دلیل عقلی بر اثبات ولایت فقیه

01:14 - 1392/05/17
در این مقاله ما به دنبال اثبات این امر هستیم که نیاز به ولی فقیه در غیاب امام زمان (علیه السلام) امری عقلانی می باشد. عقل حکم می کند در صورت نبود انسان کامل، شخصی دیگر را به عنوان جانشین انتخاب کند. چنین جانشینی باید سه خصیصه داشته باشد: باید بیشترین آگاهی را نسبت به آموزه های انسان کامل داشته باشد، باید توانایی مدیریت جامعه را داشته باشد، باید راستگو و عادل باشد. به چنین شخصی ولی فقیه می گویند.

مقدمه
امروزه یکی از مهمترین مباحث سیاسی در جهان، روش حکومت است. شیعه معتقد است قوانینی که با عقل بشر وضع می شوند توانایی راضی نگه داشتن همه ی انسان ها را با تمامی نژادها و ... ندارد. تا به امروز هم هیچ حکومت سکولار و غیر سکولاری نتوانسته است قانونی ارائه دهد که در آن عدالت برای همه افراد بشر در نظر گرفته شده باشد. از این رو شیعه به امری ما وراء عقل که عبارت از وحی باشد، معتقد است و انجام کامل و بی نقص این مهم را تنها با راهنمایی و هدایت الهی ممکن می داند. وحی بر پیامبران نازل می شود و آنان مسوول رساندن قوانین و دستورات الهی به بشر می باشند. بعد از آخرین پیامبر الهی _یعنی وجود مبارک رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)_ امامان معصوم از سوی خدای متعال مسؤول حفظ و تبیین دین و تشکیل حکومت اسلامی بودند. بعد از امامان نیز کسانی متولی این امر می باشند که ما به آنها ولی فقیه می گوییم.
در این مقاله ما به دنبال اثبات این امر هستیم که نیاز به ولی فقیه در غیاب امام زمان (علیه السلام) امری عقلانی می باشد.
 
تقریر استدلال عقلی بر اثبات ولایت فقیه
هر موجود زنده ای بر روی زمین از هنگامی که شروع به رشد و نمو می کند، گویی هدفی دارد که به سمت آن در حرکت می باشد. از این رو در هر مرحله ای از حیات، بر اساس آن هدف پیشرفتی بر او عارض می گردد که در نهایت به هدف غایی خود برسد. به عنوان مثال هنگامی که دانه ای گندم در دل خاک قرار داده می شود، شروع به حرکت به سوی هدف غایی خود می نماید. در هر مرحله بر اساس آن هدف غایی خود تغییر شکل می دهد تا به آن هدف برسد. گویی قدرتی در پس این گندم قرار داده شده که او را از مرحله ای به مرحله ی دیگر می برد و در هیچ جای این حرکت دچار سردرگمی نمی گردد. از این رو ما هیچ دانه ی گندمی را ندیده ایم که تبدیل به جو و یا بوته ی هندوانه بشود! در نتیجه در هر موجودی تمامی نیازهای او را قرار داده شده تا در میانه ی راه به سر در گمی دچار نگردد. طبیعتا انسان ها نیز از این قاعده مستثنا نیستند. هر انسانی به طرف هدف غایی خود می رود. لیکن امری که انسان ها را از دیگر موجودات متمایز می کند، قدرت تعقل آنان می باشد. انسان ها از این قوه در راستای زندگی بهتر و راحت تر استفاده می کنند و از همین روست که به زندگی اجتماعی روی آورده است، چرا که با کمک یکدیگر می توانند امور را راحت تر به سر انجام برسانند، اما گاهی این همکاری تبدیل به بهره برداری از دیگران می انجامد. از این رو انسان ها نیاز به قانونی جهت جلوگیری از ظلم به یکدیگر هستند.

از این دو مقدمه به خوبی روشن می گردد که هر نیازی که موجودات بدان احتیاج داشته باشند در وجود آنان قرار داده شده و از طرف دیگر، انسان ها جهت جلوگیری از ظلم به یکدیگر به قانون نیاز دارند؛ نیازی که در دیگر موجودات مشاهده نمی گردد؛ مثلا هیچ گاه ملکه زنبورها، پا را از اختیاراتی که به او داده شده است فراتر نمی گذارد و به طور غریزی عمل می کند اما انسان موجودی مختار و آزاد است. از این رو به این نتیجه می رسیم که حتما قوه ای برای وضع قوانین مناسب در انسان ها قرار داده شده است.

 

شاید در بدو امر به نظر برسد عقل به همین منظور در انسان ها قرار داده شده است. اما با دو مشکل روبرو می باشیم. مشکل اول این است که: اگر وظیفه ی وضع چنین قوانینی بر عهده عقل قرار داده شده است هر عاقلی باید بتواند به جزئیات این قوانین دست یابد، در حالیکه آنچه او تا کنون بدان دست یافته، با قوانین دیگر عقلای عالم تفاوتی نداشته است، چرا که منبع هر دو عقل می باشد.
ثانیا: ما در طول تاریخ با تمامی فراز و نشیب های آن، هنوز به چنین قانونی دست نیافته ایم. قانونی که بتواند عدالت را در سراسر جوامع بشری گسترش دهد و از ظلم جلو گیری نماید. چرا که هر انسانی بر اساس منفعت های شخصی، قبیله ای یا فکری خود قوانینی را وضع می کند. در قبل سیاه پوستان مورد سوء استفاده قرار می گرفتند. الآن نیز به نحوی دیگر کشور های محدودی، منافع همه ی دنیا را در اختیار خود می دانند و هیچ کشوری توانایی محکوم کردن آنان را ندارد. از این رو روشن می گردد قوانینی که ضامن سعادت بشر می باشد با عقل قابل دستیابی نمی باشد.

 

اما همانطور که گذشت، قانون طبیعت به ما آموخته که جواب هر نیازی در موجودات قرار داده شده است، پس باید قوه و قدرت دیگری در انسان وجود داشته باشد که بتواند چنین قوانینی را درک کند. قطعا چنین قوه ی ادراکی را که غیر از قوه ی عقل می باشد، در همه ی انسانها وجود ندارد. بلکه در انسان هایی موجود است که قدرت به خصوصی دارند. در دین به چنین انسانی، انسان کامل و یا پیامبر، به قدرت منحصر به فرد او معجزه و به چنین ادراکی وحی  می گویند. از این رو ما معتقدیم پیامبران علاوه بر داشتن قانونی از طرف خدا، باید معجزه ای مبنی بر ارتباط با عالم ما وراء نشان دهند، اما از آنجایی که چنین شخصی انسان می باشد و از خصیصه های انسانی حیات محدود می باشد، طبیعتا پس از مدتی این عالم را ترک خواهد گفت. عقل حکم می کند در صورت نبود انسان کامل، شخصی دیگر را به عنوان جانشین انتخاب کند. چنین جانشینی باید سه خصیصه داشته باشد:
اول: او باید بیشترین آگاهی را نسبت به آموزه های انسان کامل داشته باشد، چرا که هر انسان عاقلی در امور خود به متخصص ترین هر فنی مراجعه می کند.
دوم: او باید توانایی مدیریت جامعه را داشته باشد؛ تا بتوانند این قوانین را در جامعه اجراء بنمایند.
سوم: او باید راستگو و عادل باشد. در غیر این صورت ما نمی توانیم به کلام او اعتماد بکنیم، چرا که متخصصین بسیاری وجود دارد که حقیقت را به جهت منافع شخصی خود مخفی می کنند.
در شیعه به چنین شخصی ولی فقیه می گویند.

البته شناخت چنین شخصی با این خصوصیات با رأی گیری امکان پذیر نمی باشد، چرا که شناخت انسان متخصص، مدیر و عادل با رأی گیری انسان های غیر متخصص امکان پذیر نمی باشد، بلکه باید انسان های متخصصی که توان شناخت چنین فردی را دارند او را انتخاب بکنند؛ البته مردم می توانند این افراد منتخب را با رأی گیری انتخاب بکنند و در حقیقت ولی فقیه را به صورت غیر مستقیم انتخاب کنند.

 

نظریه فارابی در باب حکومت
در پایان لازم به ذکر است این نظریه شبیه به نظریه ی فارابی در باب حکومت می باشد. او می گوید: ما عقلا دو نوع رئیس داریم. رئیسی که در تصمیماتش نیاز به اجازه از دیگری ندارد که به او رئیس اول می گوییم. نوع دوم رئیسی است که تحت نظر رئیس اول قرار می گیرد.  
همچنین او در کتب دیگری نیز به این عقیده پایبند می باشد و می گوید: پس از انسان کامل، به جانشین همسان نیازمندیم؛ و پس از آنان نیز به اشخاصی نیاز داریم که بتوانند این قوانین را پیاده بسازند.

 

منابع
------------------------------
قرآن کریم
طباطبایی، محمد حسین. شیعه در اسلام. قم: انصاریان. 2009 میلادی.
مطهری، مرتضی. مجموعه آثار استاد شهید مطهری. تهران: صدرا.
فارابی، ابو نصر. السیاسه المدنیه. تهران: سروش. 1997 م.
فارابی، ابو نصر. تحصیل السعاده. بیروت: دار الاندلس. 1983 م.
فارابی، ابو نصر. المله. بیروت. دار المشرق. 1967 م.

کلمات کلیدی: 

نظرات

تصویر mohseeen
نویسنده mohseeen در

با سلام
من خودم معتقد به ولایت فقیه هستم اما سوالی برام پیش اومده
ایا اروپایی و ... که ولایت فقیه ندارن به هدف واقعی و سعادت میرسن؟

تصویر narimani
نویسنده narimani در

با عرض سلام و تشکر از نظری که فرمودید
سوال شما سوال بسیار خوبی است، ولیکن جواب آن کمی به طول خواهد انجامید.
هر نظامی که در رأس آن انسان متدین متخصص اخلاق مدار نباشد، قطعا به مشکل برخورد خواهد کرد.
درک ما از نظام اروپایی، درک دقیقی نیست.
مقدمه: در این کشورها برای کوچکترین قوانین ماهها وقت گذاشته می شود؛ چه برسد به مسائلی همچون اصل نظام. سپس در یک محیط کوچک امتحان می کنند و بر طبق آن کم کم جامعه ی تحت قانون خود را بزرگتر می کنند تا به یک کشور برسد.
از شتابزدگی و اداره روزانه ی کشور، خبری نیست.
به مشکل برخورد کردن در چنین کشورهایی، متفاوت است با کشورهایی که اداره کشور روزانه، بدون برنامه ریزی دقیق و ... صورت می گیرد.
نکته: اگر در چنین کشورهایی ما شاهد بی عدالتی گسترده هستیم، به این علت نیست که توان فکری آنان ضعیف است. بلکه علت در نبود انسانی اخلاق گرا در رأس هرم آنان است. در رأس هرم کشورهای غربی، سرمایه داران تصمیم می گیرند.
از این رو شما شاهد بی عدالتی مالیاتی و اختلاف طبقاتی زیاد حتی در جامعه ای مثل آمریکا هستید. که گاه خبرهایی از آن حتی در رسانه های خودشان هم مخابره می شود؛ اگر چه بدان پرداخته نمی شود. (البته این به این معنا نیست که مردم آمریکا انسانهای فقیر بد بخت و گرسنه هستند. بلکه به معنی این است که قشر سرمایه دار و قشر غیر سرمایه دار به نسبت تلاش و زحمتی که می کشند، سود عادلانه نمی برند).
نمونه ای از آن این خبر است که خود اوباما هم بر آن مهر تأیید گذاشت: منشی دفتر یکی از ده پولدار برتر آمریکا، از خود رئیس شرکت بیشتر مالیات می دهد!!!
تنها علت در این است که سرمایه داران، با هزینه کردن در رسانه ها، باعث به قدرت رسیدن قانون گذاران می شوند، و آنان نیز به دنبال سود حامیان خود می باشند.
در اینجا تفاوت میان رهبر اخلاق مدار و رهبر سرمایه دار معلوم می گردد.
اما اینکه چرا ما در ایران با توجه به وجود ولی فقیه به این مشکلات برخورد می کنیم، بحث دیگری است که ربطی به سوال شما ندارد.
با تشکر از حوصله ای که به خرج دادید

تصویر یکی از شیعیان
نویسنده یکی از شیعیان در

 

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

دلیل عقلی شما ربطی به بحث مورد نظر ندارد.
ما همه باید ولایتی باشیم
اما نباید تمام مسایل را با هم قاطی کتیم. بیشتر توجه داشته باشید
لحظاتی پیش

تصویر narimani
نویسنده narimani در

با عرض سلام و تشکر به علت حوصله ای بابت خواندن مقاله نمودید.
چنانچه علت بی ربط بودن مطلب را هم ذکر می فرمودید، ممنون می شدم.
با تشکر

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
4 + 1 =
*****