فرق شيخيه با شيعه

21:00 - 1392/02/11
شيخيه نامي است كه به پيروان شيخ احمد احسايي اطلاق مي‌شود. هر چند بنيان گذار واقعي اين مسلك، شاگرد شيخ احمد، يعني سيد كاظم رشتي بود. ولي بعد از مرگ سيد كاظم اين مسلك به چندين فرقه تقسيم شد.
فرقه شیخیه

فرق شيخيه با ما شيعيان چيست؟

پاسخ:

شيخيه نامي است كه به پيروان شيخ احمد احسايي اطلاق مي‌شود. هر چند بنيان گذار واقعي اين مسلك، شاگرد شيخ احمد، يعني سيد كاظم رشتي بود. ولي بعد از مرگ سيد كاظم اين مسلك به چندين فرقه تقسيم شد كه هر كدام داعيه استقلال داشتند و براي خود سبك و سياق خاصي دست و پا كرده بودند.

1. فرق شيخيه كرمان با شيعيان:شيعيان به پنج اصل توحيد، عدل، نبوت، امامت و معاد، اعتقاد دارند و هر كس را كه به اين پنج اصل باور داشته باشد، شيعه اماميه مي نامند. امّا شيخيه كرمان به جاي اين پنج اصل، معتقدند كه دين بر چهار ركن استوار است، يعني معرفت خداوند، معرفت پيامبر، معرفت امام و معرفت فقيه جامع الشرايط كه در زمان غيبت، جانشين امام ـ عليه السلام ـ است و اين ركن اخير را «ركن رابع» يا ركن چهارم مي نامند. به عقيده شيخيه كرمان ركن رابع ابتداء شيخ احمد احسايي بود، سپس سيد كاظم رشتي اين مقام را يافت و بعد از او حاج كريم خان به اين درجه رسيد و بعد از وي نيز فرزندان و نوادگان كريم خان به صورت ارثي جانشين وي مي گردد.(1) بايد يادآور شد كه شيخيه كرمان اصل معاد و عدل را انكار نمي كنند. ولي مي گويند: اين دو از مسلمات است و دليلي براي ذكر آنها نيست. به همين دليل نمي توان آنان را از جرگه شيعيان اماميه بيرون كرد. هر چند بزرگانشان به دليل بعضي اغراض دنيوي و يا رياست طلبي ها سعي در جدا كردن آنها از شيعيان اماميه را دارند.

2. فرق شيخيه آذربايجان با شيعيان شيخيه آذربايجان كه شامل مسلك هاي ثقة الاسلامية، عميد الاسلامية، حجة الاسلامية و احقاقيه مي شود، تقريباً از بين رفته و تنها طرفداران مسلك احقاقيه كه گاهي به انان «كشفيه» نيز اطلاق مي شود، باقي مانده اند كه در اطراف تبريز، كويت و برخي اماكن ديگر حضور دارند. اينان در اصول و فروع دين با شيعيان (متشرعه) اختلاف نداشته و هم چون سايرين به اصول پنج گانه و فروع دهگانه دين، باور دارند و هر چند به دليل پيروي از آراء فلسفي و كلامي شيخ احمد احسايي در مورد معاد و معراج پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و غلّو در مقام ائمه ـ عليهم السّلام ـ شيخيه ناميده مي شوند، ولي به شدت با شيخيه كرمان مخالف بوده و ردّيه هاي متعددي بر عليه آنان نوشته اند كه در ذيل به برخي از آنها اشاره مي شود:
1. احقاق الحق و ابطال الباطل: تأليف ميرزا موسي اسكويي.(2)
2. سفرنامه، تأليف ميرزا حسن احقاقي.
3. كلمه اي از هزار، تأليف معتمد الاسلام.
4. الم المحدثة، تأليف محمد حسين حجة الاسلام كه به درخواست ناصرالدين شاه قاجار اين كتاب را در ردّ شيخيه كرمان، نوشته است.
5. صحيفة الابرار في مناقب المعصومين الاطهار، تأليف محمد تقي حجة الاسلام (نيّر)(3) بنابراين شيخيه آذربايجان برخلاف شيخيه كرمان در اصول دين مخالفتي با شيعيان (متشرعه) ندارند، هر چند در چند امر جزيي برخلاف شيعه ها عمل مي كنند كه به آنها اشاره مي‌شود.
الف) بر اساس عقيده شيخيه آذربايجان امام به خواست الهي به گذشته و آينده علم حضوري دارد نه علم حصولي. بدين معني كه تمام اين معلومات در ذهنش دائماً حاضر است.(4)
2. شيخيه آذربايجان معتقدند كه خون و ساير فضولات امام طاهر بوده و نجس نيست(5) اين مسئله قبل از شيخيه نيز در ميان برخي از شيعيان كه محكوم به غلّو شده اند، مطرح بوده و باز بايد گفت: اين باور نيز موجب جدايي آنان از شيعه نمي شود.
3. گفته شده كه طايفه مذكور شيعه را به دو قسم كامل العقيده و ناقص العقيده تقسيم مي كنند و معتقدند كه شخص كامل العقيد كه خودشان باشند، نبايد از مرجع ناقص العقيده كه همان متشرعه و شيعيان هستند، تقليد كند يا پشت سرا مام جماعت ناقص العقيده نماز بخواند.(6)
4. گفته شده كه برخي از آنان معتقدند كه در تشهد نماز بعد از «اشهد اَنّ محمداً عبده و رسوله» بايد «اشهد اَنّ عليّاً ولي الله» گفته شود. هم چنين در اذان بايد بعد از «حي علي خيرالعمل» بايد «محمد و آله خيرالبريّه» گفته شود. البته بايد متذكر شد كه در دوران آل بويه شعار شيعه «محمد و عليّ خيرالبشر» بوده و به دستور پادشاهان ديلمي اين شعار را بر ديوارهاي بغداد، مي نوشتند و حتي در اوائل آغاز به كار دولت صفوي نيز برخي اين شعار را در اذان ذكر مي كردند ،ولي طبق فتواي مراجع اين دو را نمي توان جزء اجزاء تشهد نماز يا اذان، دانست و آن گونه كه نقل شده از مسلمات شيخيه نيز نمي باشد. چنان كه مي گويند: برخي از شيخي هاي ساكن گوگان كه شهري در نزديكي تبريز است به حاج ميرزا عبدالرسول احقاقي گفته بودند كه اگر بعد از تشهد، اشهد انّ عليا ولي الله نگويد، پشت سر او نماز نمي خوانند به همين خاطر وي در آن شهر آن را مي گفت ولي در تبريز نمي گفت. هم چنين نقل شده كه ميرزا محمد ثقة الاسلام گفته بود كه بعد از حي علي خيرالعمل نگوييد: محمد و آله خيرالبريّه، چون برادران ديني ما نمي گويند و ناراحت مي شوند.
در نهايت مي توان گفت كه شيخيه آذربايجان در ميان ساير شيعيان پراكنده شده و از ميان رفته اند. تنها برخي از طرفداران مسلك احقاقيه باقي مانده اند كه البته افراد عادي آنان فقط اسماً خود را شيخي مي نامند و در عمل با ساير شيعه ها فرقي ندارند و خواص آنان نيز هر چند به موارد ياد شده در بالا اعتقاد دارند ولي نمي توان آنها را خارج از جرگه شيعه دانست، چون در اصول دين و فروع با سايرين فرقي ندارند. هر چند اگر رياست طلبي همين خواص نبود اكنون مسلكي به نام شيخيه وجود نداشت.
در مورد شيخيه كرمان هم بايد گفت: هر چند تلاش هاي كريم خان قاجار و برخي از جانشينان وي براي جدا كردن شيخيه كرمان از شيعيان تا اندازه اي موفقيت آميز بود و توانستند تا حد زيادي فاصله بين شيعه متشرعه و شيخيه را زياد كنند با اين همه اگر جلوي رياست طلبي اين افراد گرفته شود، مي توان اين فاصله را از بين برد چنان كه خطيب بزرگ حجة الاسلام والمسلمين فلسفي (ره) در برخي از سفرهاي تبليغي خود به كرمان، چنين نيتي را دنبال مي كرد و تا حدي موفق شده بود. ولي برخي از افراد سودجو كه مطامع دنيوي خود را با فتنه جويي دنبال مي كنند مانع اين كار شدند.
به هر صورت محققين مذاهب اسلاميه هميشه بعد از تحقيق در مورد شيخيه از خود و سايرين مي پرسند فرق شيخيه و ساير شيعيان چيست و همگي نيز به اين نتيجه مي رسند كه فرق اساسي وجود ندارد و تنها برخي اميال و رياست طلبي هاي بزرگان شيخيه كه امروزه اين رياست را هم چون نظام شاهنشاهي ارثي كرده و حتي از قبل وليعهد خود را معرفي مي كنند، بر اين جدايي و افتراق مي افزايد والا عوام شيخيه از مسلك خود جز نام كه آن را نيز از پدران به ارث برده اند چيزي نمي دانند و همانند ساير شيعيان رفتار كرده به تكاليف شرعي خود عمل مي كنند.

پاورقی:

1. سبحاني، جعفر، المذاهب الاسلاميه، قم، موسسه امام صادق، چاپ اول، 1423 ق، ص 356 و 357.
2. ر. ك: ميرزا موسي اسكويي حائري، احقاق الحق، نجف، مطبعة النعمان، چاپ دوم، 1385 هـ ، ق.
3. اين كتاب با تصحيح ميرزا عبدالرسول احقاقي در تبريز و مطبعة الشفق به چاپ دوم رسيده است.
4. المذاهب الاسلاميه، ص 358.
5. همان، ص 358.
6. همان، ص 357.

منبع:مرکز مطالعات و پاسخگوئی به شبهات حوزه علمیه قم

کلمات کلیدی: 

نظرات

تصویر طلبه کرمانی
نویسنده طلبه کرمانی در

سلام ببخشید من درباره شیخیه کرمان تحقیق کردم اما ظاهرا هیچ نهادی اطلاعات درستی تحویل ما نداد

بعضی از اشنایان ما گرایش به شیخیه کرمان پیدا کرده اند و البته بعضی هم سال ها هست که تبلیغ این ان را می کنند

تقریبا از 90 در صد طلاب و اساتید کرمان که من و دیگر دوستان طلبه پرسیدیم اطلاعات درستی نداشتند و این کنجکاوی من را به این مذهب بیشتر کرد متاسفانه اظهار و نظر های ضد و نقیصی درباره اون شده اما اطلاعات صرفا یک نقل تاریخی ناقص هست

 

در کل من به عنوان مبلغ حقیقتا در بعضی از مباحث این مذهب مانده ام و چون به نتیجه درستی نسبت به جواب های اون ها نرسیده ام و هیچ کس و موسسه ای هم در کرمان پاسخگو نیست مانده ایم در تبلیغ عزیرانی که در این زمینه سوال می کنند چه جوابی بدهیم

 

به نظرم ضعف شدید تبلیغی در کرمان در مقابل این جریان هست هم اینکه طلاب خیلی ضعیف عمل می کنند و هم اینکه

اکثر مساجد اصلی شهر و نزدیک این طیف فکری عملا بی اثر هستند و هم بی تفاوت

 

و از طرفی ما با هجمه ای از سوالات در گیر هستیم که واقعا تصمیم گرفته می شود یا به این نوع سوالات اهمیتی داده نشود یا اینکه پاسخ قابل قبولی برای ان ها نداریم

این طیف فکری عملا تبلیغ می کنند و هیچ نهادی هم در مقابل تبلیغ این ها عکس العمل خاصی ندارند و فقط توصیه می کنند که شما با ان ها در ارتباط نباشید که واقعا حرف کاملا غیر منطقی هست

 

 

سوال این هست وقتی نهاد های فرهنگی سپاه و سازمان تبلیغات و اوقاف و حوزه علمیه در مقابل این جریان و جریان های اعتقادی کار کرد شان را از دست داده اند و عملا به زندگی روزمره خود بودن حضور در بین مردم ادامه می دهند تکلیف طیف عظمیم اعتقادی مردم که سالانه با مشکلات فرهنگی و اقتصادی و بحران های اجتماعی چه خواهد بود

ایا با این روند کارکردی ضعیف پرداخت وجوهات شرعی به متولیان استان جایز هست ؟

اگر شیخیه پذیرفته هست چرا باید تبلیغات اشکار تری در جامعه نداشته باشد ؟

کار کرد خوب شیخیه در کرمان با توجه به محدودیت ها شدید ایا این سوال را به ذهن نمی رساند برای پذیرش این جمع فکری ؟

 

چرا این موضوع با این همه اهمیت مورد توجه و اهمیت علما و مراجع قرار نمی گیرد ایا اون ها هم از این موضوع بی اطلاع هستند ؟ اگر این جور باشد که فاجعه هست

 

 

انتشار رسمی افکار شیخیه در سایت های زیر

 

 

سال ساخت سایت شیخیه ۹۵/۱۱/۱۷

http://m-kermani.ir/2017/02/14/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%85%da%...

 

 

سال ساخت سایت شیخیه 1382

 

 

منتظر اظهار نظر شما هستم

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

تو داری سایت شیخیه را تبلیغ میکنی یا میخواهی دفع شبهه کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تصویر montazer12
نویسنده montazer12 در

با سلام 

نویسندگان مسلک شیخیه تلاش دارند تا فرقه‌ی خود را جماعتی از مسلمانان و پیرو مذهب شیعه‌ی دوازده امامی معرفی کنند. این در حالیست که با بررسی باورها و عقاید پیشوایان این مسلک، به تفاوت‌های اساسی میان باورهای این فرقه، با اعتقادات اسلامی پی خواهیم برد. از این‌رو در ادامه، به برخی اعتقادات پیشوایان شیخی که عقاید این جماعت را از سایر مسلمانان جدا می‌سازد اشاره خواهیم نمود.
اول: «انکار معاد جسمانی»: کتاب آسمانی قرآن، صراحتاً انسان‌ها را به برپایی قیامتی جسمانی وعده داده و مخالفین آن را کافر برشمرده است: «ذلِکَ جَزاؤُهُمْ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِآياتِنا وَ قالُوا أَ إِذا کُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَديداً [اسراء/98]؛ این کیفر آن‌هاست، بخاطر این‌که نسبت به آیات ما کافر شدند و گفتند: آیا هنگامی که ما استخوان‌های پوسیده و خاک‌های پراکنده‌ای شدیم، بار دیگر آفرینش تازه‌ای خواهیم یافت؟». با این حال، شیخ احمد احسایی به مخالفت با این اصل اعتقادی پرداخت و تفسیر جدیدی از معاد موعود ارائه نمود.[1] از این‌رو عالمان برجسته‌ای از مذهب حقه‌ی شیعه (نظیر: ملا محمدتقی برغانی، ملاجعفر استرآبادی، شریف العلماء سید ابراهیم، شیخ محمدحسین صاحب فصول، شیخ محمدحسن نجفی صاحب جواهر، ملاآقا دربندی و...)، حکم به تکفیر وی دادند.[2]
دوم: «غلو در مقام اهل‌بیت (علیهم السلام)»: شیخ احمد احسایی در آثار خود، مطالب غلو آمیزی در خصوص جایگاه و شأنیت معصومین (علیهم السلام) ذکر کرده است.[3] این در حالیست که معصومین (علیهم السلام) برخورد بسیار تندی با غالیان در زمان خود انجام داده‌اند.[4]
سوم: «اعتقاد به رکن رابع»: پیشوایان شیخیه با اعتقاد بدعت‌آمیز خود به "رکن رابع" (: یا شیعه‌ی کامل به معنای وجود نائبی خاص برای امام زمان (علیه السلام) در هر عصری است)، با توقیعات امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) در خصوص نبود نائبی خاص برای ایشان در عصر غیبت کبری [5]، مخالف کرده و همچنین زمینه را برای پیدایش فرقه‌ی ضالّه‌ی بابیت فراهم کردند.[6] لذا از این‌روست که پیشوای فرقه‌ی ضالّه‌ی بابیت، از شیخ احمد احسایی و کاظم رشتی، به عنوان مبشران خود یاد نموده است.[7]
در پایان باید گفت که حتی اگر برای تمام اشکالات اعتقادی وارده به پیشوایان شیخی، توجیه‌سازی شود؛ اینک باید پرسید که در این فرض، تأسیس فرقه‌ای جدید تحت عنوانی خاص و متمایز، و کوبیدن در طبل تفرقه و جدایی، از چه توجیهی برخوردار است؟!

پی‌نوشت:
[1]. شیخ احمد احسایی، شرح الزیارة الجامعة الکبیره، کرمان: به کوشش عبدالرضا ابراهیمی، 1355 ش، ج 3، ص 92.
[2]. میرزا محمد تنکابنی، قصص العلماء، بی‌جا: چاپ‌خانه حیدری، بی‌تا، ص 40.
[3]. شیخ احمد احسایی، شرح زیارة جامعه کبیره، کرمان: چاپخانه‌ی سعادت، 1356 ش، ج 1، ص 76.
[4]. ر.ک: محمدمهدی ری‌شهری، میزان الحکمه، قم: مکتبه الأعلام الإسلامی، 1404 ق، ج 7، ص 281، ح 14966.
[5]. شیخ طوسی، الغیبة، تحقیق شیخ عبادالله طهرانی، بی‌جا: مؤسسة المعارف الإسلامیه، بی‌تا، ص 395؛ علامه مجلسی، بحارالأنوار، بی‌جا: مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، 1403 ق، ج 2، ص 90.
[6]. کریم خان کرمانی، رساله سی فصل، صص 147-132.
[7]. ر.ک: فاضل مازندرانی، اسرارالآثار، بی‌جا: مؤسسه‌ی ملّی مطبوعات امری، 132 بدیع، ج 2، ص 11.

http://www.adyannet.com/fa/news/27117

تصویر montazer12
نویسنده montazer12 در

البته یک نکته‌ی ضد و نقیضی که در پیامتون قابل توجه بود، اینه که شما خودتون رو طلبه‌ای محقق معرفی می‌کنید و در پایان، تبلیغ سایت شیخیه رو می‌کنید!!!
دوم: منابعی بسیاری در خصوص نقد اعتقاد جریان شیخیه وجود داره، البته گویا شما کم‌کاری دیگر نهادها رو می‌بینید، اما از کم‌کاری خودتون به عنوان یک طلبه، سخنی به میان نمی‌آوردید!
سوم: اگر کارکرد تبلیغی موفق ملاک حقانیت شخص و یا گروهی باشد، پس بسیاری از فرقه‌ها (مثل بابیت، بهائیت، وهابیت و...) باید به حق باشند و آزادی عمل بیابند!

تصویر طلبه محقق
نویسنده طلبه محقق در

سلام دوستان ظاهرا بهشون الهام شده که حتما نظر بدهند اجازه بدهید که کارشناس درستی جواب ما رو بدهد 

دوست عزیز من ده سال هست دارم روی این فرقه ها داوطلبان کار می کنم

 

بله واقعا عده ای اساتید بی سواد هستند اگر نبودند الان این چنین فرقه های نبود 

اولا فرقه شیخیه دنبال تبلیغ خودش نیست و بیشتر به دنبال کیفیت هست تا کمیت 

 

دوما هیچ شیخیه به خودش اجازه نمی دهد به شیخیه بگوید فرقه شیخیه این هم از تععصبات این فرقه هست

 

سوما اگر چهارتا مطلب از اینترنت کپی می کنید اینجا دلیل بر این نمی شود که با سواد هستید و با این مطالب شیخیه را شیعه کردید

 

چهارما شیخیه علما باسوادی دارند اینکه انحراف دارند شکی نیست ولی تعجب این هست این فرقه با انشعاب 28 فرقه دیگر در ایران و عراق و... چرا موضوع اصلی حوزه نیست؟

 

حوزه علمیه دقیقا دارد چه کار می کند

 

پنجما شیخیه سایت های زیادی دارد به زبان های مختلف این یکی رو گذاشتم که با مدرک صحبت کنم اینکه تبلیغ می شود یا نه شما یه سرچی در اینترنت بکنید متوجه می شوید چهارتا علف بچه از این فرقه اساتید و علما ما رو شرمنده کرده اند با فعالیتشون 

 

اصلا هم اشکالی ندارد که تبلیغ بشوند اگر تبلیغشون ممنوع بود بیش از ده سال سایت های این فرقه مسدودمیشد یا اینکه حداقل باید  عده ای قابل توجه از این فرقه هدایت می شدند 

بفرمایید چند نفر از جوانانی که جذب شده اند رو شما بازگشت اند؟ امار دارید ؟ می دونید این فرقه چه تقیقه شدیدی دارد؟ داریم خیال بافی می کنیم؟

 

کتاب های که در نقد این فرقه نوشته شده بیشتر شبیه طنز هست تا نقد 

 

اون ها هم هزار ان کتاب در جواب این مطالب نوشته اند باید مثل کبک داخل برف سرمون رو نبریم 

 

من می ترسم یه روزی طلبه ها و اساتید ما جذب این فرقه بشوند 

 

بنده تلاش خودم رو کردم وقتی یه مشت ادم منفعت طلب و بی تفاوت راحت نشسته اند به کار و زندگی خودشون می رسند 

مگر من طلبه هم بیکار هستم که زندگی و عمرم رو روی بحث ها و کارهای بی تفاوت بذارم

 

خیلی هم خوب کار می کنند چهارتا بچه تونستند سایت بسازند برای این فرقه که حوزه علمیه یه سایت جمع و جور و قشنگ مثل این نداره

 

 

خیلی هاشون تحصیلکرده هستند و میایند پای روضه و...شما بفرما کنار مساجدی که پر از جوان تحصیلکرده هست با مساجدی که چندتا پیر مرد به زور میان مسجد تفاوت نیست؟

این اتحاد با این اقشار تحصیلکرده برای شما تعجب نداره؟

بر حق نیستند ادم های بدی هم نیست خوب کسی نبوده جواب حرف هاشون رو به درستی بده 

 

خودشون که تبلیغ نمی کنند چهارتا جوان شیعه تازه به این فرقه متصل شده دارند یه کارهی می کنند البته نه تبلیغ

 

برو به سایت هاشون سری بزن البته مراقب باش جذبشون نشوی بعد از این کارشناسان عزیز سوال بپرس ببین با این جواب ها میشه این ها رو هدایت کنید

تصویر montazer12
نویسنده montazer12 در

سلام مجدد، دوست گرامی، به جای سفسطه و تعریف بی‌جا از شیخیه و کوبیدن حوزه و روحانیت، اشکال و سؤالتون رو مطرح بفرمایید؟ چه چیزی باعث شده که خیال کنید مسلک به انحراف رفته‌ی شیخیه، عالم و دانشمند و جوان پسند هست، اما مذهب شیعه‌ی اثناعشری با قبول داشتن پنج اصل دینی عقب‌افتاده است؟!
شیخیه (آذربایجان) که تفاوت‌های زیادی با مذهب ما نداره و شیخیه کرمان هم که بارها و بارها در کتاب‌ها و سایت‌های مختلف به شبهات و انحرافاتش پاسخ داده شده.
اینکه بدون هیچ دلیل، طرح شبهه و یا بیان مستندی بگید شیخیه باسواد و منتقدش بی‌سواد، نه دلیل بر حقانیت این مسلک هست و نه نشان بی‌طرفی شما.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
9 + 4 =
*****