تعارض یا مکمل بودن دین اسلام و علم

08:13 - 1401/02/24

از دیدگاه متفکران اسلامی، دین می تواند به علم کمک کند و علم هم می تواند در فهم دین تأثیرگذار باشد و فهم ما را در مواردی تصحیح کند.

تعارض دین اسلام و علم

اینکه بین علم و دین تعارض وجود ندارد به این معنا است، که آن چه در علم به صورت قطعی ثابت شده است، هرگز با دین حق الهی تعارض ندارد؛ زیرا همان کسی که نقل دینی را در اختیار ما گذاشته است عقل و تجربه را هم در اختیار ما گذاشته است. تعارض تنها می تواند در مواردی اتفاق افتد، که فهم ما از گزاره دینی نادرست بوده و یا گزاره علمی یقینی نبوده باشد.

یکی از مسائلی که در دنیای غرب و در دوره عصر جدید، معروف به عصر طلایی مطرح می شود، بحث تعارض بین علم و دین است، نظریات مختلفی در این دوران مطرح شد، که منجر به عقب رانده شدن دین گردید. در عصر معاصر نیز روشنفکران داخل کشور همین مطالب را با تأثیر گرفتن از متفکران غربی مطرح می کنند. حال باید بررسی کنیم که آیا در دین اسلام نیز این تعارض وجود دارد یا نه!؟ هرگز در جهان اسلام مشکلات موجود در دنیای غرب وجود ندارد. دیدگاه هایی که در غرب مطرح می شود، متناسب با دنیای مسیحیت و کتاب مقدس است و این گونه نیست که دین اسلام را نیز بتوانند، مورد توجه قرار داده باشند.

مراد از دین و علم و رابطه علم و دین
علم اعم از علوم طبیعی و انسانی است و دانشمندان آن در مسائل بسیار زیادی با یکدیگر اختلاف دارند. بدیهی است که همه این نظریات نمی توانند، نسبت واحد با دین داشته باشند. بنابراین اگر کسی قائل به تعارض شد نمی توان گفت، تمام نظریات با دین تعارض دارند. لذا حال که نظریات مختلفی وجود دارد، این امکان هست، که برخی نظریات با دین تعارض داشته باشند. پس وقتی می خواهیم رابطه علم و دین را بررسی کنیم باید سراغ آن نظریاتی برویم که جایگاه والایی دارند، مانند قوانین علمی، آن نظریاتی که اثبات شده اند و...
در دین وقتی می خواهیم نظریه ای را بررسی کنیم، نمی توانیم آن را نسبت به تمام ادیان بسنجیم؛ چون ادیان اختلافات زیادی با یکدیگر دارند. یک نظریه ممکن است با یک دین سازگاری داشته باشد و با دینی دیگر ناسازگار باشد، در نتیجه باید جداگانه مورد بررسی قرار بگیرند.
در حین مقایسه، ما به عنوان مخاطبان دین، آن را مورد بررسی قرار می دهیم و یک فهم و معرفتی از دین پیدا می کنیم. این فهم و معرفت ما از دین ممکن است با خود دین مطابقت داشته باشد و ممکن است در مواردی مطابقت نداشته باشد ولی به هر جهت ما با فهمی که از دین داریم سراغ علم می رویم. البته در مواردی که به فهم قطعی از دین رسیده ایم، می توانیم بگوییم، دین این گونه می گوید و در مواردی که به فهم ظنی رسیده ایم، باید بگوییم فهم ظنی ما با علم فلان رابطه را دارد.[1] با تبیین این نکات، به نظر اسلام در مورد رابطه بین علم و دین می پردازیم.

رابطه بین علم و دین در اسلام
در نگاه اندیشمندان مسلمان، بین دین و علم رابطه بسیار خوبی وجود دارد و این همان چیزی است که از متون دینی استفاده می شود. البته علم در متون اسلامی، لزومأ به معنای امروزی یعنی تجربه نیست، بلکه بیشتر مراد، آگاهی مطابق با واقع است. در پیشینه تمدن اسلامی هم این معنا وجود دارد. از قرآن نیز استفاده می شود که بین علم و دین رابطه تعامل وجود دارد. مثلا قرآن علم را پایه ایمان می داند، همچنین عدم تساوی بین دانایی و ناآگاهی  در اسلام نشان می دهد، یکی از پایه های حیات دینی و ایمانی انسان، علم و معرفت است. در این میان اندیشمندان مسلمان مانند: فارابی و ابن سینا علاوه بر اینکه عالم دینی بودند، عالم به علوم روز هم بوده اند.[2]

دیدگاه مکمل بودن دین و علم در اسلام
آن چه در مسأله علم و دین مورد تماس قرار می گیرد، بحث معرفت دینی است، پس اگر تعارضی واقع شود این تعارض ناشی از دو امر است: 
1. یا این مطلب دینی به درستی درک نشده است.
2. یا این که آن مطلب علمی مطلب دقیقی نیست.
با توجه به این دو امر، پاره ای از تعارضات بدوی میان علم و دین وجود دارد، اما برای حل این تعارضات باید نکات زیر را در نظر بگیریم:
1. فهم دینی خودمان را بررسی کنیم و اگر از قطعیات بود باید آن مطلب علمی را بررسی کنیم.
2. اگر آن مطلب علمی به گونه ای یقینی بود و مطلب دینی ظنی بود، باید در آن مطلب دینی تأمل کرد و آن را به تأویل برد.[3]

بنابراین اگرچه قلمرو علم و دین در مواردی غیر از یکدیگر است و علم غالبا به امور تجربی می پردازد و دین محدوده اصلی اش امور ماوراء تجربی است اما در مواردی نیز با یکدیگر تلاقی می کنند و در این موارد علم و دین می توانند یکدیگر را یاری کنند؛ یعنی دین می تواند به علم کمک کند و علم هم می تواند در فهم دین تأثیرگذار باشد و فهم ما را در مواردی تصحیح کند. علم و دین مکمل یکدیگر هستند به این معنا که هر دو نیازهای انسان را به کمک یکدیگر برطرف می کنند، اگر چه در موارد اندکی با هم تلاقی دارند و این تلاقی به معنای تعارض کلی بین علم و دین مطرح شده در غرب نیست.

پی نوشت
[1] مجموعه آثارشهید مطهری، ج2، ص32.
[2] همان
[3] علامه طباطبایی فیلسوف علوم انسانی اسلامی ، ج2، ص94.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.