برخوردِ قاطعِ قرآن با گروهی از اهل کتاب

22:59 - 1400/04/06

خداوند با اهل کتابی که چهار ویژگی منفی دارند، دستور کارزار می دهد تا در نهایت با پرداخت جزیه آن ها را کنترل کند.

 

برخی از اهل کتاب به چهار علتِ شرک ورزیدن به خدا، باور نداشتن به آخرت، و دین حق و ارتکاب اعمال حرام از حقیقت دور شده اند و یک خطر جدی برای جامعه اسلامی قلمداد می شدند. خداوند سکوت نکرده و دستور به کارزار با آن ها را داد، تا در نهایت با پرداخت جزیه به حقارت بیفتند.

شبهه: چرا قرآن دستور به قتال و کشتار یهودیان و نصاری می دهد؟! خدا در سوره توبه آیه 29 می گوید: «(ای اهل ایمان) با هر که از اهل کتاب (یهود و نصاری) که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده، حرام نمی‌دانند و به دین حق (و آیین اسلام) نمی‌گروند، قتال و کارزار کنید تا آن‌گاه که با دستِ خود با ذلت و تواضع جزیه دهند.»

نوع برخورد قرآن  با غیر مسلمانان هنجارشکن
خداوند در سوره توبه با گروه های هنجارشکن و پیمان شکنی از میان کافران، مشرکان و برخی از اهل کتاب که در عمل شبیه آن دو گروه هستند، برخوردهای قاطعی دارد. قرآن در آیاتی از سوره ی توبه به مشرکانی که عهد و پیمان خود را با رسول الله شکستند، اشاره می کند[2] و به آن ها مهلت چهار ماهه ای می دهد.[3] درباره گروهی از اهل کتاب (نه همه آن ها) که چهار خصوصیت بد دارند و آن ها را شبیه به کافران کرده است،[1] دستور داد تا با آن ها قتال و کارزار کنند تا مجبور به پرداخت جزیه شوند.[4] به نوعی با پرداخت جزیه آن ها را کنترل کرده باشد.

علت کنترل هنجار شکنانی از میان اهل کتاب
از میان اهل کتاب گروهی که شامل برخی یهودی ها و برخی مسیحی ها می شدند، چهار خصلت در آن ها بود که خداوند به آن علت با این گروه خاص دستور قتال و کارزار داد و به آن چهار مورد تصریح می کند:

الف) علم به وجود خدا دارند ولی ایمان به وحدانیت خدا ندارند؛ زیرا «یهود، عُزَیر را پسر خدا دانست.»[5] و نَصاری، قائل شدند: «مسیح پسر خدا می باشد.[6]
ب) باورشان درباره روز قیامت دچار انحرافاتی می باشد؛
ج) اهل کتاب مواردی را که خداوند و رسولانش حرام کرده بودند با وجود این که می دانستند، آن ها را حرام نمی دانستند و ربا خواری و میگساری و سایر حرام ها را برای خود حرام نمی پنداشتند؛
د) چون در تعالیم دینی شان تحریف صورت گرفته بود، از دینِ حقیقی بسیار فاصله گرفته بودند.[7]

تاثیر ناهنجاری در جامعه اسلامی
جامعه ای را تصور کنید که رسولان را درک کرده اند و به خاطر ایمان به وجود خدا، روز آخرت و مراعات بایدها و نبایدهای دینی، یک نوع سبک زندگی ویژه و بازدارندگی از انحرافات برای آن افراد به وجود آمده است. ولی تصور کنید اشخاصی در جامعه دینی حضور داشته باشند که به وجود خداوند، پیامبران، دین، هنجارها و ناهنجارهای آن بی توجه اند و حتی پیمان های بسته شده با رسول الله را نقض کرده اند. با این افراد چه برخوردی باید کرد؟! سکوت کرد و شاهد هرج و مرج های احتمالی در زمینه های اعتقادی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و... شد! یا این که با ترفندی همچون پرداخت جزیه، آن ها را کنترل کند و از قلدری و تکبر و هنجار شکنی های آن ها جلو گیری کند؟

جزیه؛ راه حل کنترل هنجار شکنان
همه افراد در جامعه اسلامی، مسلمان یا غیر مسلمان وظایفی دارند. مسلمانان هم با جانِ خود (و شرکت در جهاد) و هم با مال خود (و پرداخت خمس، زکات، کفارات و...) مدافع حکومت اسلامی هستند. ولی اهل کتاب، تنها با پرداخت بخشی از هزینه های مالی تحت عنوان جزیه، وظیفه خود را در قِبال حکومت انجام می دهند و حکومت نیز در مقابل آن امنیتِ جانی، مالی، اقتصادی و... را برایشان فراهم می آورد. هدف دیگر از پرداخت جزیه این است که این افرادِ عهد شکن و بی اعتقاد نتوانند در جامعه تکبر کنند و از این رو از آن ها به صورت نقدی و در حالت حقارت جزیه گرفته می شود.

بازدارندگی از تکبر و میزان پرداخت جزیه
در مورد مقدار جزیه از امام صادق عليه السلام حدیثی نقل شده است که چنانچه میزان جزیه کم باشد، بازدارندگی لازم را ندارد و گویا با هدف جزیه، که تحقیر کردن روحیه سرکش آن ها است، منافات پیدا می کند. امام علیه السلام فرموده است: «اگر مقدار جزيه كم باشد،تفاوتى در روحيّه‌ آنان حاصل نشده و احساس حقارت نمى‌ كنند.»[8] هم چنین در حدیثی دیگر، زراره از امام صادق عليه السّلام پرسید: «اهل كتاب چقدر بايد جزيه بدهند؟ و آيا مقدار معينى، مشخص شده است كه نبايد از آن تجاوز بشود؟ حضرت فرمودند: مقدار آن به نظر امام بستگى دارد، به اين صورت كه با توجّه به مقدار دارايى و توان آن‌ها هرچقدر را كه صلاح بداند، بگيرد.»[9]

پی نوشت
[1] سوره توبه، آیه 30 «يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ ۚ؛ با گفتار و کیش کافران مشرک پیشین نزدیکی و مشابهت دارند.»
[2] سوره توبه، آیه 1 «بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ این اعلام بیزاری خدا و رسول اوست به مشرکانی که شما مسلمین با آنان عهد بسته‌اید (و آنان عهد شکستند).»
[3] سوره توبه، آیه 2 «فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُر؛ ٍپس به شما مشرکان تا چهار ماه دیگر مهلت داده می‌شود که در زمین (مکه) گردش و آسایش کنید.»
[4] سوره توبه، آیه 29 « قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ؛ (ای اهل ایمان) با هر که از اهل کتاب (یهود و نصاری) که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده حرام نمی‌دانند و به دین حق (و آیین اسلام) نمی‌گروند قتال و کارزار کنید تا آن‌گاه که با دست خود با ذلت و تواضع جزیه دهند.»
[5]،[6] سوره توبه، آیه 30 «وَ قَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ؛ و یهود گفتند: عُزَیر پسر خداست و نصاری گفتند: مسیح پسر خداست!»
[7] برگزیده تفسیر نمونه، ج2، ص195، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش.
[8] كافى، ج 3، ص 566.
[9] ترجمه فروع کافی، ج2 ، ص 672.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.