ماهیت و جایگاه تمدن نوین اسلامی

07:59 - 1401/02/24

ماهیت تمدن اسلامی با تمدن غربی از منظر انسان شناختی و معرفت‌شناختی و جهان بینی تفاوت بنیادین دارد. این تفاوت به خاطر وجود تفاوت در مبانی دو طرز تفکر است که باعث می‌شود تمدن اسلامی و تمدن غربی هر کدام شاخصه‌های مربوط به خود را دارا باشند.

ماهیت و جایگاه تمدن نوین اسلامی  

از خصوصیات تمدن اولیه‌ی اسلامی این بود که جغرافیای اسلامی و ملیت افراد مد نظر نبود، بلکه دین، به عنوان تنها محور شکل‌گیری آن مورد توجه قرار گرفت و به همین خاطر توانست تمام مناطق اسلامی را زیر نفوذ خود در آورد و به قدرت سیاسی- اجتماعی بلامنازع آن روزگار تبدیل شود.

در تعالیم دین مبین اسلام، توجه به موضوعات اجتماعی نظیر عدالت، اقتدار و عزت، رفع تبعیض و فقر در درجه‌ی اول اهمیت قرار گرفته است. این طرز تفکر و نوع نگاه در قرون اولیه‌ی هجری باعث به وجود آمدن تمدنی شد که آثار عمیقی در تمام ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بر جای گذاشت. تمدن اسلامی با بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و هجرت ایشان به مدینه شکل گرفت و مسلمانان با اتکاء بر آموزه‌های قرآن و سفارش‌های پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام آن را تا قرن پنجم هجری به اوج رساندند.
اگر چه با حملات صلیبیان، مغولان، سقوط اندلس و مشکلات داخلی جهان اسلام، تمدن اسلامی دچار انحطاط شد؛ اما متفکران اسلامی در ایران و سایر کشورها برای مقابله با تمدن غرب، بازگشت به اسلام راستین را مطرح کردند. بیداری اسلامی در ایران از عصر قاجاریه شروع و با پیروزی انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی (ره) در بهمن سال 1357 به اوج رسید و باعث بیداری اسلامی در جهان عرب گردید. اکنون در این نوشتار کوتاه تلاش داریم تا به ماهیت و جایگاه تمدن نوین اسلامی در مقابل تمدن غرب اشاره نماییم.

تفاوت فرهنگ با تمدن
تمدن یعنی هیبت اجتماعی یک جامعه و فرهنگ یعنی روح یک جامعه. به این صورت که ممکن است جامعه‌ای دارای تمدن نباشد، اما تصور جامعه‌ای بدون فرهنگ ممکن نیست. در واقع می‌توان گفت، فرهنگ مجموعه‌ای از سنت‌ها و آداب است که پایبندی به این امور باعث تمایز یک قوم و قبایل می‌شود. در واقع فرهنگ مجموعه باورهای فرد یا گروهی خاص است و چون باورها ذهنی‌اند پس فرهنگ جنبه‌ی عینی ندارد.[1]

ساختار تمدن نوین اسلامی
تمدن‌ها معمولاً حول محور یک عامل جغرافیایی شکل می‌گیرند و عوامل تشکیل‌دهنده و پایداری آن‌ها عواملی مادی مانند نژاد، ملیت و... می‌باشند؛ در حالی که تمدن نوین اسلامی بر پایه عوامل عقیدتی و ایدئولوژیکی شکل می‌گیرد و ارزش گذاری می‌شود. تمدن نوین اسلامی با دید توحیدی به پدیده‌ها می‌نگرد و علاوه بر اینکه به ساختار مادی یک جامعه اهمیت می‌دهد در عین حال، همواره مسلمانان را به سوی کمال معنوی تشویق می‌کند.
تمدن نوین اسلامی بیانگر همه جنبه‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه است که ابعاد وجودی فرد و جامعه را پوشش می‌دهد و مؤلفه‌های آن حول محور اسلام می‌گردد. بدین ترتیب تمدن نوین اسلامی از همه ویژگی‌های تمدن الهی در چهارچوب آموزه‌های قرآنی و متکی بر سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برخوردار است و مؤلفه‌های آن دین، اخلاق، علم، عدالت، قوانین، مقررات، اصول دینی و غیره است.[2]
مقام معظم رهبری تمدن نوین اسلامی را فضایی می‌داند که انسان در آن فضا به لحاظ مادی می‌تواند رشد کند و به غایات مطلوبی که خدای متعال او را برای آن غایات خلق کرده است برسد، زندگی خوبی داشته باشد، زندگی عزّتمندی داشته باشد، انسان عزیز، انسان دارای قدرت، دارای اراده، دارای ابتکار، دارای سازندگىِ جهان طبیعت؛ تمدّن اسلامی یعنی این؛ هدف نظام جمهوری اسلامی و آرمان نظام جمهوری اسلامی این است.[3]
البته تمدن اسلامی به صورت كامل در دوران ظهور حضرت بقیةالله ارواحنافداه است. در دوران ظهور، تمدّن حقیقی اسلامی و دنیای حقیقی اسلامی به وجود خواهد آمد. بعضی كسان خیال می‌كنند دوران ظهور حضرت بقیةالله، آخرِ دنیاست! من عرض می‌كنم دوران ظهور حضرت بقیةالله، اوّلِ دنیاست؛ اوّلِ شروع حركت انسان در صراط مستقیم الهی است؛ با مانع كمتر یا بدون مانع؛ با سرعت بیشتر؛ با فراهم بودن همه‌ی امكانات برای این حركت.[4]

ماهیت تمدن اسلامی با تمدن غربی
تمدن در اصطلاح، کلیه مراتب اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی یک قوم و یا یک ملت را در بر می‌گیرد که نمود عینی آن در رفتار و کردار و عملکرد آنان است. هم‌زمان با ظهور اسلام، تمدنی شروع به رشد نمود که در آن، جغرافیای زندگی و ملیت افراد مد نظر نبود بلکه دین به عنوان تنها محور و سنگ آسیاب شکل‌گیری آن مورد توجه قرار گرفت. تمدنی که در سده‌های آغازین با رشد و شکوفایی همراه بوده اما برخی عوامل درونی و بیرونی باعث کندی حرکت این تمدن بزرگ شده است. در قرن حاضر با توجه قیام ملت مسلمان ایران و تشکیل حکومت جمهوری اسلامی، ملت‌های مسلمان دوباره بیدار شده‌اند و در پی احیای تمدن اسلامی خویش برآمده‌اند.
در مقابل تمدن اسلامی، تمدن غرب قرار گرفته است که مبنای آن اومانیسم یا انسان‌محوری است که دین، اخلاق و معنویت را از متن زندگی انسان به حاشیه برده و همین امر موجب بروز بحران‌های زیادی برای این تمدن شده است. یعنی آنچه که غرب مدرن را از دیگر دوره‌های غرب، باستان و وسطی و تمدن اسلامی ممتاز می‌کند، امانیسم یا فرهنگ انسان‌مداراست. اومانیسم، خصیصه غرب مدرن است و آن را از تمامی دوره‌های قبل از خود متمایز می‌کند. در اومانیسم اولاً انسان نه در پرتو توانایی‌های الهی و فطرت دینی‌اش بلکه در پرتو خواسته‌های نفسانی‌اش تعریف می‌شود، یعنی انسان عمدتاً با غرایز و نیازهای شهوانی‌اش و با خواست‌های دنیایی‌اش و در ابعاد لذت‌طلبی، قدرت‌طلبی و ثروت‌طلبی تعریف می‌شود. ثانیاً این انسان در این ویژگی اصالت پیدا می‌کند و به عنوان مدار هستی مطرح می‌شود. این در حالی است که مبنای تمدن اسلامی، اندیشه خدامحوری است به این معنی که تنها خداوند به دلیل آفرینش انسان و احاطه بر ابعاد مختلف او می‌تواند برای انسان راه و برنامه معین کند. 

پی‌نوشت
[1].  تاریخ و تمدن اسلامی، ص19.
[2]. تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، ص 53.
[3]. بیانات رهبر معظم انقلاب، ۱۳۹۲/۰۶/۱۴.
[4]. بیانات رهبر معظم انقلاب،  ۱۳۷۹/۰۷/۱۴.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.