دعوت به تفکر، دلیل حقانیت

10:54 - 1402/07/18

دینی که بر تفکر و تعقل در آموزه‌هایش تأکید دارد و از کسانی که تعقل نمی‌کنند گله‌مند است، حقانیتش را داد می‌زند.

دعوت به تفکر، دلیل حقانیت

بی‌تردید انسان بر اساس عقل و فطرتی که در وجود او نهادینه شده است، باید قوت دلائل مطرح شده نسبت به یک مدعا و گزاره را بررسی کند و اگر قوت دلائل اثباتی را دریافت، باید آن را تصدیق کند و این امر برای هر انسانی با اندک تفکری قابل درک است.

درمورد حقانیت آموزه‌های دین مانند وجود خدا، نبوت و...، دلائل قانع کننده‌ فراوانی وجود دارد که هر انسان عاقل و با انصافی را به تفکر و تدبر دعوت می‌کند.

دعوت به تفکر و تدبر بهترین دلیل حقانیت
به طور کلی فقط در قرآن کریم بیش از 300 مورد دعوت به تفکر، تدبر و تعقل شده است. این تفکر و تعقل در موضوعات مختلفی است که برخی از موضوعات آن در قرآن کریم تصریح شده: «وَ هُوَ الَّذي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فيها رَواسِيَ وَ أَنْهاراً وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون»؛[1] «و او کسی است که زمین را گسترد؛ و در آن کوه‌ها و نهرهایی قرار داد؛ و در آن از تمام میوه‌ها دو جفت آفرید؛ (پرده سیاه) شب را بر روز می‌پوشاند؛ در اینها آیاتی است برای گروهی که تفکر می‌کنند».

از سویی قرآن کریم در موارد زیادی، کسانی که تفکر و تعقل نمی‌کنند را سرزنش کرده است. «أَ فَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذينَ اتَّقَوْا أَ فَلا تَعْقِلُون‏»؛[2] «آیا (مخالفان دعوت تو،) در زمین سیر نکردند تا ببینند عاقبت کسانی که پیش از آنها بودند چه شد؟! و سرای آخرت برای پرهیزکاران بهتر است! آیا تفکر نمی‌کنید؟».

اگر کسی فقط به همین امر به تفکر و تعقل دقت کند، حقانیت خدا، نبوت و... را در می‌یابد؛ زیرا اگر دین و آیینی حق نباشد، هرگز مردم را به تفکر و تعقل آزادانه دعوت نمی‌کند؛ چرا که می‌ترسد مردم به ساختگی بودن آن پی ببرند و ادعایشان زمین بخورد؛ ولی از آنجا که تمام آموزه‌های دین، حق و دارای ادله محکم است، سفارش اکید به تفکر و تعقل دارد و حتی یک لحظه فکر کردن را از هفتاد سال عبادت برتر دانسته[3] و از کسانی که تفکر و تعقل خود را به کار نمی‌گیرند گله‌مند است.

وجود واقعیت‌های اطراف انسان 
برای نمونه از دلایل وجود خدا به بیان ساده، واقعیت‌های خارجی است که در جامعه وجود دارد. انسان با دیدن یک دستمال کاغذی به سازنده آن پی می‌برد و به کسی که بگوید این دستمال کاغذی بدون سازنده به وجود آمده، برچسب بی‌فکری و بی‌عقلی می‌زند. چطور این جهان به این بزرگی و با عظمت، سازنده‌ای نداشته باشد، نظم و هماهنگی که در این عالم وجود دارد، به یقین نظم دهنده‌ای دارد و اگر کسی غیر از این بگوید باید در عقل او شک کرد. 

بنابراین امر به تفکر و تعقل در آموزه‌های درون دینی و برون دینی، نشانه حقانیت آموزه‌های دین از جمله وجود خدا، وحی، نبوت و... خواهد بود.

پی‌نوشت:
[1]. رعد: 3.
[2]. يوسف: 109.
[3]. محمد، مجذوب، الهدايا لشيعة أئمة الهدى، دارالحدیث، ج‏1، ص، 207.

کلمات کلیدی: 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
1 + 5 =
*****