ولادت پیامبر-ص ارسال رصد

عشقی بالاتر از عشق های افسانه ای

12:07 - 1400/01/26

-خدیجه کبرا اولین زنی است که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اسلام آورد. حضرت خدیجه از ثروتمند ترین زنان دوران خود بود که در راه پیشبرد اسلام همه اموال خود را هزینه کرد، تا جایی که در هنگام وفاتش یک کفن برای خود نداشت. این بخشش اموال آن چنان برای اسلام اثر بخش بود که می گویند: گسترش اسلام و برافراشته شدن پرچم آن به برکت دو چیز است: شمشیر حضرت امیرالمؤمنین سلام الله علیه و اموال حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها.

حضرت خدیجه و عشقی فراتر از عشق های افسانه ای

طبق روایات شیعه و سنی، حضرت خدیجه سلام الله علیها، یکی از چهار زنی است که در دنیا به کمالی دست یافت که دیگر زنان عالم به آن جایگاه دست نیافته اند. این بانوی بزرگ اسلام، در بندگی خدا، آن چنان اوج گرفت که در کنار دخترش، عنوان برترین زنان را بهشت دارا می باشد.

حضرت خدیجه، اولین بانوی اسلام
خدیجه سلام الله علیها، بانویی است که جایگاه و منزلت حقیقی او، برای همگان مجهول مانده است، که باید عذر تقصیر به پیشگاه مقدسش ببریم؛ زیرا بسیار کوتاهی کرده ایم و آنگونه که زیبنده آن بزرگ بانوی دو جهان بود، نتوانستیم حق مطلب را ادا کنیم.
وی اولین زنی است که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، ایمان آورد.[1] حضرت خدیجه از ثروتمند ترین زنان دوران خود بود که در راه پیشبرد اسلام همه اموال خود را هزینه کرد، تا جایی که در هنگام وفاتش حتی یک کفن برای خود نداشت.[2] این بخشش اموال آن چنان برای اسلام اثر بخش بود که می گویند: گسترش اسلام و برافراشته شدن پرچم آن به برکت دو چیز است: شمشیر حضرت امیرالمؤمنین سلام الله علیه و اموال حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها.[3]

جایگاه حضرت خدیجه سلام الله علیها
طبق روایات شیعه و سنی، حضرت خدیجه سلام الله علیها، یک از چهار زنی است که در دنیا به کمالی دست یافت که دیگر زنان عالم به آن جایگاه دست نیافته اند.[4] این بانوی بزرگ اسلام، در بندگی خدا، آن چنان اوج گرفت که در کنار دخترش، عنوان برترین زنان بهشت را دارا می باشد. پیامبر اکرم فرمودند: « أفضلُ نساءِ أهلِ الجنةِ خديجةُ بنتُ خويلدٍ، و فاطمةُ بنتُ محمدٍ، و مريمُ بنتُ عمرانَ، وآسيةُ بنتُ مزاحمٍ، امرأةُ فرعونَ؛[5] بهترین زنان بهشت، حضرت خدیجه، حضرت فاطمه، حضرت مریم و حضرت آسیه همسر فرعون می باشند.»

خانه ای از طلا
به پاس تمام زحمات حضرت خدیجه، خداوند متعال برای او در بهشت، خانه ای از طلا قرار داده است. جبرئیل خدمت پیامبر رسید و این بشارت را داد: «وَبَشِّرْهَا بِبَیتٍ فی الْجَنَّةِ من قَصَبٍ لَا صَخَبَ فیه ولا نَصَبَ؛[6] و بشارت بده به حضرت خدیجه که خدای متعال خانه‌ای در بهشت برای او از تارهای طلا در نظر گرفته که در آنجا نه اضطراب و خستگی وجود دارد و نه زوال نعمت.»

عشقی بالاتر از عشق های افسانه ای
عشق رسول گرامی اسلام به حضرت خدیجه به گونه ای بود که در طول 25 سال زندگی با ایشان، همسر دیگری اختیار نکردند. عایشه، در مورد حضرت خدیجه می گوید: «تا زمانی که خدیجه در قید حیات بود، پیغمبر اکرم، همسر دیگری اختیار نکردند. این مسئله اختلافی نیست. این مسئله نشان می‌دهد که خدیجه جایگاه والایی نزد پیغمبر اکرم داشت. حضرت خدیجه تمام فضایل زنان عصر خود را دارا بود، وی، پیغمبر اکرم را از زنان دیگر بی‌نیاز کرده بود.»[7]  
ابن حجر عسقلانی از علمای بزرگ اهل تسنن می نگارد: «دوران تأهل رسول گرامی اسلام، سی و هشت سال بود که از این میان بیست و پنج سال تنها به حضرت خدیجه اختصاص داشت. پیغمبر اکرم حدود 68 درصد از دوران تأهل خود را با حضرت خدیجه گذراندند و تنها سی و سه درصد از دوران تأهل خود را با همسران دیگر سپری کردند. آن دو بزرگوار در طول زندگی مشترک خود، هیچ ناراحتی از همدیگر نداشتند و این فضیلتی است که در حق هیچ یک از دیگر همسران پیغمبر اکرم وجود ندارد.»[8]

زمانی که پیامبراکرم، برای عبادت به کوه می رفتند، حضرت خدیجه کبری غذایی درست می‌کردند، آبی به همراه برمی‌داشتند و کوه‌ها و سنگلاخ‌ها را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذاشتند و صدا می‌زدند: «حبیبی محمد، حبیبی محمد». زمانی که حضرت خدیجه به دنبال پیغمبر اکرم می‌گشتند، جوانی حال رسول الله را از ایشان سؤال کردند. آن بانوی بزرگوار خیلی نگران شدند، دلشان آشفته شد و تصور کردند یکی از قریش است که به قصد جان رسول اکرم آمده است. آنگاه که حضرت خدیجه نزد رسول اکرم رسیدند، فرمودند: یا رسول الله! شخصی در دامنه کوه سراغ شما را از من گرفت و من خیلی نگران شدم. پیغمبر اکرم فرمودند: یا خدیجه! آن جوان جبرئیل بود که حال مرا از تو پرسید. جبرئیل به نزد من آمد و گفت: یا رسول الله خدیجه به دنبال تو می‌گردد، نزد تو می‌آید و برای تو غذا و آب می‌آورد. اگر خدیجه آمد سلام خدا را به خدیجه برسان و همچنین سلام من را به او برسان.[9] این عشق دو طرفه به اندازه ای بود که پیامبر می فرمودند: خداوند، عشق خدیجه را روزی من قرار داده است.[10]

پیامبر اکرم، نسبت به حضرت خدیجه، جمله ای دارند که این جمله را هیچ پیامبری به همسرش نگفته است و از اختصاصات حضرت خدیجه می باشد. پیامبر فرمودند: «وَ زَوَجَّنِی خَدیجَة وَکُنْتُ لَها عاشِقاً؛[11] خدا را شکر که خدیجه را همسر من قرار داد که من عاشق او بودم.»

زمانی که خداوند اراده کرد حضرت فاطمه سلام الله علیها را خلق کند، به پیامبر وحی کرد که باید 40 روز از حضرت خدیجه سلام الله علیها فاصله بگیرد. به دلیل عشق و محبتی که بین آن دو بود، از خبر این جدایی موقت، بسیار غمگین شدند. پیامبر برای تسکین او توسط «عمار بن یاسر» برای خدیجه پیام فرستادند و فرمودند: «یا خَدِیجَةُ لَا تَظُنِّی أَنَّ انْقِطَاعِی عَنْک [هِجْرَةٌ] وَ لَا قِلًی وَ لَکنْ رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِی بِذَلِک لتنفذ [لِینْفِذَ] أَمْرَهُ فَلَا تَظُنِّی، یا خَدِیجَةُ إِلَّا خَیراً فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیبَاهِی بِک کرَامَ مَلَائِکتِهِ کلَّ یوْمٍ مِرَارا؛[12] ای خدیجه؛ گمان نکن که من از تو بریده و تو را رها کرده‌ام، بلکه پروردگارم برای اجرای آن به من دستور فرموده است. در آن خیر بیندیش. ای خدیجه؛ خداوند عزوجل هر روز چند مرتبه به ملائکه به وجود تو مباهات می‌کند.»[12]

غبطه خوردن حضرت آدم علیه السلام
حضرت آدم علیه السلام، زمانی که با علم الهی از این ارتباط عاشقانه و جایگاه حضرت خدیجه سلام الله علیها آگاه شد، نسبت به پیامبر اکرم غبطه خورد و گفت: «ممّا فَضَّلَ اللهُ به إبنِی علَیَّ أن زَوَّجَهُ خدیجهً کانَت عَوناً له عَلى  تَبلیغِ أمرِ الله (عزّ و جلّ) و أنَّ زوجَتی کانَت عَوناً لی عَلى المَعصِیَة؛[13] یکی از تفضلات خداوند عالم بر فرزندم حضرت محمد این است که همسرش خدیجه، بزرگ همکار و همیار او برای تبلیغ امر الهی بود، اما همسر من همیار من برای معصیت خداوند بود.»

وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها
زمانی که حضرت خديجه كبری (سلام الله عليها) احساس كرد مرگش فرا رسيده است، به پیامبر اکرم به عنوان وصیت جملاتی را عرضه داشت:
اولين جمله اي که فرمود، اين بود: يا رسول الله! اگر من در حق تو كوتاهي كرده ام، مرا عفو كن.
پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) فرمود: اي خديجه! من از تو كوچك ترين قصوری نديدم و تو تمام تلاش خود را در خدمت به من و اسلام به كار بردی و بسيار خسته شدی و تمام زندگي ات را خرج كردی.

دومين وصيت حضرت خديجه كبری(سلام الله عليها) اين بود: يا رسول الله! من از دنيا می روم، دخترم فاطمه، كودك است و دشمنی قريش با من و تو محرز است و می ترسم بعد از من، قريش، دخترم فاطمه را اذيت كنند. مراقب اين دختر غريب و يتيم من باش كه مبادا زنان قريش به او آزاری برسانند يا به صورتش سيلی بزنند و بر سرش فرياد زنند و برخورد تندی نسبت به او داشته باشند.

سومين وصيت حضرت خديجه كبری (سلام الله عليها) اين بود: يا رسول الله! من خجالت می كشم كه بگويم. اگر يك لحظه مرا با دخترم تنها بگذاری، او اين سخن را به شما می رساند. پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) چند لحظه ای بيرون رفت. حضرت خديجه كبری (سلام الله عليها) به دخترش فاطمه زهراء(سلام الله عليها) فرمود: به پدرت بگو من از قبر هراسانم و از عذاب قبر وحشت دارم. اگر پدرت صلاح بداند، آن لباسی را كه هنگام وحی بر تنش بود به من بدهد تا آن را كفن خود قرار دهم.[14]

زمانی که پیامبر اسلام، مادر اسلام را دفن کرده و به منزل برگشتند، فاطمه دامن او را گرفت و اطرافش پروانه وار می چرخيد و می فرمود: اي پدرم! مادرم كجاست؟ جبرئيل بر پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) نازل شد و فرمود: خداوند به تو أمر می كند كه از طرف من به فاطمه سلام برسان و به او بگو: مادرت در بهشت، در قصری از طلا و ياقوت و مرجان است در كنار حضرت آسيه و مريم قرار گرفته است.[15]
سلام خدا بر خدیجه، روزی که به دنیا آمد و روزی که از دنیا رفت.

پی نوشت
[1] انساب الاشراف، ج1، ص471.
[2] سیره ابن هشام، ج1، ص426.
[3] الصحیح فی سیره النبی الاعظم، ج3، ص198.     
[4] مجمع البیان ج 5 ص 320 تفسیر کشاف ج 3 ص 250.
[5] مجمع الزوائد، ج9، ص223.
[6] صحیح مسلم، ج4، ص1887.
[7] فتح الباری،ج7، ص137.  
[8] همان.
[9] بحارالانوار، ج16، ص7. 
[10] صحیح مسلم، ج4، ص1888.
[11] المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص201.
[12] بحارالانوار، ج16، ص78.
[13] عمده القاری، ج1، ص63.
[14] شجره طوبی، ج2، ص235.
[15] امالی طوسی، ص175.                                     

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تمامی حقوق متعلق به اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه می باشد