سوال اعتقادی: منظور از پیامبران اولوالعزم و اهل شریعت چیست؟

08:03 - 1403/04/02

سلام و احترام
ممنون میشم به این سوال من پاسخ بدید.
اگر منظور از اولوالعزم بودن پیامبران الهی اقرار و ارادت آنها به اهل بیت و پذیرفتن ولایت آنها در این عالم است پس چگونه است که در زندگینامه حضرت دانیال چنین آمده است که او خداوند را به اهل بیت قسم می‌دهد جهت بارش باران، چرا حضرت دانیال را جز پیامبران اولوالعزم نمی‌شناسیم؟
و سوال دیگر اینکه منظور از پیامبران اهل شریعت چیست؟  چرا مقام امامان از رسولان بالاتر است؟؟؟

 

----------------
کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: https://btid.org/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: https://btid.org/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين در مرور زمان نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد:  https://btid.org/fa/user/register

http://btid.org/node/307270

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
5 + 0 =
*****
تصویر صاحب الامری روح الله

با عرض سلام و ادب خدمت شما

پاسخ به سؤال اول:

از روایات استفاده می‌شود که صرف پذیرش ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام باعث الوالعزم شدن انبیاء الوالعزم نشده است؛ زیرا اقرار به ولایت توسط سایر انبیاء و عموم شیعیان آن حضرات انجام شده است و همه آنها به ولایت اهل‌بیت اقرار نموده‌اند.

ظاهراً مسائلی فراتر از  اصلِ ولایت به انبیاء عرضه شده و پیغمران الوالعزم به آن اعتراف نموده‌اند؛ ولی غیر الوالعزم در آن امور توقف نموده‌اند.

مثلاً به این روایت توجه بفرمایید:

در روایتی از امام باقر علیه‌السلام نقل شده که فرمودند: «ثُمَّ أَخَذَ الْمِيثَاقَ عَلَى النَّبِيِّينَ فَقَالَ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ وَ أَنَّ هَذَا مُحَمَّدٌ رَسُولِي وَ أَنَّ هَذَا عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ قالُوا بَلى‏ فَثَبَتَتْ لَهُمُ النُّبُوَّةُ وَ أَخَذَ الْمِيثَاقَ عَلَى أُولِي الْعَزْمِ أَنَّنِي رَبُّكُمْ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولِي وَ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ وُلَاةُ أَمْرِي وَ خُزَّانُ عِلْمِي ع وَ أَنَّ الْمَهْدِيَّ أَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِي وَ أُظْهِرُ بِهِ دَوْلَتِي وَ أَنْتَقِمُ بِهِ مِنْ أَعْدَائِي وَ أُعْبَدُ بِهِ طَوْعاً وَ كَرْهاً قَالُوا أَقْرَرْنَا يَا رَبِّ وَ شَهِدْنَا وَ لَمْ يَجْحَدْ آدَمُ وَ لَمْ يُقِرَّ فَثَبَتَتِ الْعَزِيمَةُ لِهَؤُلَاءِ الْخَمْسَةِ فِي الْمَهْدِيِّ وَ لَمْ يَكُنْ لآِدَمَ عَزْمٌ عَلَى الْإِقْرَارِ بِه‏»؛ «خداوند پس از میثاق از عموم مردم در عالم ذر، از پیامبران میثاق گرفت و به آنها فرمود: آیا من رب شما و محمد رسول من و علی امیرالمؤمنین نیست؟ همه اقرار نمودند و گفتند آری چنین است، پس نبوت برای آنها ثابت شد. آنگاه از انبیاء الوالعزم میثاق گرفت که [اقرار کنید] محمد رسول من و علی امیرالمؤمنین و اوصیاء او [علیهم‌السلام] والیان امر من و خزینه‌های علم من هستند و مهدی [علیه‌السلام] کسی است که به واسطه او دینم را یاری کرده و دولتم را آشکار می‌کنم و از دشمنانم انتقام می‌گیرم و به واسطه او عبادت می‌شوم، آنها گفتند: پروردگارا اقرار کردین و شهادت دادیم؛ ولی آدم نه انکار کرد و نه اقرار، پس اولوالعزم شدن برای آن پنج نفر در مهدی [علیه‌السلام] ثابت شد؛ ولی آدم عزم به اقرار بر آن نداشت». [کافی، اسلامیه، ج2، ص8]

همان‌گونه که پیداست، از این روایت و برخی از روایات دیگر استفاده می‌شود: الوالعزمیِ پیامبران به خاطر صرف پذیرش ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام نبوده است.

پاسخ به سؤال دوم:

 منظور از پیامبران صاحب شریعت، همان پیامبران الوالعزم است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: « شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰ»؛ «آیینی [و شریعتی] را برای شما تشریع کرد که به نوح هم توصیه کرده بود و [همچنین] همان که بر تو وحی کردیم و به ابراهیم و موسی و عیسی توصیه نمودیم». [شوری: 13]

مرحوم علامه طباطبایی در توضیح این آیه می‌فرمایند: 

شرايع الهى و آن اديانى كه مستند به وحى هستند، تنها همين شرايع مذكور در آيه‌اند، يعنى شريعت نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد [صلوات اللَّه عليهم]؛ چون اگر شريعت ديگرى مى‌بود بايد در اين مقام كه مقام بيان جامعيت شريعت اسلام است، نام برده مى‌شد.

 لازمه اين نكته آن است كه اولا قبل از نوح شريعتى يعنى قوانين حاكمه‌اى در جوامع بشرى آن روز وجود نداشته تا در رفع اختلافات اجتماعى كه پيش مى‌آمده به كار رود.

و ثانيا انبيايى كه بعد از نوح و تا زمان ابراهيم مبعوث شدند، همه پيرو شريعت نوح بوده‌اند، و انبيايى كه بعد از ابراهيم و قبل از موسى مبعوث شده‌ بودند، تابع و پيرو شريعت ابراهيم بودند، و انبياء بعد از موسى و قبل از عيسى پيرو شريعت موسى، و انبياء بعد از عيسى تابع شريعت آن جناب بوده‌اند.

بنابراین، انبياء صاحبان شريعت كه قرآن كريم ايشان را اولوا العزم خوانده، تنها همين پنج نفرند، چون اگر پيغمبر اولوا العزم ديگرى مى‌بود بايد در اين مقام كه مقام مقايسه شريعت اسلام با ساير شرايع است نامش برده مى‌شد، پس اين پنج تن بزرگان انبياء هستند. [ترجمه تفسیر المیزان، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، دفتر انتشارات اسلامى‌، ج18، ص38]

پاسخ سوال سوم:

زیرا خداوند مقام امامت را مقامی برتر از نبوت، رسالت و الوالعزمی قرار داده است و آن را پس از امتحانات سنگین به حضرت ابراهیم عنایت نموده است.

به این آیه و روایتی که در توضیح آن آمده است، دقت کنید:

خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ...»؛ «و [یاد کنید] هنگامی که ابراهیم را پروردگارش به اموری [دشوار و سخت] آزمایش کرد و او به خوبی از عهده این آزمایش‌ها برآمد. خداوند [به پاسِ این ایستادگی ابراهیم] به او فرمود: «من تو را امام برای مردم قرار دادم ...». [بقره: 124]

امام باقر علیه‌السلام در توضیح این آیه فرمودند: 

«إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا وَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا وَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ إِمَاماً فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ هَذِهِ الْأَشْيَاء»؛ «خداوند ابتدا ابراهیم را به عنوان عبد خود برگزید، قبل از آنکه به مقام نبوت برسد. پس از آن و قبل از مقام رسالت او را به مقام نبوت رساند و بعد از آن و قبل از خلیل شدن، او را به مقام رسالت رساند و قبل از مقام امامت او را به عنوان خلیل خود انتخاب نمود، آنگاه وقتی این مقامات را برای او جمع نمود، به او فرمود: تو را به عنوان امام برای مردم انتخاب نمودم». [کافی، اسلامیه، ج1، ص175]

این یعنی مقام امامت مقامی خاص است که خداوند بعد از گذراندن مراحل خاص بندگی و سرافراز بیرون آمدن از امتحانات خاص، به بندگان ویژه خود عنایت می‌کند.