امیدآفرینی در اندیشه قرآنی

13:49 - 1401/11/25

در نگاه قرآنی، اگر امید به رحمت خداوند در بین جامعه انسانی گسترش یابد، به همان اندازه از ناامیدی، پوچ‌گرایی و بیهودگی کاسته می‌شود. در چنین جامعه‌ای، فرد از نقش‌های فردی و اجتماعی خود غافل نشده، نقش خود را در جایگاه‌های مختلف به خوبی ایفا می‌کند.

انسان امیدآفرین، انسانی است که آینده را با افقی باز و روشن می‌بیند، برنامه‌ریزی می‌کند و برای تحقق آن آگاهانه می‌کوشد. امید آفرینی سبب می‌شود تا فرد برای تحقق آرزوها، آرمان‌ها و رسیدن به سعادت و کمال خود با گام‌هایی استوار قدم بردارد و از طوفان‌‌های سهمگین بلاها و مشکلات پیش‌روی خود نهراسد.

قرآن کریم در آیات مختلفی، از امیدآفرینی و ویژگی‌های افراد امیدآفرین سخن به میان آورده و در سه قالب شناختی، عاطفی و رفتاری به تبیین آن پرداخته است.

ماهیت امید و امیدآوری
اميد در آیات و روایات، با واژه «رجا» به کار رفته و در لغت، به معانی آرزو، چشمداشت، انتظار، اعتماد و استواری، اشتياق يا تمايل به روی دادن يا انجام امری همراه با آرزوی تحقق آن، توقع و انتظار روی دادن امری خوش آيند، تكيه‌گاه و محل پناه آمده است.[1] منظور ما از امیدآفرین، کسی است که امید را می‌آفریند؛ حال در درون خودش یا برای افرادی دیگر. 

فرد امیدآفرین می‌کوشد با فرهنگ‌سازی و رواج افکار، عواطف و باورهای مثبت در جامعه، افراد را به‌سوی آینده امیدوار کند. نمونه بارز انسان‌های امیدآفرین، اهل‌بیت علیهم‌السلام هستند که با فرهنگ‌سازی اندیشه امیدباوری و امیدآفرینی در قالب گفتار، رفتار و دعا تلاش کردند تا انسان را با روحیه عالی تربیت کنند و به سعادت و کمال ابدی، که هدف اصلی خلقت است، برسانند.

البته هرچه ایمان انسان قوی‌تر و کامل‌تر باشد، امیدآفرینی و امیدباوری او به آینده‌ بیشتر است؛ فرقی نمی‌کند که امید او لقای پروردگار باشد یا نعمت‌های او. آنچه مهم است نفس امید داشتن است که در انسان‌های باایمان بیشتر متجلی، و از بزرگ‌ترین سرمایه‌های آنان قلمداد می‌شود؛ چنان‌که در دعای ماه رجب چنین خداوند را خطاب قرار می‌دهند: «یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ»؛ «ای که برای هر خیری به او امید دارم». یا در دعای کمیل می‌خوانند: «اِرْحَمْ مَنْ رَأسُ مالِهِ الرَّجاءُ»؛ «رحم كن به كسی كه سرمايه‌اش اميد است».

راه‌های امید آفرینی

1. شناخت و تقویت باورها
اصول اعتقادی، نقش بسزایی در تربیت انسان دارد؛ نقشی که امید می‌آفریند، انسان را از پوچی و بی‌تفاوتی خارج می‌کند و به زندگی معنا می‌بخشد. قرآن باور به توحید، معاد و نبوت را از راه‌های شناختی امیدآفرینی در فرد و جامعه می‌داند: «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكمُ ْ يُوحَى إِلىَ َّ أَنَّمَا إِلهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كاَنَ يَرْجُواْ لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَ لَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدَا»؛[2] «من فقط بشرى هستم مثل شما. [امتيازم اين است كه] به من وحى مى شود كه تنها معبودتان معبود يگانه است. پس هركه به لقاى پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته انجام دهد و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نكند».

در این آیه، باور به خداوند و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، بستری برای امید به ملاقات پروردگار دانسته شده است. این باور، انسان را وادار می‌کند تا برای خوب زیستن، جاودانگی و لقای پروردگارش، اعمال شایسته و رفتارهای بایسته انجام دهد و از پوچ‌گرایی و بی‌تفاوتی خود را دور نماید. بی‌گمان تقویت باورهای اعتقادی در وجود انسان، نه تنها گفتار و رفتارهای او را اصلاح می‌کند، استعدادهای او را رشد می‌دهد و شور امید را برای اصلاح و زندگی در وجود او زنده می‌کند، بلکه به امیدآفرینی در افراد جامعه نیز می‌پردازد.

2. استفاده از راه‌های عاطفی
از مهم‌ترین راه‌های امیدآفرینی در فرد و جامعه، استفاده از عنصرهای عاطفی است؛ عناصری که به تولید هیجان‌های مثبت، حس خوشایندی و امید به آینده ختم می‌شود؛ برای نمونه اگر کسی گناهی و جرمی مرتکب شود، به گونه‌ای که از آینده خود ناامید گردد، باید او را به روزهای درخشانی که پیش‌روی اوست، امیدوار و تشویق کرد و با تزریق یک حس خوشایند، وی را از آن حال‌وهوای یأس و ناامیدی خارج نمود. باید به او فهماند که همه درها به روی او بسته نشده و هنوز دربان اصلی خداست؛ چنان‌که در قرآن کریم می‌فرماید: «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ»؛[3] «بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است».

بنابراین سرچشمه تمام امیدها، امید داشتن به درگاه الهی است و سرمنشأ تمام بدبختی‌ها و بیچارگی‌ها ناامیدی از درگاه خداست. بی‌گمان جوانانی که به پوچ‌گرایی و بیهودگی می‌رسند، به سبب این است که این مؤلفه عاطفی رحمت و دوستی با خدا را از دست داده‌اند. ازاین‌رو خانواده‌ها و مربیان و متولیان فرهنگی باید حس خوشایندی به خدا و اعتماد به او را در آن‌ها زنده کنند تا در یک فرایند تدریجی، این حس امید در آن‌ها شکل گیرد.

پی‌نوشت:
[1]. لغت‌نامه دهخدا، مدخل امید، ج8، ص222؛ فرهنگ‌نامه معین، مدخل امید، ص256.
[2]. کهف: 110.
[3]. زمر: 53.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
4 + 1 =
*****