تخریب دفاع مقدس مقدمه‌ای برای جنبش‌سازی‌های کاذب

12:05 - 1402/07/04

شبه‌جنبش ناکام ززآ یک آشوب‌طلبی خیابانی بود که مقدمات آن طی بیش از چند دهه در جنگ ترکیبی شکل گرفته بود. در این جنگ، گسست فکری و خالی کردن ذهن جوان نسل سوم و چهارمی از مؤلفه‌های غرور ملی همچون دفاع مقدس، یکی از مقدمات زمینه‌ساز برای جنبش‌سازی کاذب بود.

تخریب دفاع مقدس مقدمه‌ای برای جنبش‌سازی‌های کاذب

آشوب ززآ که تهیه‌کنندگان آن آرزو داشتند از سوی مردم و حاکمیت، به عنوان یک جنبش نوظهور و ریشه‌دار اجتماعی و سیاسی شناخته شوند، سرانجام به ایستگاه‌های آخر خود رسیده و در حال پیاده کردن مسافران سردرگم و فریب‌خورده خویش است. سرنوشتی از قبل پیش‌بینی شده که بیشتر از هر کسی عوامل خارجی خود را به خاطر اشتباه محاسباتی، دچار خسارت نمود.

گرچه جمهوری اسلامی، این شبه‌جنبش را در راستای تحرکات ضد ایرانی طیف وسیعی از دشمنان همیشگی خود ارزیابی می‌کند و آن را یک برخورد طبیعی و مسبوق به سابقه در برابر رقابت‌های منطقه‌ای و جهانی می‌داند و بدون نگرانی برای از دست دادن حمایت مردم همچنان رو به جلو حرکت می‌کند؛ اما چرایی موفقیت نیمه‌تمام آن‌ها در به‌ کارگیری بخش اندکی از افکار عمومی به ویژه نوجوانان و دختران، مسئله‌ای جدی است که باید به ابعاد آن توجه شود.

متأسفانه، افراد جذب‌شده در شبکه ززآ که خود را درگیر یک بازی شکست‌خورده کرده بودند از سال‌ها قبل صید شده و با شیب ملایمی به سمت سقوط در فتنه مهسا برده شدند. آن‌ها در طی این سال‌ها با گرفتار شدن در ساختار اجتماعی که در فضای مجازی به صورت تصنعی شکل گرفته بود از واقعیات کشور دور نگه داشته شده و در درون قفس مجازی برای کنش‌گری‌های خشن و دراماتیک پرورش یافته بودند!

هر چند هستی‌شناسی این قفس و درک ماهیت وجودی آن مستلزم مطالعات گسترده برای پی بردن به شیوه حصارکشی ذهنی و فکری دشمن است؛ اما در این مجال به یک نمونه از اقدامات تمهیدی دشمن برای ساختن محیط پیش‌ساخته فکری اشاره می‌شود.

گسست فکری و بریدن یک جوان از گذشته و هویت جمعی و ملیتی وی، اولین قدم برای ساختن هویت جدید است. طراحان جنگ ترکیبی ابتدا تلاش می‌کنند تا انباشت‌های تاریخی موجود در دنیای ذهن یک جوان را از امتیازات مربوط به ملت و مردم خود خالی کنند؛ به ویژه افتخارات تاریخی که برای هویت‌بخشی و الگودهی، نقش بی‌بدیلی دارند.

جنگ تحمیلی یکی از مقاطع مهم در تکامل کیش شخصیتی مردم ایران است که پس از دویست سال سرخوردگی از واگذاری غمناک سرزمین و از دست دادن بخش‌های مختلف خاک میهن، تحسین‌برانگیز بوده و به عنوان برانگیزاننده حس غرور ملی، می‌تواند نقش مهمی در بازدارندگی از سرافکندگی داشته باشد.

دشمن در طراحی بلندمدت خود و از آغاز پذیرش قطعنامه تلاش کرد روایتی وارونه از آن داشته باشد و به همین خاطر، آن‌ها با تمام توان نقاط مبهم و گاه کور جنگ را تبدیل به نقاط سیاه و خاکستری کردند. در مسئله چرایی آغاز جنگ، امام امت را که خروشی بی‌مثال در جنگ داشت متهم به تحریک صدام و حمایت از اپوزیسیون مسلح عراقی کردند؛ صدام را ناچار به حمله، جا زده و در عوض آن، جمهوری اسلامی را متهم می‌کنند که با مذاکره با صدام می‌توانست از جنگ جلوگیری کند!

طولانی شدن جنگ را به خاطر جنگ‌طلبی و ژست صدور انقلاب می‌دانند و مدعی می‌شوند پس از فتح خرمشهر، می‌شد صدام را راضی به ترک مخاصمه کرد؛ صدامی که تا روزهای آخر عمر خونین و جنایت‌آمیز خود دست از جنگ با همسایگان خود بر نداشت و هیچ‌کسی در تجاوز وی به کویت، از مذاکره‌پذیر بودن صدام و امکان توقف حمله با گفتگو سخن نگفت!

رزمنده‌هایی که طبق اقتضائات جنگ‌های مرسوم در آن روز به صورت میدانی چاره‌ای از نبرد مستقیم و نزدیک نداشتند، شهادت آن‌ها را تلفات بی‌خود و بی‌جهت جمهوری اسلامی می‌دانند تا به این وسیله، مفاهیم عالی همچون شهید و مقاومت را از نظام الگوگیری حذف کنند و بخشی از ذهن جوان ایرانی را تبدیل به سرزمین سوخته کنند!

خانواده‌های شهدا را کاسبان جنگ و جبهه دانستند تا تاریخ شفاهی ایران از دسترس جوانان خارج و هر چه بیشتر در حصار مجازی دشمن، محکوم به حصر ذهنی شوند و هرگونه تلاقی او با محیط پیرامونی خود، به ویژه کانون‌های پرورشی مفاهیم مقامت و شهادت، کنترل شده و مهار شود.

یادگاران جنگ و هم‌رزم‌های آن‌ها که امروز در خط مقدم بسط هژمونی ایران و گسترش قلمرو نفوذ جمهوری اسلامی هستند، حامیان دیکتاتورهایی همانند بشار اسد دانسته می‌شوند تا از این طریق، افتخارآفرینی رزمندگانِ امروز برای بردن مرزهای درگیری به هزار کیلومتر دورتر از جغرافیای ایران، به جای تجلیل به عنوان قهرمان ملی، سال‌ها پیکر آنان بی‌نام‌ونشان تشییع و در گوشه‌ای از گلزار شهدا به خاک سپرده شود که اگر نبود شهادت رستاخیزگونه شهید سلیمانی، شاید امروز هم غبار غربت را بر چهره مظلوم آنان می‌داشتیم!

از این‌ رو یکی از عوامل برای شکل‌گیری آشوب ناکام ززآ را باید شبهه‌سازی اولیه از جنگ و ارزش‌های حاکم بر آن، سپس سیاه‌نمایی و سرانجام ایجاد خلأ ذهنی نسبت به جنگ دانست.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
7 + 3 =
*****