اعجاز قرآن و وجود ابهام در آن!

10:56 - 1398/11/06

وجود متشابهات در قرآن مجید نقص برای این کتاب الهی نیست.

قرآن

شبهه: وجود ابهام در قرآن مجید، نقص است و حتی خود مسلمانان نیز به خاطر این ابهامات نمی‌توانند درجدال‌های خویش از آن استفاده کنند.

پاسخ: ابهامی در قرآن نیست، آنچه وجود دارد آیات متشابه است که آن هم با رجوع به محکمات قرآن محکم شده و شک و تردید در آن از بین می‌رود.

شبهه: چرا قرآن که کتاب الهی است، مبهم است و آیا این ابهام، نقص قرآن به شمار نمی‌آید!؟ مخصوصاً با توجه به این که امام علی(علیه‌السلام) به خاطر همین ابهام از ابن عباس می‌خواهد که با قرآن با خوارج جدل نکند.

پاسخ:

در بررسی این شبهه لازم است به چند موضوع توجه داشت:
1. هیچ ابهامی در قرآن نیست، بلکه آنچه وجود دارد آیات متشابه در قرآن است و این متشابهات هم مبهم نیستند، یعنی شخصی که آن را می‌شنود معنای کلمات و جملات را می‌فهمد و هیچ ابهامی از این ناحیه وجود ندارد، تنها نکته قابل طرح در مورد آیات متشابه این است که قابل حمل بر چیزهای مختلف است، یعنی از باب تطبیق این توانایی در آن‌ها هست که بر موارد متعددی حمل شوند. برای حل این مشکل نیز خداوند متعال آیات محکم را قرار داده تا با برگرداندن آیات متشابه به محکم و تفسیر درست آن‌ها معنای آن به راحتی به دست آید. لذا در صورت می‌تواند نقص در قرآن را پذیرفت که قرینه‌ای بر معنای مد نظر خداوند متعال وجود نداشته باشد، و حال آن‌که این قرینه و آیات محکم وجود دارد.

به همین خاطر است که قرآن کریم می‌فرماید: «هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ‏[آل عمران/7] او كسى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات «محكم» است كه اساس اين كتاب مى‏‌باشد؛ و قسمتى از آن، «متشابه» است. اما آن‌ها كه در قلوب‌شان انحراف است، به دنبال متشابهات‌ هستند، تا فتنه‏‌انگيزى كنند؛ و تفسير براى آن مى‏‌طلبند؛ در حالى كه تفسير آن‌ها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏‌دانند.»

از این‌رو برخی از مفسران در تبیین این آیه به این نکته مهم اشاره کرده‌اند که  اگر در قرآن به وجود متشابهات اشاره شده است، این متشابهات با ارجاع به سوی محکمات برطرف می‌شود، آنچنان که علامه طباطبایی در این زمینه می‌فرماید: «منظور از تشابه در آيه مورد بحث، اين است كه آيات متشابه طورى است كه مقصود از آن براى فهم شنونده روشن نيست، و چنان نيست كه شنونده به مجرد شنيدن آن، مراد از آن را درك كند، بلكه در اين كه منظور، فلان معنا است يا آن معناى ديگر ترديد مى‏‌كند، و ترديدش بر طرف نمى‏‌شود تا آن‌كه به آيات محكم رجوع نموده و به كمك آن‌ها معناى آيات متشابه را مشخص كند، و در نتيجه همان آيات متشابه نيز محكم شود، پس آيات محكم به خودى خود محكم است، و آيات متشابه به وسيله آيات محكم، محكم مى‏‌شود.»[1]

2. متشابهاتی که در قرآن بیان شده است، دو گونه است:
الف) گاهی ناشی از خصوصيّت سبك بيانی قرآن است؛ زيرا قرآن كريم برای عرضه قوانين كلّی و اوّليه نازل گشته، از اين رو به اختصار سخن گفته است و از سوی ديگر قرآن كريم مشتمل بر معانی دقيق و مفاهيم ظريف و تعاليم و حكمت‌هايی والا درباره حقيقت خلقت و اسرار هستی است كه توده مردم در عصر رسالت از درك آن ناتوان بودند و پيامبر(صلی‌الله‌عليه‌وآله) و پس از آن حضرت دانشمندان صحابه می‌بايست به تبيين و تشريح جزئيات آن بپردازد. از جمله اين موارد، مسائل مربوط به صفات جمال و جلال الهی، شناخت وجود انسان، اسرار خلقت، ميزان دخالت بشر در زندگی، هدف آفرينش، مبدأ و معاد... است كه اين‌ها در قرآن كريم به صورت گذرا، در قالب الفاظ و تعابير كنايی و استعاره و مجاز و ... آمده است كه شرح و بيان آن، به تفكّر، تدبّر، دقّت نظر و قدرت تفكّر بالا نياز دارد.[2] از همين جاست كه بحث آيات محكم و متشابه مطرح می‌گردد.

ب) گاهی عوامل خارجی سبب ابهام قرآن مجید می‌شود، عواملی مانند تعصبات بی‌جا، تشابه در مصداق و فقدان آگاهی‌های لازم و... .

بنابراین در قرآن آیه مبهم وجود ندارد، بلکه آنچه وجود دارد آیات متشابه است که نقص خدای متعال به شمار نمی‌آید؛ زیرا خود خداوند متعال اصولی را قرار داده است که این متشابهات را برطرف می‌کند. اما اینکه امیرالمومنین(علیه‌السلام) در نامه 77 نهج البلاغه به ابن عباس توصیه می‌کند که با خوارج با قرآن گفتگو نکن، به خاطر ویژگی خوارج است که انسان‌های ناآگاه به قرآن و متعصب به شمار می‌آمدند که هر چقدر با ایشان بر اساس قرآن بحث می‌شد، به خاطر تعصبات کورکورانه تنها به متشابهات می‌پرداختند و توجه‌ای به آیات محکم الهی نداشتند، در نتیجه هدایت نمی‌شدند، در حالی که بر اساس سنت رسول خدا(صل‌الله‌علیه‌وآله) که مصادیق صریح و آشکار داشت، زودتر به اشتباه خویش پی برده و به حق گرایش پیدا می‌کردند.

_____________________________
پی‌نوشت
[1]. تفسير الميزان، علامه طباطبایی، ترجمه محمد باقر موسوى، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ج‏3، ص 31.
[2].  التمهيد، محمد هادی معرفت، قم، مؤسسة نشر اسلامی، 1416 ق، چاپ سوم، ج 3، ص 9.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.