فرهادی حصاری محمدرضا

تصویر فرهادی حصاری محمدرضا

مطالب ارسالی

02 بهم، 1400    0
روزی بود روزگاری، توی یه مزرعه زیبا و قشنگ، جوجه طلایی کوچولویی بود که دوست داشت به همه نشون بده بزرگ شده. اون هرکاری می‌کرد که بقیه حیوون‌ها بفهمن که اون یه قهرمان واقعیه. اما هرکاری می‌کرد، بقیه حیوون‌ها اصلاً حواسشون...
02 بهم، 1400    0
به نـام خداوند رنگین کمـان          خداوند ماه و شب و آسمان خدایی که از بوی گل بهتر است    هم از نور و باران صمیمی‌تر است به نام خداوند مهر و وفا ...
30 دى، 1400    0
سلام سلام صد تا سلام هزار و چهارصد تا سلام سلام به روی ماهتون به گرمی نگاهتون به قلب پاک و صافتون به موهای سیاهتون سلام بگو تا که دلت وا بشه روی لبات شکوفه پیدا بشه سلام کوچولوهای ریزه میزه، چطورین نازنین های من...
29 دى، 1400    0
سلام سلام صد تا سلام هزار و چهارصد تا سلام سلام به روی ماهتون به گرمی نگاهتون به قلب پاک و صافتون به موهای سیاهتون سلام بگو تا که دلت وا بشه روی لبات شکوفه پیدا بشه سلام کوچولوهای ریزه میزه، چطورین نازنین های من...
25 دى، 1400    0
بسمه تعالی سلام دردونه‌های توی خونه، سلام بچه‌های ناز و نمونه. حال و احوال شما چطوره؟ خوب و خوش هستین؟ مامان و بابا رو که اذیت نکردین؟ باز من با یه قصه دیگه اومدم پیشتون. زنگ مدرسه  به صدا دراومد. بچه‌ها یکی...
25 دى، 1400    0
بسمه تعالی سلام گل های نازنین، سلام فرشته های روی زمین، حال  و احوالتون چطوره؟ می بینم بعضی هاتون دارین با دست های کوچولوتون چشم های مثل ماهتون رو می مالین و خمیازه می کشین! می خوایین بخوابین و منتظر قصه هستین؟!...
23 دى، 1400    0
بسمه تعالی سلام سلام بچه‌ها      سلام سلام غنچه‌ها سلام کنید که سلام     سلامتی میاره سلام به شاخه گل      میون سبزه زاره سلام کنید که سلام...
20 دى، 1400    0
یه روز سرد زمستونی، بابا وارد خونه شد. ایلیا و فاطیما رو صدا زد و گفت: بچه‌ها بیایین وسایلی که گفته بودین رو براتون خریدم. ایلیا و فاطیما که صدای بابا رو شنیدن، با عجله از توی اتاق بیرون اومدن و به سمت باباشون رفتن. اون...
20 دى، 1400    0
بسمه تعالی سلام مثل بهاره                      گل و شـکوفـه داره بوی قشنگ دوستی     ...
20 دى، 1400    0
بسمه تعالی اول به نام خدا                               که بنده‌ی...

صفحه‌ها