رویایی از یک منجی پوشالی

09:46 - 1402/12/13

«رویا شهر» شاید از نظر فن پویانمایی به سینمای ایران کمک کرده باشد و کیفیتش در این زمینه بتواند مخاطبش را تا پایان نگه دارد، ولی از نظر فیلمنامه بسیار پر اشکال است و در نهایت هم تعریف انحراف‌آلودی از منجی ارائه می‌کند و مسئله مهدویت را به بازی می‌گیرد.

فیلمنامه «رویا شهر» آنقدر پر اشکال است که بعید به نظر می‌رسد بیش از 6 ساعت روی آن کار شده باشد و جای تعجب است که سازنده آن ادعا می‌کند بیش از شش ماه روی فیلمنامه کار کرده است.

از اول تا آخر داستان «رویا شهر» پر از اتفاقات بی‌منطق و مبهم است؛ از حکایت تاریخچه شهر برای بچه‌ها از زبان مرد دوره‌گرد تا نجات یافتن هاکان و آمدن منجی. گره‌های داستان یکی پس از دیگری ایجاد می‌شوند و به راحتی هرچه تمام‌تر باز می‌شوند. حتی اگر لازم باشد، طناب از پشت نرده‌ها ناگهان توی دست «آراد» ظاهر می‌شود. شخصیت‌ها پرداخت مناسبی ندارند و تقریباً تمام شخصیت‌ها ناشناخته هستند. حتی شناخت ما از «آراد» هم در همین حد است که سر نترسی دارد و می‌خواهد قهرمان شهرش باشد.

اشک ماجرا آنجاست که نویسنده اصرار دارد پای مفهوم ظهور را به این داستان مضمحل باز کند. در طول داستان بارها از زبان شخصیت‌های مختلف و به ویژه شهردار شیهان می‌شنویم که نجات شهر کار یک نفر به تنهایی نیست و باید منجی بیاید، مگر اینکه بخواهیم مانع نابودی شهر بشویم؛ اما فرق ممانعت از نابودی شهر و نجات آن چیست و چرا منجی که او هم یک نفر است، تافته جدا بافته است؟ چرا منجی زودتر نمی‌آید و تا پایان داستان صبر می‌کند؟ اصلاً تا آن لحظه کجا بوده و چه ویژگی‌هایی دارد؟ توضیحی در کار نیست.

گذشته از ضعف شدید فیلمنامه با توجه به بدآموزی که داستان «رویا شهر» درباره مسئله مهدویت دارد، مسئولان فرهنگی و تربیتی باید مراقب باشند که خانواده‌ها و مدارس و دیگر کانون‌های فرهنگی، کودکان و نوجوانان را به تماشای این فیلم سینمایی نبرند تا مفهومی علیل در ذهن مخاطبان کودک و نوجوان شکل نگیرد.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
2 + 2 =
*****