هویت فردی و اجتماعی از دیدگاه اهل بیت (ع)

23:13 - 1399/09/03

-یکی از مباحث مطرح شده در بحث آفرینش انسان این مقوله است که انسان دارای کدام یک از هویت فردی  یا جمعی می باشد.

زندگی اچتماعی

مطالعات تاریخی نشان می دهد زندگی انسان از دیر باز به صورت اجتماعی بوده، و انسان دارای زیست اجتماعی می باشد. در اینکه انسان به صورت اجتماعی زندگی می کرده، تردید و اختلافی نیست؛ اما اینکه چه علتی موجب زیست اجتماعی شده و چرا انسان زندگی اجتماعی را انتخاب کرده، مورد اختلاف است. برخی معتقدند که زندگی اجتماعی انسان منشأ درونی و طبیعی دارد؛ بدین معنا که انتخاب زندگی اجتماعی، ریشه در درون انسان دارد و امری طبیعی و بر پایه طبع انسان است. به عبارت دیگر، در انسان میلی است که او را به رابطه و معاشرت با دیگر انسانها و زندگی اجتماعی سوق می دهد و حتی اگر هیچ علت دیگری ، مانند ترس از انزوا و نیاز به دیگران نبود، بازهم در انسان این میل بود که که در اجتماع زندگی کند.

در مقابل این دیدگاه برخی معتقدند که زیست اجتماعی  انسان منشأ بیرونی دارد؛ به عبارت دیگر در انسان میلی است که او را به انزوا و زندگی فردی می راند و او دوست دارد همواره در خود فرو رود و تجرد پیشه کند، اما از آنجا که زیستن در انزوا مخاطره آمیز است و انسان نمی تواند نیازهای خود  را به تنهایی برآورده و تأمین کند، مجبور است در اجتماع بسر ببرد. بر پایه این دیدگاه علت اجتماعی زندگی کردن انسان نه از درون و طبیعت او، که بیرون از نهاد او و امری غیر طبیعی است. در این نوشتار به بررسی این دیدگاهها از منظر اهل بیت(علیه السلام) و در حقیقت با استفاده از آیات و روایات و همچنین آرای برخی از اندیشمندان مسلمان سعی شده نوع هویت انسان را به اثبات برساند .

امیدواریم این پژوهش بتواند خواننده را هرچه بیشتر با هویت انسانی خویش آشنا سازد .

هویت انسان(فردی یا اجتماعی)
نکته مسلم است که کاروان انسانیت همواره از اجتماع عبور کرده و زندگی نوع انسان در اجتماع سپری شده و هیچ گاه انسان در جزیره تنهایی سکونت نورزیده است. انسان موجودی است اجتماعی زی بوده و این نکته از زندگی اجتماعی انسان ها در اعصار و قرون مختلف بدست می آید.

از آیات کریمه قرآن استفاده می شود که اجتماعی بودن انسان در متن خلقت و آفرینش او پی ریزی شده و بیانگر اجتماعی بودن انسان است  قرآن کریم می فرماید: " ای مردم همانا ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را به صورت اقوام و قبایلی در آوردیم تا یکدیگر را بشناسید." (حجرات/13) در این آیه ضمن بیان یک دستور اخلاقی، به فلسفه اجتماعی آفرینش خاص انسان اشاره می کند و اینکه انسان به گونه ای آفریده شده که به صورت های مختلف ملی و قبیله ای درآمده است؛ با انتساب به ملیت ها و قبیله ها بازشناسی یکدیگر که شرط لاینفک زندگی اجتماعی است صورت می گیرد. و یا اینکه درجای دیگرمی فرماید:" او کسی است که از آب بشری آفرید، پس او را دارای رابطه نسبی و سببی گردانید".(فرقان/54) این آیه بر این مطلب دلالت دارد که پس از آفرینش بشر، روابط نسبی و سببی میان افراد بشر قرار داده شده و این روابط موجب رابطه افراد با یکدیگر و زندگی اجتماعی آنها می شود.( شهید مطهری، 1379ش ، ص 20 -21)در احادیث ائمه طاهرین (ع) نیز به اجتماعی بودن انسان اشاره می شود که در جای خود به آن پرداخته می شود.

دین اسلام( آیینی فردی یا اجتماعی)
اجتماعی بودن انسان اقتضا می کند که دین–که عهده دار هدایت انسان است– نیز اجتماعی باشد و این بعد از وجود انسان را تحت پوشش هدایت و برنامه های خود قرار دهد و نسبت به آن ساکت و بی تفاوت نباشد. پسندیده نیست دین که برای هدایت بشر آمده باشد، اما تنها به بعد فردی[1] انسان عنایت داشته باشد و بعد اجتماعی او را به خودش واگذار کرده باشد.
اگر هم دینی یافت شود که مدعی هدایت انسان باشد ولی نسبت به بُعد اجتماعی انسان و هدایت او در این بعد بی تفاوت باشد، به واقع آن دین ناقص است و هرگز به هدف خود– که هدایت انسان است– دست نمی یابد. بیشتر بگوییم که دین برای هدایت انسان آمده است و تحقق این هدف هنگامی ممکن است که دین هم به بعد فردی انسان (رابطه انسان با خودش و خداوند) توجه داشته  باشد و هم به بعد اجتماعی او ( رابطه انسان با دیگران ) توجه داشته باشد. زیرا انسان هم در بعد فردی زندگی خویش نیازمند هدایت است و هم در بعد اجتماعی خویش. مخصوصاً که بعد اجتماعی زندگی انسان بس پیچیده و نقطه تضاد منافع و کشمکش هاست و انسان در این بعد، سخت نیازمند هدایت دین و برنامه های آن است. طبق نقل ابن خلدون که در مقدمه کتاب خود می گوید: سیاست امری پوشیده است.( ابن خلدون ،1390ش ، ج 2، ص 1147)پس اگر دینی تنها به بعد فردی انسان عنایت داشته باشد و فقط عهده دار هدایت او در این زمینه باشد به مقصود خود –که هدایت کامل انسان است – نایل نمی شود.
این نکته را باید در نظر داشت که تأثیر اجتماع و حکومت بر انسان زیاد است و حتی گاهی تأثیر پرورده اجتماعی که در آن زندگی می کند، ندانسته و اراده انسان را در مقابل اجتماع و حکومت هیچ می پندارند. البته این نظر نمی تواند صحیح باشد و تأثیر اجتماع و حکومت بر افراد  اغراق  شده است؛ اما مسلم این است که انسان از اجتماعی که در آن بسر می برد، سخت تأثیر می پذیرد و اجتماع نیز از حکومتی که بر آن سیطره دارد، بسیار نقش می پذیرد. نتیجه اینکه اگر دینی تنها عهده دار تربیت انسان باشد و فقط به بعد فردی او عنایت داشته باشد، ناقص است زیرا هرچه دین در بعد فردی توصیه می کند ، اجتماع می تواند براحتی آن را خنثی و نفی،  و با آن مبارزه کند و مانع تحقق این بعد دین می شود.( مصباح ، 1390ش ،ص225)

هویت در اندیشه و سیره ی معصومین (ع)
هویت در کلام و رفتار معصومین هم از اهمیت بالایی برخوردار است که در این مجال به آن پرداخته می شود. زندگی و هویت اجتماعی فقط به این نیست که مجموعه ای از انسانها در کنار یکدیگر و در یک منطقه زیست کنند و از یک آب و هوا و مواد غذایی یکسان استفاده کنند بلکه به معنی این است که یک "ماهیت اجتماعی" وجود دارد؛ از طرفی نیازها، بهره ها و برخورداری ها، کارها و فعالیتها ماهیت اجتماعی دارد و جز با تقسیم کارها و تقسیم بهره ها و تقسیم رفع نیازمندی ها در داخل یک سلسله سنن و نظامات میسر نیست؛ از طرف دیگر نوعی اندیشه ها، ایده ها، خلق و خوی ها بر عموم حکومت می کند که به آنها وحدت و یگانگی می بخشد. نیازهای مشترک اجتماعی و روابط ویژه ی زندگی انسانی، انسانها آن چنان به یکدیگر پیوند می زند و زندگی را آنچنان وحدت می بخشد که افراد را در حکم مسافرانی قرار می دهد که در یک اتومبیل یا یک هواپیما یا یک  کشتی سوارند و به سوی مقصدی در حرکت اند و همه با هم به منزل می رسند و یا همه با هم از رفتن می مانند و همه با هم دچار خطر می‌گردند و سرنوشت یگانه ای پیدا می کنند.
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) در قالب تمثیل زیبایی در باب اهمیت و فلسفه امر به معروف و نهی از منکر این گونه بیان فرمود: " گروهی از مردم در یک کشتی سوار  شدند و کشتی سینه دریا را می شکافت و می رفت. هریک از مسافران در جایگاه مخصوص خود نشسته بود. یکی از مسافران به عذر اینکه اینجا نشسته ام جایگاه خودم است و تنها به خودم تعلق دارد، با وسیله ای که در اختیار داشت به سوراخ کردن همان نقطه پرداخت. اگر سایر مسافران همان جا دست او را گرفته و مانع می شدند، غرق نمی شدند و مانع غرق شدن آن بیچاره نیز می شدند."( مکارم ، 1374ش، ج3 ص37 )در این تمثیل زیبا ، پیامبر (صلی الله علیه و اله) به اهمیت زندگی جمعی پرداخته است.

در دین اسلام و روایات معصومین (علیه السلام) هم به موارد مختلف و به صورت مکرر در جایگاه های مختلف به اهمیت جمع و توجه به دیگران پرداخته شده است. به عنوان نمونه در باب وجوب روزه از امام حسن عسکری(علیه السلام) به این مضمون داریم که در پاسخ به چرایی وجوب روزه می فرماید: برای لمس گرسنگی فقیر توسط غنی(حر عاملی، 1429ق ، ج 10،ص 8 ،باب 1،حدیث 4) و یا در کلام امام صادق (علیه السلام) در پاسخ سوال وجوب روزه، اینگونه بیان شده است: فقیر و غنی همسطح باشند و ثروتمند لمس کند طعم فقر را؛ و همچنین با ضعفا مهربان شود و به گرسنه رحم کند. انما فرض الله الصیام لیستوی به الغنی و الفقیر و....،(همان ص 7، باب 1، حدیث 1).از منظر اسلام و سیره و کلام اهل بیت ع روزه برانگیزنده مسلمانان به فقرزدایی و موجب توجه آنان به فقر، محرومیت و گرسنگی و همچنین اهمیت توجه به دیگران و مخصوصا فقرا و افراد ضعیف می باشد.

در باب حج و اهمیت اجتماعی بودن آن ، سخنی از امام صادق(علیه السلام) در پاسخ علت تشریع حج آمده است که فرمودند: ...حج را تشریع کرد تا مردم از شرق و غرب گرد هم آیند و با یکدیگر آشنا شوند ... و اگر هر قومی تنها به کشورشان و آنچه در آن است اتکا می کردند، از میان می رفتند وکشور ها ویران می شد واخبار به کسی نمی رسید و شما به آن آگاهی نمی یافتید. (همان، ج 11 ص 14 کتاب الحج، باب1،ص 18)   

یکی از دستورات مهم قرآن و پیشوایان اسلام اهمیت به صله رحم است. صله رحم ، پیوند خانواده را مستحکم می کند و مانع بروز تیرگی و اختلاف شده، روحیه تعاون و همکاری را شکوفا می سازد. رسول خداوند میفرماید: صله رحم شهرها را آباد می کند و عمرهای مردم را افزایش می دهد، اگرچه اهل آن بلاد از نیکان و خوبان نباشند.( مجلسی،1403ق ، ج 71  ص120/ کلینی ، 1365ش ، ج2 ص150) همچنین امام صادق(ع)در این باره می فرماید: صله رحم موجب حسن خلق می شود. دست را در عدل و بخشندگی باز می کند، مایه پاکی و صفای دل می گردد. روزی را افزایش داده و مرگ انسان را به تأخیر می اندازد.( مجلسی ، همان،ص 114)

در روایت دیگر به نقل از امام باقر(علیه السلام) یا امام صادق (علیه السلام) است به میسر که با خویشانش صله رحم داشت ، فرمودند : به واسطه صله رحم مرگ تو به تأخیر افتاده است. (حر عاملی ، 1429ق ، ج 15 ص 245). سیره ائمه (علیه السلام) به این منوال بود که به صله رحم اهتمام بسیار داشته و به مراقبت از آن می پرداختند. حتی با خویشاوندی که قطع ارتباط کرده نیز رابطه برقرار می ساختند. به ملاقاتش رفته و به شکلهای گوناگون ارتباط را بر قرار می کردند. به گرفتاری مالی آنها رسیدگی می کردند. و مورد مهر و محبت قرار می دادند. (کریمی نیا،1377ش ، ص 200)

گزارشات فراوانی در باب سیره پیامبر(صلی الله علیه و اله) و ائمه(علیه السلام) در منابع موجود است که به برخی از آنها اشاره می شود. روزی امام صادق ع در برابر منصور دوانیقی در مورد آداب الهی از حضرت پرسید و ایشان پاسخ داد : در شناخت آداب الهی این نکته را بدان که باید پیوند داشته باشی با کسی که از تو قطع رابطه نموده و عطا کنی به کسی که تو را محروم ساخته و درگذری از کسی که به تو ظلم نموده است ... صله رحم کن تا خداوند عمرت را طولانی ساخته و بار تو را در روز قیامت سبک سازد  (مجلسی،1403ق ، ج 10،ص 218).

در تاریخ حیات اهل بیت ع ، نمونه های متعددی در این باره داریم مانند توجه ویژه امام صادق ع به مقوله عدم اختلاف بین شیعیان و متحد بودن جامعه شیعی و پرداخت اموال شخصی خود برای حل اختلافات موجود ( کلینی ،1365ش ، ج2 ص209) .همچنین موارد متعدد از کمک های پنهانی به خویشان محتاج در سیره ائمه(علیه السلام) می باشد( پیشوائی ، 1390ش ، برداشت کلی ) و یا جریان امام عسکری(علیه السلام) و جعفر کذاب که نقل شده که با وساطت امام عسکری(علیه السلام) از زندان رهایی یافت. (کریمی نیا، 1377ش ، ص 208 تا 210)و ... در باب اجتماعی بودن دین ، مصادیق مختلفی در قرآن و سیره معصومین (علیه السلام) مطرح شده است که در اینجا به شاخص ترین آنها اشاره می شود:
مشورت از مهم ترن مسائلی است که دین ، آن را مطرح کرده است و در آیات و روایات اسلامی و سیره پیشوایان دین، جایگاه ویژه ای دارد . (وشاورهم فی الامر آل عمران/ 159) . خداوند سبحان نه تنها در امور اجتماعی که در امور خانوادگی هم دستور به مشورت داده است مثل گرفتن از شیر کودک قبل از دوسالگی (فان ارادا فصالا عن تراض منهما و تشاور فلا جناح علیهما/بقره 233) اما در باب کلام و اندیشه معصومین(علیه السلام) روایات متعدد داریم که به عنوان نمونه به برخی از آنها اشاره می شود. روایاتی داریم در کلام معصومین(علیه السلام) که فرموده اند پشتیبانی محکم تر از مشورت نمی باشد. (مجلسی، 1403 ، ج 72، ص 104)اما در کلام امیر مومنان(علیه السلام) و در باب اهمیت مشورت اینگونه آمده است: مشورت و نظر خواهی از دیگران عین هدایت است و اگر کسی فقط به فکر خود تکیه کند خود را در خطر انداخته است.(الاستشاره عین الهدایه و قد خاطر من استغنی برأیه ، مشورت و نظر خواهی از دیگران عین هدایت است و کسی که تنها به فکر خود تکیه کند، خویشتن را به خطر انداخته است، همان ، ج66 ص410)  
در سیره اجتماعی پیامبر ص موارد متعددی از مشورت نقل شده است که به عنوان نمونه می توان به نبرد با دشمن در جنگ بدر اشاره نمود در مورد اصل حمله به کاروان قریش و همچنین در انتخاب منطقه جنگی بدر.( یوسفی غروی، بی تا ، ج2 ص118 / صالحی ، 1414ق ، ج4 ص26 )و یا در شیوه دفاع از مدینه در جنگ احزاب یا خندق( طبری ،1378ق ، ج2 ص566) در سیره  امامان معصومین(علیه السلام) هم موارد متعدد داریم مثل مشورت حضرت علی(علیه السلام) در جنگ صفین و یا مشورت امام حسین(علیه السلام) با یاران و.. (کریمی نیا، 1377ش ، ص 261)

رابطه احکام فردی-جمعی
احکام و دستورات الهی برای بشر ، به صورت فردی و اجتماعی بیان شده است.اما در بسیاری از عبادات با این که بصورت فردی هم می توان انجام داد اما تاکید بر جمعی آن است که در اینجا به برخی اشاره می شود؛ نماز برنامه ایست برای ارتباط انسان با خدا که بعد عبادی و معنوی آن بسیار چشمگیر است. این فریضه، اگر هم به صورت فردی اقامه شد، خالی از بعد اجتماعی نیست، اما هنگامی که به جماعت اقامه شود بعد اجتماعی آن چشمگیر می شود. در واقع برای اینکه این فریضه بیشتر صورت اجتماعی به خود بگیرد و مصالح اجتماعی بیشتری برآن مترتب شود، توصیه شده که به جماعت اقامه شود که البته این امر با تاکید قرآنی همراه است.  نماز جماعت مستحب موکد است و شاید بتوان گفت اصل اولی در نماز ، به جماعت اقامه کردن آنست مگر اینکه انسان عذری داشته و یا در اضطرار بوده باشد. در سیره معصومان هم اهمیت به نماز جماعت دیده می شود تا جائی که حتی در زمان جنگ هم نماز را به صورت جماعت برگزار می کردند. نماز جماعت ظهر عاشورای امام حسین (علیه السلام) و اصحابش ( یوسفی غروی ، بی تا ، ج6 ص168 )هم دلیلی بر این مدعاست که اقامه نماز، می تواند به قیمت زخمی شدن و حتی به شهادت رسیدن یکی از اصحاب امام باشد.
در فرمایشات رسول بزرگوار هم تاکید به جماعت شده ولو بروی دسته نیزه ها [ کنایه از سختی و دشواری ] ( مجلسی ، 1403ق ، ج85 ص5 ) همچنین برپایی نماز جمعه و یا نماز استسقاءو یا نماز اعیادی مثل فطر و قربان از مصادیق جمعی و اجتماعی می باشد.
از جمله احکام جمعی دیگر می توان به مناسک حج اشاره کرد. که همه ساله مسلمانان از هرگروه و فرقه در ایام حج به شهر مکه رهسپار شده و این مراسم با شکوه جمعی برگزار می شود.و همچنین نمونه های فراوان دیگر.

هویت از دیدگاه برخی اندیشمندان مسلمان
در رابطه با هویت انسان در آرای اندیشمندان اقوالی مطرح است که در اینجا به برخی از آنان پرداخته می شود.

اندیشه شهید مطهری
شهید مطهری با طرح یک سوال وارد بحث می شود آیا انسان اجتماعی آفریده شده است؟
یعنی طبیعتاً به صورت جزیی از کل آفریده شده است و در نهاد انسان گرایش پیوستن به "کل" خود هست، و یا اجتماعی آفریده نشده بلکه اضطرار و جبر درونی، انسان را مجبور کرده است که زندگی اجتماعی بر او تحمیل شود، یعنی انسان به حسب طبع اولی خود مایل است که آزاد باشد و هیچ قید و بند و تحمیلی را که لازمه زندگی جمعی است نپذیرد، اما به حکم تجربه دریافته است که به تنهایی قادر نیست به زندگی خود ادامه دهد، بالاجبار به محدودیت زندگی اجتماعی تن داده است؛ و یا انسان، انسان اجتماعی آفریده نشده اما عاملی که او را به زندگی اجتماعی وادار کرده اضطرار نبوده است و لااقل اضطرار عامل منحصر نبوده است، لکن به حکم عقل فطری و قدرت حسابگری خود به این نتیجه رسیده که با مشارکت و همکاری و زندگی اجتماعی، بهتر از مواهب خلقت بهره می گیرد، از این رو "شرکت" را "انتخاب" کرده است. پس مسأله به این سه صورت قابل طرح است که زندگی اجتماعی انسان طبیعی است؟ یا اضطراری؟ یا انتخابی؟

 مطابق نظریه اول زندگی اجتماعی انسانها از قبیل زندگی خانوادگی زن و مرد است که هر یک از زوجین به صورت یک "جزء" از یک "کل"در متن خلقت آفریده شده و در نهاد هر کدام گرایش به پیوستن به "کل" خود وجود دارد؛ و مطابق نظریه دوم ، زندگی اجتماعی از قبیل همکاری و هم پیمانی دو کشور است که خود را به تنهایی در مقابل دشمنی مشترک، زبون می بیند و ناچار نوعی همکاری و همگامی و ارتباط میان خود برقرار می‌نماید؛ و مطابق نظریه سوم زندگی اجتماعی از قبیل شرکت دو سرمایه دار است که برای تحصیل سود بیشتر ، یک واحدتجاری یا کشاورزی یا صنعتی به وجود می آورند.

بنابر بر نظریه اول عامل اصلی، طبیعت درونی انسان است، و بنابر نظریه دوم امری بیرونی و خارج از وجود انسان است، و بنابر نظریه سوم عامل اصلی ، نیروی عقلانی و فکری و حسابگرانه انسانی است. بنابر نظریه اول، اجتماعی بودن یک غایت کلی و عمومی است که طبیعت انسان بالفطره به سوی او روان است،و بنابر نظریه دوم از قبیل امور اتفاقی و عرضی است و به اصطلاح فلاسفه غایت ثانوی است نه غایت اولی، و بنابر نظریه سوم از نوع غایات فکری است نه غایات طبیعی.

از آیات کریمه قرآن استفاده می شود که اجتماعی بودن انسان در متن خلقت و آفرینش او پی ریطی شده است. (حجرات/13) و در ادامه به آیه 54 فرقان اشاره کرده و به آن استناد می کند.(شهید مطهری،1379ش ، ص18تا20)

اندیشه علامه طباطبایی
جناب علامه در ذیل آیه دویست  سوره آل عمران و بر اساس آیه سی و دو زخرف ( آیا آنها باید فضل و رحمت خدای تو را تقسیم  کنند؟ در صورتی که ما خود ، معاش و روزی آنها را در حیات دنیا تقسیم کرده‌ایم و بعضی را بر بعضی به درجاتی (از مال و جاه دنیوی) برتری داده‌ایم تا    بعضی از مردم از مال دنیاجمع می‌کنند و... ( زخرف /32) واقعیت اجتماعی و مبنای شناخت جامعه را بهره مندی متقابل انسان ها از یکدیگر و نظریه استخدام برآمده از آن تلقی می کند. به نظر ایشان پذیرش زندگی اجتماعی امری اختیاری است و از آنجا که هر امری اختیاری انگیزه می خواهد، این سوأل پیش می آید که انگیزه مردم در پذیرش زندگی اجتماعی چیست؟

به نظر علامه ، مردم همواره در پی تحصیل و تأمین منافع و مصالح خود هستند ولی در می یابند که نمی توانند هم استقلال و آزادی خود را حفظ کنند و هم منافع و مصالح خود را تحصیل و تأمین کنند بلکه برای صیانت نفس ، لازم است که با افراد دیگر متحد شوند و در تشکیل جامعه با یکدیگر همکاری کنند.
علامه در تبیین منشأ زندگی خانوادگی از دو عامل " خود دوستی" (= حب ذات) و "غریزه جنسی" یاد می کند و از آنجا که مرز زندگی اجتماعی را فراتر از زندگی خانوادگی تلقی کرده اند، منشأ زندگی اجتماعی را اصل استخدام می داند؛ اگرچه در یک تحلیل پیشرفته تر دو عامل منشأ زندگی خانوادگی (یعنی حب ذات و غریزه جنسی) را نیز به اصل استخدام برمی گرداند.

بنابراین علامه برخلاف دیدگاه برخی از فیلسوفان اجتماعی که حب ذات را منشأ همه نوع اجتماعی می دانند، منشأ زندگی خانوادگی و اجتماعی را اصل استخدام دانسته اند. در توضیح نقش عامل حب ذات در زدگی خانوادگی باید افزود که علامه بر این باور است که هر انسانی افراد دیگر را همانند خود می داند و می یابد و از آنجا که حب ذات در طبیعت و ذات انسان نهفته است، دیگر انسانها را به این علت که مشابه او هستند، همانند خود می بیند ، احساس انس نسبت به آنها پدید می آید و می خواهد با آنان زندگی کند. از این رو به اجتماع فعلیت می دهد. چنانچه روشن است همین اجتماع یک نوع استخدام و استفاده است و چون این غریزه در همه ی انسان ها به طور مشابه وجود دارد، نتیجه آن اجتماعی است که مورد بحث و نظر علامه است . منشأ دیگر زندگی اجتماعی را علامه "غریزه جنسی" می داند و ازدواج را اولین قدم در تشکیل اجتماع و زندگی خانوادگی واداشت ؛ و طبق نظر علامه ، این قوی ترین عامل برای انسان است که انسان را به زندگی اجتماعی وا می دارد. (کافی مجید،1394ش ، 12 تا14)

اندیشه علی شریعتی
در نظر دکتر شریعتی، عنصر اندیشیدن عامل حرکت تاریخ و شکل گیری جامعه است؛ از این رو باید در صدد فهم بهتر آن بود. از نظر وی قدرت تفکر، افزون بر اینکه عامل شکل گیری جامعه است، عامل تکامل اجتماعی و نبود آن عامل انحطاط جامعه است.

مبنای دیگر برای شناخت جامعه را همان عامل اصلی تغییر و تحولات جامعه می داند. به طور کلی مخاطبان هر مکتب، مذهب و پیامبری عامل اساسی و موثر تغییر جامعه هستند. بر اساس این تمام خطاب ها در قرآن به "ناس" است. پیامبر (صلی الله علیه و اله) بر ناس مبعوث می شود، روی سخنش با ناس است. مورد سوأل و جواب ناس است، عامل ارتقا، تحول و انحطاط جامعه ناس است و مسولیت جامعه و تاریخ نیز با ناس می باشد.
مراد از مردم توده هستند، بدون هیچ ویژگی خاص طبقاتی ، گروهی و صنفی. بر اساس این از قرآن استنباط می شود که اسلام اولین مکتب و مذهب و حتی اجتماعی است که مبنا و عامل اساسی سرنوشت جامعه، تاریخ و فرد را مردم می داند.(کافی مجید ، 1394 ش ، ص23).
به نظر شریعتی دو مبنا و عامل "سنت" و "ناس" در سرنوشت جامعه موثرند؛ به نظر وی از نظر اسلام موثرترین عوامل "ناس و سنت" است؛ زیرا که "ناس" اراده متن مردم است و "سنت" قوانین علمی موجود در جامعه.
مسیر تاریخ را ناس، بر اساس سنت های موجود در جامعه و انسان به وجود می آورند و هرگونه تغییری معلول اراده، امیال، خوی، رفتار و اعمال "ناس" است که طبق سنت های معین و تغییر ناپذیر، هریک از آنها انعکاس و اثر حتمی و مسلم در اجتماع و تاریخ دارد. بنابراین در یک فرمول (ناس+ سنت= بنیان جامعه و موتور حرکت تاریخ: تلک امه+لیس للانسان الاماسعی+کل نفس بما کسبت رهینه)؛ نه تنها افراد انسانی، بلکه اجتماع نیز چنین است.برخلاف ماتریالیسم دیالکتیک و جبر تاریخ و فلسفه مارکسیسم که تغییر و تحول جامعه ها را بر اساس عوامل مادی و غیر انسانی تولید تحلیل می کند، قرآن(رعد/ 11)هر تغییری را در نظام فکری یا اجتماعی یک جامعه معلول تغییر و طرز تفکر و احساس و روح اجتماعی مردم می داند و در نتیجه انسان ها را میئول تقدیر تاریخی و سرنوشت اجتماعی و وضع زندگی و نظام حاکم بر جامعه خویش اعلام می کند. ( همان، ص 23 - 24)

اندیشه علامه مصباح یزدی
در نظر ایشان فرد اصیل است و با همزیستی و همکاری با دیگر افراد ، جامعه را پدید می آورد و تبدلات و تحولات آن اعم از خوب و بد مطلوب و نامطلوب موجب می شود . ایشان بر طبق این مبنا و نظریه برآمده از آن اصولا برای جامعه وجود مستقل در نظر نمی گیرد. وی معتقد است مقتضای نظراتی که جامعه، وحدت و شخصیت حقیقی و مستقل از افراد دارد، جامعه دارای روحی واحد و جداگانه است، افراد انسانی در حکم یاخته ها و اعضایی هستند که پیکر جامعه را می سازند و ماهیت انسانی فرد در ظرف جامعه و زندگی اجتماعی تحقق می یابد. بنابراین، انسان که چیزی جز حیوان اجتماعی نیست، فرآورده ی جامعه است و همان گونه که یاخته ها واعضای بدن آدمی هویت مستقل ندارند؛ فرد هم هویت مستقل ندارد ؛بلکه وابسته و تابع جامعه است و همه آنچه را به عنوان یک انسان دارد از آن دریافت می کند. از آنجا که جامعه وجود، وحدت و شخصیت حقیقی ندارد و چیزی بیش از یک مفهوم اعتباری که از وجود افراد انسانی و ارتباطات و مناسبات آنان انتزاع می گردد نیست، تأثیر جامعه در فرد فقط به معنای تأثیر اکثریت افراد جامعه در فرد نخواهد بود. (مصباح یزدی، 1390ش ، ص53 تا 60)

نتیجه گیری
هدف از نگارش این نوشتار پرداختن به هویت فردی و جمعی از دیدگاه قرآن ، معصومین (علیه السلام) و برخی اندیشمندان اسلام است . با تبین نوع ماهیت انسان و ارائه تعریفی از آن بوسیله آیات قرآنی ، به سراغ سیره و گفتار اهل بیت ع رفته و مصادیقی ارائه شد که هویت جمعی انسان را به خوبی نشان می داد . مصادیقی مانند توجه معصومین به امر مشورت و یا تاکید بر امر نمازهای جمعه و جماعت ، ادای صله رحم و توجه ویژه نشان دادن به این مقوله و... . طبق این بررسی می توان اینگونه بیان کرد که که دین آیینی اجتماعی است و سیره اهل بیت (علیه السلام) و سفارشهای آنان این مطلب را به وضوح نشان می دهد که انسان دارای زی اجتماعی می باشدو دین اسلام که کامل ترین ادیان الاهی است ، به این بعد توجه ویژه ای شده است. و سرانجام با بیان دیدگاه سه تن از اندیشمندان معاصر به تبیین چگونگی حصول این ماهیت اشاراتی شده است .

نویسنده: آسیه آخوند قرقی

منابع
قرآن کریم
1-  اسفندیاری محمد، بعد اجتماعی اسلام، نشر خرم، قم 1375  ، چاپ اول
2 – بستانی محمود، اسلام و جامعه شناسی، مترجم موسی دانش ، انتشارات بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد ،1390ش .
3 – پيشوايى مهدی ، سیره پیشوایان ، انتشارات امام صادق ق ، قم ، 1390ش .
4- حر عاملی، وسائل الشیعه، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، بیروت 1429 ق / 2008 م ، چاپ دوم .
5-حضرمی عبد الرحمن بن محمد (ابن خلدون )، مقدمه ابن خلدون، مترجم پروین گنابادی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران ، 1390ش ، چاپ سیزدهم .
6 – خیری حسن، مبانی نظام اجتماعی اسلام، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم 1393 ش .
7- صالحی شامی محمد بن یوسف ،سبل الهدى والرشاد في سيرة خير البشر ،تحقيق عادل أحمد عبد الموجودو علي محمد معوض ، انتشارات دار الكتب العلمية بيروت ، 1414 هـ - 1993 م ، چاپ اول .
8- طبری محمد بن جریر ، تاريخ الرسل والملوك،انتشارات دار التراث ، بیروت ،1378ق ، چاپ دوم .
9 - کافی مجید، نظریه اجتماعی ارتباط در قرآن، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ اول 1394 قم
10 – کریمی نیا محمد علی، تربیت اجتماعی : (رفتارهای اجتماعی پیشوایان اسلام ) چاپ اول 1377 ؛قم، انتشارات پارسایان
11- کلینی محمد بن یعقوب ، الکافی ، تصحیح علی اکبر غفاری ،انتشارات دار الکتب الاسلامیه ، تهران ، 1365ش ، چاپ چهارم .
12 – مجلسی محمد باقر ، بحار الانوار ، تحقيق: إبراهيم ميانجي و محمد الباقر بهبودي ،انتشارات دار التراث العربی بیروت ، 1403ق /1983م ، چاپ سوم .
13 – مصباح یزدی محمد تقی، جامعه و تاریخ از نگاه قرآن، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم ،1390 ش ، چاپ اول .
14 – مطهری مرتضی، جامعه و تاریخ، انتشارات صدرا،تهران ، 1379ش ، چاپ بیست و سوم .
15- مکارم شیرازی ناصر ، تفسیر نمونه ،دار الكتب الاسلاميه‌ ،تهران ،1374ش ، چاپ سی و دوم .
16- یوسفی غروی محمد هادی ، موسوعه التاریخ الاسلامی ، انتشارات مجمع الفکر الاسلامی ، قم ، بی تا.‌

یکی از مباحث مطرح شده در بحث آفرینش انسان این مقوله است که انسان دارای کدام یک از هویت فردی  یا جمعی می باشد. در این باره نظریه های مختلفی مطرح می باشد وهر کدام از نظریه ها قائلین خاص خود را دارد؛ و اما نکته مهم این است که دین سلام ، دین و آیین فردی می باشد یا اجتماعی؛  و از منظر قرآن و سیره معصومان (علیه السلام) هویت انسان فردی می باشد یا جمعی. این نوشتار البته به روش کتابخانه ای و نرم افزار و توصیفی و تحلیلی، به این مقوله از دیدگاه اسلام و اهل بیت(علیه السلام) و همچنین اندیشمندان اسلامی پرداخته است و ثابت می کند ، دین آیینی اجتماعی است و نمونه هایی از توصیه های اهل بیت (علیه السلام) و آموزه هایی مثل مشورت و نماز جماعت و حج همه و همه بر این مساله تاکید دارند که انسان فطرتاً موجودی اجتماعی و دارای زی اجتماعی می باشد.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
6 + 3 =
*****