تعادل میان خنده و گریه

19:58 - 1403/01/20

یکی از هجمه‌هایی که توسط دشمنان اسلام به این شریعت آسمانی وارد می‌شود این است که به تمامی جهانیان و نیز پیروان سایر ادیان اینگونه القا می‌کنند که دین مبین اسلام تنها دین عزاداری و غصه و ماتم است. این در حالی از که یکی از مهم‌ترین آموزه‌های این دین میانه‌روی و تعادل در همه امورات از جمله خندیدن و گریستن و شادی و غم است.

مقدمه: تعادل و میانه‌روی در همه چیز علاوه بر اینکه یکی از مهم‌ترین دستورات دین مبین اسلام است، اقتضای برخورداری از قوه عقلانیت نیز هست، یعنی هر انسان عاقلی از افراط و تفریط در همه امورات می‌پرهیزد چرا که عقل اینگونه حکم می‌کند که باید در همه امورات میانه رو بود، حتی فیزیولوژی خلقت بدن انسان نیز بر مبنای تعادل و میانه‌روی است. یعنی به طور مثال گرسنگی در کنار سیری قرار گرفته است، یعنی زمانی که از شدت گرسنگی غذایی را می‌خوریم دیگر نمی‌توانیم فراتر از حس سیری لقمه‌ای را برداریم چرا که معده و دستگاه گوارش ما دیگر جایی برای دریافت و هضم غذا ندارد. 

این فیزیولوژی ذاتی که بر مبنای تعادل و میانه روی است، در امورات روحی و روانی‌ ما نیز نهادینه شده است، یعنی خنده در کنار گریه و شادی در کنار غم قرار گرفته و عقل از افراط و تفریط در هر کدام نهی می‌کند. 

آموزه‌های اسلامی همواره شادی را در کنار غم و گریه را در کنار خنده قرار داده است تا بدین وسیله به حیات مسلمانان تعادل بخشد، بنابراین علی رغم هجمه‌های دشمنان اسلام به جوامع اسلامی علی الخصوص جوامعی که مذهب تشیع دارند، این آیین آسمانی نه تنها پیروانش را از گرایش به شادی و خنده نهی نکرده است بلکه یکی از خصوصیات مومنان را شاد بودن آنان برشمرده است، چنانچه خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَٰلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ» [۱] «بگو: «به فضل و رحمت خداست كه [مؤمنان‌] بايد شاد شوند.» و اين از هر چه گرد مى‌آورند بهتر است». 

بنابراین دین مبین اسلام آنقدر کامل و خیرخواه انسان‌ها است که تمامی تمایلات فطری آنها که شادی و غم یکی از آنها است را در نظر گرفته و برای هر کدام از آنها بهره‌ای را برای انسان‌ها در نظر گرفته است و هیچ کدام را از انسان‌ها نهی نکرده است، اما برای بهره‌وری انسان‌ها از این تمایلات فطری برنامه‌ای چیده است و از افراط و تفریط در آنها نهی کرده است. 

یکی از مهمترین توصیه‌های نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این بود که مومنان باید یکدیگر را شاد کنند چرا که شاد کردن مومنان در حقیقت شاد کردن رسول خدا است و شاد کردن رسول خدا همان شاد کردن خداوند متعال است! چنانچه آن حضرت می‌فرمایند: «مَن سَرَّ مُؤمنا فَقَد سَرَّني ، و مَن سَرَّني فَقَد سَرَّ اللّه َ» [۲] «هر كه مؤمنى را شاد سازد ، مرا شاد ساخته و هر كه مرا شاد كند ، خدا را شاد كرده است». 

حالا ممکن است سوال پیش بیاید که وقتی که شادی هست و می‌توان شاد بود چرا باید در کنار آن گریه هم باشد؟ 

پاسخ به این سوال این است که خداوند متعال خلقیات انسان را به گونه‌ای تنظیم کرده است که تمامی حالات روحی آن در مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند که یکی از آنها غم در مقابل شادی است. یعنی تا غم نباشد شادی معنی پیدا نمی‌کند و نیز تا شادی نباشد غم معنی پیدا نمی‌کند. همانگونه که به طور مثال تا خوبی نباشد بدی معنی پیدا نمی‌کند و نیز تا بدی نباشد خوبی معنا پیدا نمی‌کند. و یا به طور مثال تا شب نباشد روز معنی پیدا نمی‌کند و نیز تا روز نباشد شب معنی پیدا نمی‌کند. همه این تضادها باید در چرخه هستی و نیز در خلقیات انسان باشد تا به بخشی از پیکره وجودی انسان مفهوم و معنا بخشد. 

بنابراین یکی از نیازهای انسان گریه و غم است، به طور مثال وقتی که انسان در سوگ عزیزی می‌نشیند فطرت انسان به غم و گریه رجوع می‌کند. 

یکی از مهم‌ترین مواردی که انسان را به گریه وا می‌دارد، خوف و حقارت او در مقابل عظمت خداوند متعال و نعمت‌هایی است که خداوند متعال به او عطا کرده است می‌باشد، و انسان حقیری که می‌داند هر چقدر هم عبادت او را کند باز هم نتوانسته ذره حق بندگی را به او ادا کند، در مقابل عطاهای بی‌شمار خداوند متعال شرمنده می‌شود و احساس حزن و اندوه می‌کند و با گریه و ناراحتی و پریشانی شکر او را به جای می‌آورد، و یا اینکه اگر انسان نشانه‌ای از نشانه‌های خداوند متعال را با تمام وجودش درک کند ناخودآگاه از شدت حیرت و ناچیزی خود در مقابل درگاه خداوند متعال اشک در چشمانش حلقه می‌زند و به گریه و زاری می‌افتد، چنانچه خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَىٰ أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ ۖ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ» [۳] «و هر زمان آیاتی را که بر پیامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشمهای آنها را می‌بینی که (از شوق،) اشک می‌ریزد، بخاطر حقیقتی که دریافته‌اند؛ آنها می‌گویند: «پروردگارا! ایمان آوردیم؛ پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنویس!». 

در حقیقت گریه و غم و ماتم، زبان احساس است، و احساسات آدمی اگر بخواهد خودش را به نمایش بگذارد با گریه و غم خودش را نشان می‌دهد. به خاطر همین است که در جامعه افرادی را که به خاطر پیامد ناگواری غم و غصه نمی‌خورند و گریه نمی‌کنند، قسی‌القلب و سنگدل و بی‌احساس خطاب می‌کنند. 

اما اوج احساس انسانی، زمانی خود را نشان می‌دهد که انسان به قله احساسات و عشق ورزی خود برسد، به گونه‌ای که با دیدن چیزی و از شدت شوق، خنده و گریه با یکدیگر عجین شوند! این پارادوکس بسیار زیبا همان اشک شوقی است که احساسات آدمی را به بهترین شکل ممکن القا می‌کند، این اشک‌های شوق همان قره العین محسوب می‌شوند که خداوند متعال در مورد آن در قرآن کریم می‌فرماید: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ» [۴] «هیچکس نمی داند که برایش چه قرة العین‌هایی پنهان کرده ایم». 

بنابراین دین مبین اسلام نه تنها شادی را از پیروانش نهی نکرده است بلکه برای آن فوایدی را نیز برشمرده است، چنانچه مولای متقیان حضرت امام علی علیه السلام می‌فرمایند: «السُّرُورُ يَبسُطُ النَّفسَ و يُثِيرُ النَّشاطَ ، الغَمُّ يَقبِضُ النَّفسَ و يَطوِي الانبِساطَ» [۵] «شادى ، انبساط روح مى آورد و نشاط انگيز است. غم، گرفتگى روح مى آورد و انبساط را در هم مى پيچد». 

اما برای شادی و خندیدن حد و حدود و به عبارت دیگر تعادل و میانه‌روی را در نظر گرفته است، چرا که همانگونه که غم و غصه و گریه بیش از حد برای جسم و روح انسان ضرر دارد، شادی بیش از حد نیز آثار سوء بسیاری را در پی خواهد داشت، چنانچه نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: «إيّاكَ و كَثرَةَ الضَّحِكِ ؛ فإنّهُ يُمِيتُ القَلبَ» [۶] «از خنده زياد بپرهيز، كه آن دل را مى ميراند». 

و نیز دین مبین اسلام پیروانش را از شادی و خندیدن‌های نابجا نهی کرده است، نه اینکه اصل پرداختن به شادی و خندیدن را نهی کرده باشد، مانند شادی کردن در هنگام معصیت که حضرت امام علی علیه السلام در این مورد می‌فرمایند: «التبجح بالمعاصي أقبح من ركوبها»[۷] «شادی کردن به گناه زشت‌تر از انجام دادن آن است». 

و یا اینکه شادی کردن و خندیدن ما به خاطر لغزش دیگران باشد که از این مورد خندیدن و شادی نیز نهی شده است، چنانچه حضرت امام علی علیه السلام در این مورد می‌فرمایند: «لا تَفرَحَنَّ بِسَقْطَةِ غَيرِكَ ؛ فإنَّكَ لا تَدري ما يُحدِثُ بِكَ الزَّمانُ» [۸] «از به زمين خوردن ديگران شاد مشو؛ زيرا تو نمى دانى كه زمانه با تو نيز چه خواهد كرد». 

 

پی نوشت

[۱] سوره یونس، آیه ۵۸

[۲] الکافی، شیخ محمد بن یعقوب کلینی، جلد ۲، صفحه ۱۸۸، حدیث ۱

[۳] سوره مائده، آیه ۸۳

[۴] سوره سجده، آیه ۱۷

[۵] عیون الحکم و المواعظ، علی بن محمد لیثی واسطی، صفحه ۶۲

[۶] الخصال، شیخ صدوق، جلد ۲،صفحه ۵۲۶

[۷] غرر الحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، صفحه ۱۸۷

[۸] غرر الحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، صفحه ۳۰۱

کلمات کلیدی: 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
2 + 2 =
*****