گریه‌های بانو حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برای غصب خلافت حضرت علی علیه السلام

16:46 - 1402/09/06

بانوی مکرم اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، در موارد بسیاری از امت ناخلف هم عصرشان، دل شکسته و اندوهگین می‌شدند و اشک‌های مبارکشان سرازیر می‌شد و گریه می‌کردند، یکی از دلایل بسیار مهم گریه کردن آن بانوی معصوم، غصب خلافت و امامت جانشین پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت امام علی علیه السلام بود. 

مقدمه: یکی از بزرگترین دلایل اندوهگین شدن قلب مبارک بانوی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و گریه‌ها و اشک‌های مطهر آن حضرت، ظلم بزرگ امت ناخلف پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم به نام غصب خلافت همسر و ولی ایشان حضرت امام علی علیه السلام بود. 

قبل از اینکه به بیان مطلب بپردازم به این نکته اشاره می‌کنم که: چرا باید کار آن مردم ناسپاس که به پیامبری حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم ایمان آورده بودند، به جایی کشیده می‌شد که اشک‌های مطهر و مبارک دخت نبی اکرم، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را سرازیر کنند و او را از عالم و آدم دل شکسته کنند؟ قطعاً دلیل اصلی آن ولایی نبودن و عدم بصیرت مردم نادان و ناسپاس آن زمان بود، بنابراین ما نیز باید به عنصر ولایی بودن که منوط به داشتن بصیرت است، تحقق پیدا کنیم. 

یکی از دلایل اصلی ناراحتی و اندوهگین شدن و گریه کردن حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، این بود که امت ناخلف آن زمان، از دین اسلام واقعی و اصیل که منوط به پذیرش خلافت و امامت حضرت علی علیه السلام بود، منحرف شدند و به خاطر همین انحراف و ناسپاسی‌شان قلب مقدس بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را به شدت شکستند و او را به گریه واداشتند، در متون اسلامی روایات بسیاری آمده است که به این واقعه تلخ اشاره می‌کند، یکی از آنها حدیث امام جعفر صادق علیه السلام در این مورد است که می‌فرمایند:«حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از امت بی‌تفاوت و ساکت به درگاه پروردگار خود شکوه‌ها می‌کرد و در حالی که اشک‌های مبارک او سرازیر بود، می‌فرمودند:«اللَّهُمَّ إِلَيْكَ نَشْكُو فَقْدَ نَبِيِّكَ وَ رَسُولِكَ وَ صَفِيِّكَ وَ ارْتِدَادَ أُمَّتِهِ عَلَيْنَا وَ مَنْعَهُمْ إِيَّانَا حَقَّنَا الَّذِي جَعَلْتَهُ لَنَا فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ عَلَى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ»«پروردگارا به سوی تو شکایت می‌کنم در اندوه از دست دادن پیامبرت و فرستاده و برگزیده‌ات و به تو شکایت می‌کنم از ارتداد امت و اینکه حق ما را از ما بازداشتند، همان حق ولایت و رهبری که در قرآن کریم خود بر پیامبرت نازل فرمودی».[۱]

یکی دیگر از روایاتی که دال بر این واقعه تلخ است، روایتی از ام سلمه است که می‌گوید:«کَیفَ اصبَحْتِ عَن لَیلَتِکِ یَا بِنتَ رَسُولِ اللهِ؟ اَصْبَحْتُ بَیْنَ کَمَدٍ وَ کَرْبٍ، فُقِدَ النَّبِیُّ وَ ظُلِمَ الْوَصِیُّ، هُتِکَ وَاللهِ حِجَابُهُ! مَنْ اصبَحَتْ اِمامَتُهُ مَغصْوَبَه عَلی غَیرِ ما شَرَعَ اللّهُ فِی التَّنزیلِ و سَنَّهَا النَّبِیُ فِی التَّأْوِیلِ وَلَکِنَّهَا اَحْقَادٌ بَدْرِیَةٌ وَ تِرَاتٌ اَحُدِیَّةٌ کَانَتْ عَلَیْهَا قُلُوبُ النِّفَاقِ مُکْتَمِنَةً لِاِمْکَانِ الْوُشَاةِ، فَلَّمَا اسْتُهْدِفَ الْاَمْرُ اَرْسَلَتْ عَلَیْنَا شآبیبَ آثَارِ مِنْ مَخِیلَةِ الشِقَاقِ فَیَقْطَعُ وَتَرَ الْاِیمَانِ مِنْ قَسِیِّ صُدُورِهَا وَ لَبِئْسَ عَلَی مَا وَعَدَ اللَّهُ مِنْ حِفْظِ الرِّسَالَةِ وَ کَفَالَةِ الْمُؤْمِنِینَ اَحْرَزُوا عَائِدَتَهُمْ غُرُورَ الدُّنْیَا بَعْدَ اسْتِنْصَارٍ مِمَّنْ فَتَکَ بِآبَائِهِمْ فِی مَوَاطِنِ الْکَرْبِ وَ مَنَازِلِ الشَّهَادَاتِ، اَصْبَحْتُ وَاللهِ عائِفَةً لِدُنْیاکُنَّ، قالِیَةً لِرِجالِکُنَّ، لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ عَجَمْتُهُمْ وَ شَنَأْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ سَبَرْتُهُمْ! ﻭَﻣَﺎ ﺍﻟّﺬﻯ ﻧَﻘَﻤُﻮﺍ ﻣِﻦْ ﺍَﺑِﻰ ﺍﻟْﺤَﺴَﻦِ؟ ﻧَﻘَﻤُﻮﺍ ﻭَﺍﻟﻠّﻪ‏ِ ﻣِﻨْﻪُ ﻧَﻜﻴﺮَ ﺳَﻴْﻔِﻪِ ﻭَﻗِﻠّﺔَ ﻣُﺒﺎﻻﺗِﻪِ ﻟِﺤَﺘْﻔِﻪِ ﻭَﺷِﺪّﺓَ ﻭَﻃْﺄَﺗِﻪِ ﻭَﻧَﻜﺎﻝَ ﻭَﻗْﻌَﺘِﻪِ ﻭَﺗَﻨَﻤّﺮُﻩُ ﻓﻰ ﺫﺍﺕِ اللهِ»[۲]«ای دختر رسول خدا، شب را چگونه صبح کردی؟(حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند) صبح کردم در حالی که حزن و اندوه قلبم را فرا گرفته، به سبب از دنیا رفتن پیامبر(ص) و ستمگری به وصی پیامبر(ص)، حجاب علی(ع) را هتک کردند [کنایه است از جسارت به حضرت زهرا(س)]؛ همان که امامتش را غصب کردند، بر خلاف آنچه که خدا در قرآن نازل کرده و پیامبر(ص) در سنّت خود بیان فرموده بود. سبب این کار کینه هایی بود که از بدر از علی(ع) به دل داشتند و انتقام و طلب خون هایی که در اُحد ریخته بود. این منافقان دشمنی علی(ع) را در دل هایشان پنهان داشتند. و آن گاه که خلافت را گرفتند و به هدف رسیدند، یکباره، ابر اهلِ شقاق بر ما باریدن گرفت و بلا بر ما فرو ریخت. بند کمان ایمان از سینه های آنان بُرید و آنچه دل هایشان می خواست، به سبب غرور دنیا به ما آزار کردند. اینها همه به جهت آن بود که علی(ع) پدران آنان را در نبردهای سخت و در منازل شهادت کشته بود. به خدا در حالى صبح کردم که از دنیاى شما متنفرم، مردان شما را دشمن مى شمرم، و از آنها بیزارم. آنها را آزمودم و دور افکندم، و امتحان کردم و مبغوض داشتم. ️ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﻰ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﺟﻴﺢ ﺩﺍﺩﻧﺪ، ﭼﻪ ﻋﻴﺒﻰ در ﺍﺑﻮﺍﻟﺤﺴﻦ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ(ع) دیدند؟ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻗﺴﻢ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﻴﺐ ﻋﻠﻰ(ع) ﺷﻤﺸﻴﺮ ﺑﺮّﺍﻥ ﺍﻭ ﻭ ﺑﻰ‏ﺍﻋﺘﻨﺎﻳﻰ ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﻭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺿﺮﺑﻪ‏ﻫﺎﻯ ﻣﺮﮔﺒﺎﺭ ﻭ ﺧﺸﻢ ﺳﺮﻛﺶ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍست».

آنچه که به صراحت از این روایت انتزاع می‌شود این است که ناراحتی و گریه‌های زیاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به خاطر فقدان پدر بزرگوارشان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم، و مظلومیت حضرت امام علی علیه السلام به خاطر تخطی امت ناخلف از فرمان خداوند متعال و پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم و منحرف شدن آنها است. 

یکی دیگر از روایات بسیار غم انگیز که دال بر این واقعه تلخ است، چنین است:«لَمَّا حَضَرَتْ فَاطِمَهَ الْوَفَاهُ بَکَتْ فَقَالَ لَهَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) یَا سَیِّدَتِی مَا یُبْکِیکِ؟ قَالَتْ: أَبْکِی لِمَا تَلْقَى بَعْدِی فَقَالَ لَهَا: لَا تَبْکِی، فَوَ اللَّهِ إِنَّ ذَلِکِ لَصَغِیرٌ عِنْدِی فِی ذَاتِ اللَّهِ.»[۳]«حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در لحظات احتضار و شهادتشان به شدت گریه می‌کردند، حضرت امام علی علیه السلام پرسیدند: چرا گریه می‌کنی؟ آن بانوی معصوم و مظلوم پاسخ دادند:«أَبْکِی لِمَا تَلْقَى بَعْدِی» به خاطر آنچه پس از من به تو خواهد رسید، گریه می‌کنم، حضرت امام علی علیه السلام فرمودند:«لَا تَبْکِی، فَوَ اللَّهِ إِنَّ ذَلِکِ لَصَغِیرٌ عِنْدِی فِی ذَاتِ اللَّهِ» گریه نکن سوگند به خدا که این گونه سختی‌ها در راه خدا برای من ناچیز است». 

آنچه که به صراحت از این روایت بسیار غم انگیز انتزاع می‌شود، این است که اشک‌های مطهر و گریه‌های آن بانوی معصوم به هنگام شهادتشان، به خاطر مظلومیت حضرت امام علی علیه السلام و غصب امامت ایشان بوده است. 

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در راه خلافت و امامت حضرت امام علی علیه السلام که این امامت و خلافت حق مسلم او بود، بسیار فداکاری و دفاع کردند و بسیار ناراحتی و گریه می‌کردند، در روایتی، پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم دشواری‌ها و مصائبی که پس از رحلتشان به حضرت علی علیه السلام وارد می‌شود را به محضر مبارک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بیان فرمودند که چنین است:«قَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِفَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ إِنَّ زَوْجَكِ يُلاَقِي بَعْدِي كَذَا وَ يُلاَقِي بَعْدِي كَذَا فَخَبِّرْهَا بِمَا يَلْقَى بَعْدِي فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَ لاَ تَدْعُو اَللَّهَ أَنْ يَصْرِفَ ذَلِكَ عَنْهُ فَقَالَ قَدْ سَأَلْتُ اَللَّهَ ذَلِكَ لَهُ فَقَالَ إِنَّهُ مُبْتَلًى وَ مُبْتَلًى بِهِ فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ:«قَدْ سَمِعَ اَللّٰهُ قَوْلَ اَلَّتِي تُجٰادِلُكَ فِي زَوْجِهٰا وَ تَشْتَكِي إِلَى اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ يَسْمَعُ تَحٰاوُرَكُمٰا إِنَّ اَللّٰهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ وَ شَكْوَاهَا لَهُ لاَ مِنْهُ وَ لاَ عَلَيْهِ[۴]»[۵]«پيامبر اكرم به حضرت فاطمه عليها السّلام فرمود: شوهرت بعد از من چنين و چنان خواهد ديد، جريانهاى پس از خود را به حضرت فاطمه عليها السّلام اطلاع داد. حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند: يا رسول اللّٰه از خدا درخواست نمى‌كنيد اين ناراحتى‌ها را از او رفع كند، پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: چرا درخواست كردم ولی او گرفتار خواهد شد و گروهى بواسطه او آزمايش مى‌شوند، جبرئيل اين آيه را آورد:«قَدْ سَمِعَ‌ اَللّٰهُ‌ قَوْلَ‌ اَلَّتِي تُجٰادِلُكَ‌ في زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ»«خداوند سخن زنی را که درباره شوهرش به تو مراجعه کرده بود و به خداوند شکایت می‌کرد شنید (و تقاضای او را اجابت کرد)؛ خداوند گفتگوی شما را با هم (و اصرار آن زن را درباره حل مشکلش) می‌شنید؛ و خداوند شنوا و بیناست».

بانوی مطهر دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، بخاطر مظلومیت حضرت علی علیه السلام در ضایع شدن حق مسلم خلافت و امامت وی، بسیار آه و ناله و گریه می‌کردند، روایت است که روزی آن بانوی مطهر به مسجد رفتند و دیدند که خلیفه دوم با شمشیر برهنه، حضرت امام علی علیه السلام را تهدید می‌کند که اگر با او بیعت نکند گردن او را می‌زند، در این هنگام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فریاد برآوردند که:«یا أبا بکر أترید أن ترملنی من زوجی ـ والله ـ لئن لم تکف عنه لأنشرن شعری ولأشقن جیبی و لآتین قبر أبی»[۶]«ایابوبکر! آیا می‌خواهی شوهرم را از دستم بگیری؟ به خدا سوگند اگر دست از او برنداری، موی سرم را پریشان می‌کنم و گریبان چاک زده کنار قبر پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می‌روم». 

گریه‌هایی که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برای امامت و خلافت حضرت علی علیه السلام می‌کردند، در واقع گریه برای مظلوم واقع شدن دین اسلام و منحرف شدن امت آن و پایمال شدن دستور بسیار مهم پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و سلم در روز غدیر در مورد جانشینی او بود، در واقع گریه‌های مطهر آن بانوی معصوم برای حق ولایت حضرت امام علی علیه السلام بود، به عبارت دیگر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها چنان ولایی بودند که اشک‌های مطهر آن بانوی معصوم نیز ولایی بودند و در راه ولایت سرازیر می‌شدند، بنابراین بر ما است که با بصیرتمان، ولایی باشیم و پشت ولی فقیه مان حضرت امام خامنه‌ای حفظه الله، که از ذریه آن بانوی مطهر اسلام و نایب بر حق حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است را خالی نگذاریم. 

نتیجه‌گیری: یکی از دلایل اصلی گریه‌های حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، غصب خلافت همسر و ولی‌شان حضرت امام علی علیه السلام بود، که در واقع دلیل اصلی این کار شنیعشان، ولایی نبودن آن امت ناخلف بود. آنچه که از این واقعه بسیار تلخ درس می‌گیریم این است که برای ظهور حضرت امام زمان عجل الله، باید به عنصر بسیار مهم ولایی بودن و ولایت مداری پایبند باشیم، که نمونه بارز آن پایبند بودن به ولایت نایب بر حق او، مقام معظم رهبری حفظه الله است. 

 

پی نوشت

[۱] بحارالانوار، جلد ۴۳، صفحه ۱۵۶

[۲] بحارالانوار، جلد ۴۳، صفحه ۱۵۷

[۳] امالی، محمد بن علی بن بابویه، صفحه ۱۵۳، حدیث ۸

[۴] سوره مجادله، آیه ۱

[۵] بحارالانوار، جلد ۴۳، صفحه ۲۳۰

[۶] کافی، کلینی، جلد ۸، صفحه ۲۳۸

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کلمات کلیدی: 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
2 + 3 =
*****