اهل سنت نشان از اصالت و بکار گیری معنای گزارشی حدیث دارد.

هدف پژوهش حاضر این است که: ماهیت اصطلاح نگاری اهل سنت در مقدمات و مفهوم شناسی علوم حدیث دچار چالش و مورد پذیرش عموم اهل فن آن نمی باشد.

1.مفهوم شناسی حدیث و سنت                                                                             

1.1.حدیث در لغت

حدیث در لغت به معنای ضد قدیم، یعنی جدید و نو آمده است است[5] فیومی در مورد اصل ماده حدیث می نویسد:«حدیث از ماده ح-د-ث به معنای رخ دادن( رویداد)،موجود شدن است؛«هو كونُ الشى‌ء لم يكُنْ.» شی ایکه در سابق نبوده و سپس موجود گردید[6]  و یکی از معانی لغوی حدیث کلام و سخن گفتن است و کلام منشعب از معنای اصلی ماده حدیث است زیرا که کلام؛ از پس آن، شی ای بعد از شی دیگر واقع می شود،  همین امر دلیلی بر وجه تسمیه آن است[7] و در لسان العرب نیز به معنای واقع شدن آمده است.[8]. و معنای بدعت نیز در ماده حدث نهفته شده است چنانچه در روایت نبوی آمده است« إِياكم و مُحْدَثاتِ الأُمور[9] از دیگر معانی حدیث، خبر،سخن و روایت است که جمع آن بر وزن «افاعیل- احادیث» می باشد.[10] حدیث در صورتی که جمع آن بر وزن حداث باشد به معنای جدید نو و تازه است.و در صورتی که جمع آن بر وزن احادیث باشد به معنای خبر می آید.[11] و مراد از کلام هر کلامی نیست بلکه هر سخنی که به عنوان حکایت رخداد است از دیگر معانی حدیث « مَا يُتَحَدَّثُ به و يُنْقَلُ » و از این قبیل معناست حدیث رسول خدا.[12] در کلیات ابوالبقاء نیز معنای اخباریت برای حدیث مطرح گردیده است[13] با توجه به اینکه حدیث اسم مصدر است[14] و از باب تفعیل و از سوی دیگر در باب تفعیل حدیث به معنای بازگو نمودن رخداد است از این رو معنای کلام در حدیث شامل همه ی اقسام کلام را شامل نشده و معنای گزارشی و نقلی بودن کلام در آن اصالت دارد.

1.2.سنت در لغت

سنت در لغت به معنای راه،روش،سیرت[15]، طریقه[16]،آمده است.از دیگر معانی سنت، صورت  می باشد.[17] واژه «سنة» برگرفته از ریشه (س-ن-ن)است که اشتقاقات فراوانی از ریشه ی آن حاصل شده است.صاحب مقائیس اللغة در بیان اصل و معانی بنیادین ماده سنن می نویسد:« هو جريَان الشى‌ء و إطرادُه فى سهولة، و الأصل قولهم سَنَنْتُ الماءَ على وجهى أَسُنُّه سَنًّا...... مما اشتقّ منه السُّنَّة، و هى السِّيرة... و إنما سمِّيَت بذلك لأنها تجرى جريًا».[18]ریشه سنن به معنای جریان آسان امور و سنت که به معنای سیره و روش است از ان مشتق شده است و نامگذاری سیره و روش به عنوان« سنّة » به خاطر شباهت سیره و روش به جریان است در اینکه سیره و روش در زندگی جریان دارد.

1.3.حدیث و سنت در اصطلاح

حدیث و سنت در معنای اصطلاحی نزد محدثین و اصولیین از اهل سنت تعریف واحدی دارد.[19]حدیث در نزد محدثین به قول،فعل، تقریر، صفت خلقیه و صفت خُلقیه منتسب به پیامبر اکرم (ص) اطلاق می شود، « ما أُضِيْفَ إلى النَّبِيِّ - صلى الله عليه وسلم - مِنْ قَولٍ أو فِعْلٍ أو تَقْرِيرٍ أو صِفَةٍ.».[20]و عینا همین تعبیر را نیز در مورد سنت به کار گرفته اند.در تعرف سنت نزد محدثین آمده است:« كُلُّ ما صَدَرَ عَنِ النَّبِيِّ - صلى الله عليه وسلم - مِنْ قَوْلٍ أو فِعْلٍ أو تَقْرِيْرٍ.».[21]

در نزد اصولیون از اهل سنت، سنت و حدیث در اصطلاح مترادف یکدیگر ذکر شده اند.[22]منتهی در تعرف آن، واژه صفت بخاطر عدم مناسبت آن با موضوع علم اصول ذکر نگردیده است.[23]و علمای اصول درتعریف اصطلاحی سنت آن را به قول، فعل و تقریر پیامبر اختصاص داده و قید صحابی و تابعین را در تعریف اضافه ننموده اند.[24] اما مطلب مهم اینکه: اختلاف محدثین در بیان محدوده تعریف اصطلاحی حدیث امری آشکار است زیرا جماعتی از اهل سنت اصطلاح حدیث را به قول،فعل و تقریر پیامبر(ص) اختصاص و صرفا حدیث مرفوع را از آن اراده نموده اند و در مقابل آن، اصطلاح خبر را اعم از مرفوع  و موقوف وضع کرده و شامل قول وفعل و تقریر صحابه و تابعین دانسته اند. از این رو، در تعبیر آنان هر حدیثی خبر نامیده می شد ولی هر خبری در تحت تعریف حدیث قرار نمی گیرد.[25]

 و برخی تعریف حدیث را به فعل، قول و تقریر نبی اکرم محدود نکرده، بلکه آن را به صحابی و تابعین نیز گسترش داده اند که در این صورت، اصطلاح حدیث ،مرفوع و موقوف را شامل می شد.سیوطی اختصاص حدیث به مرفوع را ضعیف دانسته بلکه با توسعه ی تعریف حدیث به قول و فعل و تقریر صحابی و تابعین، حدیث موقوف و مقطوع را داخل تعریف قرار داده است.[26]و بر اساس این تعریف، حدیث مترادف خبر می باشد. ترادف حدیث با خبر را می توان از نظرات متقدمین اهل سنت دریافت زیرا در منابع حدیثی متقدمین حدیث از حیث متن به مرفوع، مقطوع و منقطع تقسیم شده است[27] و این دال بر ترادف خبر با حدیث بوده است.[28] و  برخی از محدثین، سنت را اعم از حدیث دانسته و حدیث را صرفا به قول پیامبر اکرم تعریف و در مقابل سنت را اعم از قول و فعل و تقریر پیامبر اکرم (ص)معنا کرده اند.« وَهِي أَعم مِنْهُ عِنْد من خص الحَدِيث بِمَا أضيف إِلَى النَّبِي عَلَيْهِ الصَّلَاة وَالسَّلَام من قَول فَقَط».[29]

از نتایج مطالب مذکور اینکه: با وجود طرح برخی ادعا ها مبنی بر اتفاق اهل سنت در هم معنایی اصطلاح حدیث و سنت و اراده بر ترادف دو اصطلاح، همچنان اختلافات معنا داری در محدوده تعاریف ارائه شده برای نفس حدیث و نیز ارتباط آن با اصطلاح سنت وجود دارد. و می توان از تعاریف مذکور چنین برداشت کرد که؛ تعریف اصطلاحی سنت تابع معنای لغوی آن بوده[30] ولی تعریف اصطلاحی حدیث مطابق معنای لغوی به تعبیر « کل ما یتحدث به من کلام و خبر»[31] یعنی هر کلام و خبری که بواسطه آن حکایت و گزارش از چیزی می شود،نمی باشد و با وجه اخباریت کلمه حدیث[32] مخخالف می باشد.

 

[1] شیرازی، ناصر مکارم، دائرة المعارف فقه مقارن،ص423

[2] عتر، نورالدین،منهج النقد فی علوم الحدیث، ص26و28 / صبحی صالح، علوم الحدیث و مصطلحه، ج1ص3./ عجاج، اصول الحدیث و علومه و مصطلحه، ص19

[3] جمال الدین، محمد، قواعد التحدیث من فنون مصطلح الحدیث، ص 85

[4] شیخ بهایی،الوجیز فی علم الدرایة، ص2

[5] «فأصله ضدالقدیم» ابن جماعه، بدرالدین، المنهل الروی فی مختصرعلوم الحدیث، ص30 // جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح- تاج اللغة و العربیة ج1ص278... طبق نظر الصحاح وزن فعلی این معنا فعُل است// ابن منظور، جمال الدین، لسان العرب،ج2ص131.// «حديث هر چيز تازه‌اى است خواه فعل باشد يا قول »قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن،ج2ص111

[6] فیومی احمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، ج2 ص 124

[7] احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج2ص36

[8] حَدَثَ أَمرٌ أَي وَقَع

[9] ابن منظور، جمال الدین، لسان العرب،ج2ص131

[10] جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج1ص278-279

[11] جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج1ص278

[12] فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ج2 ص 124/// كل ما يتحدث به من كلام و خبر: (ج) أحاديث. سعدی، ابوجیب، قاموس الفقهی لغة و اصطلاحا، ص79

[13] ابوالبقاء، الکلیات، ج2ص202

[14] ابن منظور، محمد،لسان العرب، ج2،ص133

[15] «السنة: السیرة» الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة،ج5ص139

[16] طریحی،فخرالدین،مجمع البحرین، ج6ص268

[17] الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة،ج5ص139

[18] احمد بن فارس، معجم مقائیس اللغة، ج3ص60و61

[19] أرشیف ملتقی اهل الحدیث، ج47ص310« /صفة خِلقية [ما مسست ديباج ولا حرير ألين من كف النبي صلى الله عليه وسلم – إذا سر استنار وجهه] أو خُلقية [كان خلقه القرآن – كان لا يرد أحدا سأله مسألة إلا بها أو بميسور من القول] أو سيرة (قبل البعثة [كان يتعبد في غار حراء] أو بعدها [كغزواته وغيرها.»/ عتر، نورالدین، منهج النقد فی علوم الحدیث، ص26الی28 /  صبحی صالح، علوم الحدیث و مصطلحه، ج1ص3

[20] الزاهدی، حافظ ثناءالله،الفصول فی مصطلح حدیث الرسول، ج1 ص 5

[21] زهرانی، محمد بن مطهر، تدوین السنة النبویة، ج1ص17

[22] وَأما السّنة فَتطلق فِي الْأَكْثَر على مَا أضيف إِلَى النَّبِي عَلَيْهِ الصَّلَاة وَالسَّلَام من قَول أَو فعل أَو تَقْرِير فَهِيَ مرادفة للْحَدِيث عِنْد عُلَمَاء الْأُصُول//طاهر الجزائری، توجیه النظر الی اصول الاثر، ج1ص40

[23] عتر،نورالدین، منهج النقد فی علوم الحدیث،ص28

[24] همان

[25]جزائری، طاهر،توجیه النظر الی اصول الاثر،ج1ص40//  سباعی، مصطفی، السنة و مکانتها،ج1 ص 46//

[26] أرشیف ملتقی اهل الحدیث، ج47ص310

[27] خطیب بغدادی، احمد بن علی، الکفایة، ص31  محمد بن جماعة، المنهل الروی فی مختصر علوم الحدیث،ص39و40// عثمان بن عبدالرحمن، علوم الحدیث، ص42 الی47

 

[28] چنانچه برخی از محققین اهل سنت ادعا کرده اند که حدیث،خبر و اثر در نزد محدثین به یک معنا آمده است« ان هذه الثلاثة متردفة عند المحدثین». قواعد التحدیث، ص 85

[29] جزائری، طاهر، توجیه النظر الی اصول الاثر ج1 ص40

[30] صبحی صالح، علوم الحدیث و مصطلحه، ج1ص6« فانها تبعا لعناها اللغوی- کانت تطلق علی الطریقة الدینیّة التی سلکها النبی».

[31] جمعی از مولفین، معجم الوسیط، ج1ص160

[32] ابوالبقاء، الکلیات، ج2ص202

کلمات کلیدی: 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
3 + 5 =
*****