تفاوت حقوق زن و مرد در چيست؟

07:14 - 1393/11/29
چکیده: همان‌طور که مردان و زنان از جهت فیزیکی و روحی - روانی با هم متفاوت هستند و ذوق و علائق آن‌ها هم متفاوت است، خداوند عالم حقوق آن‌ها را براساس تفاوت‌های روحی روانی و مطابق استعدادهای هرکدام پایه‌ریزی کرده است.
تفاوت حقوق زن و مرد در چيست؟

رهروان ولايت- ممکن است بپرسيد که دلیل تفاوت حقوق زن و مرد چیست؟ چرا در مساله ارث مثلا با هم متفاوت هستند؟ چرا تساوی بین این‌ها نیست؟

زن و مرد، در بسیاری از احکام و حقوق، همانند هستند و تنها در برخی از مقررات شرعی، متفاوت هستند برای یافتن چرائی این تفاوت، باید به ملاک‌های جعل یک حکم و یا یک قانون، توجه کرد.

الف) ویژگی‌های قانون و قانون گذار

قانون شایسته، قانونی است که مبتنی بر مصالح و مفاسد واقعی باشد، و این مطلب متوقف بر شناخت کامل تمام ابعاد جسمی و روحی و نیاز‌ها، غریزه‌ها، استعداد‌ها، کمال لایق انسانی و راه رسیدن به آن است. و کسی جز خالق هستی و انسان نمی‌تواند به تمام این ابعاد اطلاع کافی پیدا کند.
پیشرفت‌های علمی که حاصل شده است، هنوز نتوانسته است به تمام ابعاد روحی - روانی و خواسته‌های انسانی دست یابد. به همین خاطر است که قوانین بشری همواره دچار تغییر و تحول هستند و بعد از مدتی کارایی خود را از دست می‌دهند.

ب) اشتراک تکوینی و تشریعی زن و مرد

اسلام بر خلاف آنچه در تاریخ و فرهنگ قرن‌های پیشین غرب و شرق گذشته است، زن و مرد را در بسیاری از امور تکوینی و تشریعی، یکسان دانسته است:

1. تساوی در ماهیت انسانی و لوازم آن. [نساء/۱۱]، [حجرات/۱۳]، [اعراف/ ۱۸۹]

2. تساوی در راه تکامل انسانی و قرب به خدا و عبودیت. [نساء/۱۲۴]، [نحل/۹۷]، [توبه/۷۲]، [احزاب/۳۵]

3. تساوی در امکان انتخاب جناح حق و باطل، کفر و ایمان. [توبه/۶۷و ۶۸]، [نور/۲۶]، [ال عمران/ ۴۳]

4. اشتراک در بیشتر تکالیف و مسئولیت‌ها. [بقره/۱۸۳]، [نور/۲، ۳۱، ۳۲]

5. استقلال اجتماعی، سیاسی و اعتقادی زنان و حق مشارکت آنان. [ممتحنه/ ۱۰، ۱۲]

6. استقلال اقتصادی زنان. [نساء/۳۳] (حال آنکه غرب تا چند دهه پیش زن را مال هیچ چیز نمی‌دانست)

7. برخورداری مادران از حقوق خانوادگی نظیر پدران. [عنکبوت/۸]، [اسراء/۲۳و ۲۴] بلکه حق مادر با توجه به زحمات و تکالیف و مسئولیت‌هایش بیشتر است.

ج) تفاوت ساختاری زن و مرد

زن و مرد، در عین اشتراک در انسانیت، اختلافاتی نیز با یکدیگر دارند. بررسی جزئیات این مسئله و گستره آن، سابقه‌ای به درازای تاریخ انسانی دارد. پرفسور «ریک» روان‌شناس مشهور آمریکایی می‌گوید: «دنیای مرد؛ با دنیای زن به کلی فرق می‌کند. اگر زن نمی‌تواند مانند مرد فکر یا عمل کند، از این روست که مثل هم نبوده و هیچ‌گاه یک جور در مقابل اتفاقات و حوادث عکس العمل نشان نمی‌دهند».[1]

خانم «کلیودالسون» می‌گوید: «به عنوان یک زن روان‌شناس، مطالعاتی در مورد روحیه مردان و زنان انجام دادم که به نتائج جالبی دست یافتم؛ به این نتیجه رسیدم که خانم‌ها تابع احساسات و آقایان تابع عقل هستند. بسیار دیده شده که خانم‌ها، از لحاظ هوش نه فقط با مردان برابری می‌کنند، بلکه گاهی در این زمینه از آن‌ها برترند. نقطه ضعف خانم‌ها، فقط احساسات شدید آنان است. مردان همیشه عملی‌تر فکر می‌کنند، بهتر قضاوت می‌کنند، سازمان دهنده بهتری هستند. و بهتر هدایت می‌کنند، پس برتری روحی مردان و زنان، «برتری» به عنوان یک امتیاز ارزشی، به تفاوت‌های جسمی، و روحی و کارکرد‌های اختصاصی زن و مرد بستگی ندارد. بلکه براساس ایمان و عمل صالح است؛ زنان به علت اینکه حساس‌تر از آقایان هستند، باید این حقیقت را قبول کنند که به نظارت آقایان در زندگی‌شان احتیاج دارند. کارهایی که به تفکر مداوم احتیاج دارد، زن را کسل و خسته می‌کند...»[۲]

«اتو کلاین برگ» می‌نویسید: «زنان بیشتر به کارهای خانه و اشیاء و اعمال ذوقی علاقه نشان می‌دهند، و بیشتر مشاغلی را می‌پرستند که نیازی به جابه‌جا شدن در آن‌ها نباشد. و یا کارهایی را دوست دارند که در آن‌ها باید مواظبت و دل‌سوزی به خرج داد. مواظبت از کودکان و اشخاص عاجز و بینوا و... و آنان عموما احساسی‌تر از مردان هستند...».[۳]

بنابراین‌‌ همان‌طور که مردان و زنان از جهت فیزیکی و روحی - روانی با هم متفاوت هستند و ذوق و علائق آن‌ها هم متفاوت است، خداوند عالم حقوق آن‌ها را براساس تفاوت‌های روحی روانی و مطابق استعدادهای هرکدام پایه‌ریزی کرده است. حال اگر در بعضی جاها می‌بینیم که از جهت عرف بین الملل این حقوق متفاوت است، شاید سال‌ها و قرن‌های بسیار متمادی بگذرد تا این‌که عرف بین الملل به این تفاوت حقوق دست پیدا کند. پس اگر امروز تفاوت‌هایی از این جهت می‌بینیم، فوری نباید اعتراض کرد که چرا مسائل حقوقی و اجتماعی مردان و زنان با عرف و حقوق بین الملل امروز سازگاری ندارد. بلکه باید گفت که خداوند عالم که این حقوق را تشریع کرده است، بر اساس نیاز‌ها، و استعداده‌های هرکدام از زنان و مردان تشریع کرده است.

به عبارتی خداوند عالم تمام زوایا انسانی را مد نظر گرفته است و حقوق را برای هرکدام تشریع فرموده است. اگر حقوق بین الملل با حقوق تشریع شده از طرف خداوند متفاوت است، عیب از قوانین ناقص انسانی است، چرا که انسان‌ها به به این حد نرسیده‌اند که قوانینی را وضع کنند که ناظر به تمام زوایای انسانی باشد؛ بلکه بسیاری از این قوانین، تک بعدی هستند و تمام ابعاد انسانی را در نظر نگرفته‌اند. دلیل آن هم مغایرت بسیاری از این قوانین با اعمال و کردار آن‌هاست. مثلا در مورد حقوق بشر قوانین را نوشته‌اند اما درجاهایی که با منافع آن‌ها متضاد باشند، شعاری بیش نخواهند بود. دلیل دیگر، تغییر مداوم این قوانین است.

 

-------------------------------------------
پی‌نوشت:
[۱]. مرتضی مطهری، نظام حقوقی زن در اسلام، ص ۱۷۶-۱۷۸، به نقل از مجله زن روز شماره ۹۰.
[۲]. نظام حقوقی زن در اسلام، ص ۱۸۳-۱۸۴، به نقل از مجله زن روز، شماره ۱۰۱.
[۳]. برگ، اتو کلاین؛ روان‌شناسی اجتماعی، ج ۱ ص ۳۱۳.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.