ولایت امیرالمؤمنین در امتداد نبوت پیغمبر اکرم (ع)

10:54 - 1402/04/14

خاتم الأنبیاء صلی‌الله‌علیه‌وآله با تأسیس جامعه اسلامی، به دنبال انسان‌سازی یکپارچه در راستای بندگی خداوند بودند. بر اساس تعالیم قرآن و استدلال عقلی، پاسداری و حفظ از این دستاورد مهم، تنها با وجود یک رهبر معصوم پس از پیامبر محقق خواهد شد.

بر اساس نگرش شیعه، مسئله ولایت را نباید جدا و به دور از مسئله نبوت معنا کرد؛ بلکه ولایت، تتمه و خاتمه بحث نبوت می‌باشد. عالمان اسلامی با ارائه ادله گوناگون به توضیح و تشریح این ادعا پرداخته‌اند؛ ازاین‌رو نخست باید معنای نبوت و رسالت پیامبر مشخص شود تا بتوان به ضرورت ولایت پس از نبوت پی‌برد.

پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله از سوی خداوند مأموریت داشت تا برای به تکامل رساندن انسان‌ها و رنگ‌ دادن آنها به اخلاق الهی قدم بردارد. ایشان در یک حدیث مشهور از این نکته سخن به میان آوردند و فرمودند: «من از آن جهت برانگيخته شدم كه بهترین‌ها و شریف‌ترین‌های اخلاقى را كامل و تمام كنم».[1]

پیامبر برای رسیدن به این هدف مهم و متعالی، «جامعه اسلامی» را به حرکت در می‌آورند. دلیل استفاده از این ابزار، خاصیت و ویژگی بارز آن است. جامعه اسلامی همواره و تا قیامت، باید تحت نظارت خداوند قرار گیرد و فقط قوانینی که خداوند بیان داشته در آن اجرا شود. ضامن اجرای این حدود و قوانین، نماینده معصوم خدا در میان مردم است. ویژگی جامعه اسلامی آن است که در تمام زوایای آن، رنگ و بوی الهی دیده شود و هر چیزی، انسان را به سوی خدا بکشاند.

بی‌شک خاتم الأنبیاء صلی‌الله‌علیه‌وآله توانست پایه‌ها و بنیادهای این مأموریت حیاتی را آغاز کند، اما سیر طبیعی دنیا و اراده‌های متضاد در جامعه، اجازه حضور همیشگی پیامبر رحمت را در این دنیا نمی‌دهد. با این حال، فقدان نبی مکرم اسلام از جامعه نمی‌تواند به معنای پایان هدف و مأموریت مقدس ایشان باشد. خداوند خطاب به فراریان جنگ اُحد فرموده: «آيا اگر پیامبر ما بميرد و يا كشته شود، شما عقب‌گرد خواهيد كرد؟»[2]

بنابراین خداوند اراده فرموده این هدف متعالی در جامعه اسلامی دنبال شود و همچنان لازم است کسی از جانب خدا بر آن نظارت اجرایی داشته باشد. در واقع، ناظر باید کسی باشد که پیوستگی و یکپارچگی که پیامبر در جامعه اسلامی پدید آورده، حفظ کند. نباید چنین پنداشت که با تشکیل جامعه اسلامی و آموختن قوانین و حدود اسلام، مردم به تنهایی می‌توانند وحدت و همدلی خویش را نگه دارند. اختلاف سلیقه در جوامع مختلف، یک امر کاملاً بدیهی و برآمده از اختیار انسانی است، اما نباید اجازه داد این اختلاف،‌ ریشه‌دار شده و باعث جدایی و دودستگی در میان اقشار جامعه شود.

خداوند به عنوان تنها حاکم واقعی در جامعه انسانی، برای رهانیدن مردم از اختلاف و دودستگی، نخست آنان را به‌سوی خود و پیامبرش دعوت می‌کنند؛ زیرا مردم در صداقت آنها هیچ شک و ابهامی ندارند. با این حال، در فقدان پیغمبر اکرم صلی‌الله‌‌علیه‌وآله، احتمال اختلاف مردم در امور گوناگون اداره جامعه اسلامی همچنان وجود دارد. در این شرایط چه کسی باید محل رفع اختلاف باشد؟ عقل سالم می‌گوید اگر کسی به عنوان رهبر و هدایتگر انتخاب شود که خودش نیازمند هدایت و رهبری باشد و در انجام امور، خطا و اشتباه بسیار می‌کند، هرگز نمی‌تواند محور اتحاد و یک‌رنگی جامعه اسلامی قرار گیرد. این برهان عقلی در قرآن نیز مورد اشاره قرار گرفته است.[3]

پس ولایت در نگاه اسلام به معنای قرب و نزدیکی همه‌جانبه به خداوند است که مصداق كامل و تمام آن، با حضور و حاکمیت رهبر معصوم در جامعه محقق می‌شود. در نگاه شیعه، آغازگر این مهم، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌باشد و سپس امیرالمؤمنین علیه‌السلام آن را برعهده گرفتند.

پی نوشت
[1]. نیشابوری، محمد، المستدرک علی الصحیحین، دار التأصیل، ج5، ص: 117.
[2]. آل‌عمران/144.
[3]. یونس/35.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
14 + 4 =
*****