پاسخی به افسانه تحمیل عقیده در اسلام

12:10 - 1402/05/08

آیات قرآن،‌ روایات و البته تحلیل عقلی گویای آن است که تحمیل عقیده به معنای نفوذ در درون یک انسان و اجبار وی به یک باور خاص، به هیچ‌وجه امکان ندارد و اسلام نیز به دنبال چنین هدفی نمی‌باشد.

جنگ‌های صدر اسلام میان مسلمانان و مشرکان شبه جزیره عربستان و دیگر مناطق، پندار تحمیل شدن باورهای اسلامی به مردم را برای برخی ایجاد کرده است. گو اینکه ابزار اسلام برای گسترش خویش، رفتارهای خشونت‌طلبانه، تجاوزگرانه و جنگ‌افروزانه است، اما با دقت و اندیشه در تاریخ و منابع وحیانی چنین شبهاتی پاسخ داده می‌شود.

مسلمانان به هر آنچه خداوند در قرآن کریم بیان کرده، ایمان دارند؛ از جمله اینکه به صراحت فرموده:‌ «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ»؛[1] «زور و اكراه در دين نيست». معنای واضح آیه این است که نمی‌توان با اجبار به درون انسان‌ها نفوذ کرده و یک دین و آئین خاصی را برای وی برگزید؛[2] بلکه هر انسانی می‌تواند با اختیار و اراده خویش، هر دینی را که خواست انتخاب کند. بنابراین اگر کسی هزاران دلیل و شاهد بر تحمیلی بودن عقائد در اسلام اقامه کند، صرفاً با بیان این آیه، می‌توان پاسخ او را داد.

از دیگر شواهد قرآنی بر تحمیلی نبودن دین در اندیشه اسلام، توصیف شخصیت پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله است؛ خداوند خطاب به ایشان می‌فرماید: «وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ‏»؛[3] «هر آينه تو داراى خلق و خويى بزرگ هستی» و «به دلیل رحمت سرشار خداوند است که با امت نرم و خوشخو بودى، اگر درشت‌خو و سخت‌دل بودى، از پيرامونت پراكنده می‏‌گشتند».[4]

با تحلیل واژه «تحمیل» مفاهیمی مانند اجبار و اکراه دیگران به دست می‌آید و گو آنکه «تحمیل‌شونده» چاره‌ای جز پذیرش آنچه به وی گفته‌اند، ندارد، اما آیاتی که پیرامون شخصیت خاتم الأنبیاء صلی‌الله‌علیه‌وآله بیان شد، نشان‌دهنده این است که پیروان ایشان، با رضایت قلبی به آئین اسلام گرویدند و هیچ‌گونه خشونت و تندی از ایشان ندیدند و گرنه در گرد ایشان حضور پیدا نمی‌کردند.

البته بر اساس پیش‌گویی قرآن و احادیث متواتر، دین اسلام در آخرالزمان همه‌گیر خواهد شد و بر هر دینی غالب می‌شود. آن روز هنگام ظهور آخرین حجت و ذخیره الهی، امام زمان علیه‌السلام است. در آن دوران نیز هیچ‌گاه سخن از تحمیل اسلام بر باورهای مردم جهان نیست؛ به فرموده روایات، سیره و روش امام زمان علیه‌السلام در دعوت مردم به حق و حقیقت، جنگ و کشتار نیست؛ بلکه ایشان همانند جدشان پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در گام نخست، مردم را با سخن‌ورزی، استدلال و ارائه برهان به اسلام دعوت کرده و فقط با کسانی که زیربار حق نمی‌روند و قصد رویارویی با امام علیه‌السلام را داشته باشند، پیکار خواهد کرد.[5]

پی نوشت:
[1]. بقره/256.
[2]. سبحاني، جعفر، العقيدة الإسلامية، مؤسسه امام صادق علیه السلام، ص: 39-38.
[3]. قلم/4.
[4]. آل‌عمران/159.
[5]. صدر، محمد، تاريخ الغيبة الصغرى، دار التعارف للمطبوعات‏، ج‏3، ص: 378.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
2 + 11 =
*****