شهادت امام حسن عسگری-ع آغاز امامت امام مهدی-عج ارسال رصد

جابر بن یزید جعفی فراتر از شبهات

18:00 - 1400/07/20

جابر بن یزید جعفی از ناقلان برتر حدیث شیعه می باشد.

جابر بن یزید جعفی

جابر از بزرگان شيعه و از اصحاب خاص امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) و از اهل اسرار آنان بوده است. چندین روایت او را مدح نموده، جایگاه او چنان رفیع و شاخص است که او را جزء تعداد معدودى از اصحاب خاص ائمه (عليهم السلام) به شمار آورده اند كه از آنها با تعبير «حوارى» ياد شده و برخی او را با منزلت‌ترین راوی نزد ائمه (علیهم السلام) معرفى كرده‌اند.

اشاره
با ظهور اسلام و مذهب شیعه دشمن چه مستقیم و چه پنهان برای ضربه زدن به باورهای آن از هیچ تلاشی روی‌گردان نشد. یکی از شیوه‌های تضعیف باورهای شیعه، تحریف واقعیت در بیان جایگاه و منزلت بزرگان این مذهب می‌باشد که در نتیجه آن، افکار عمومی نسبت به رهبران و چهره‌های شاخص دچار خدشه و تزلزل شود.

اشکال
جابر بن یزید جعفی یکی از راویان مشهور شیعه به حساب می‌‌آید و دو ایراد مهم پیرامون او مطرح می‌شود:

الف- همانگونه که جابر اعتراف کرده، امام باقر (علیه السلام) هفتاد هزار حدیث برای او نقل کردند و جابر نیز تا به حال این احادیث را برای کسی بازگو نکرده است.[1] و حال آنکه خداوند در قرآن از کتمان حقائق نهی فرموده است.[2] پس می‌توان کتمان این مقدار زیاد از حدیث توسط جابر را خیانت نامید.

ب- نقل شده که جابر از امام صادق (علیه السلام) 140 هزار روایت نقل کرده و این در حالیست که امام صادق (علیه السلام) فرمودند:«او را هرگز نزد پدرم نديدم مگر يک بار و هيچ‌گاه بر من نيز وارد نشد.»[3]

پاسخ
دروغ‌پردازی و وارونه جلوه دادن حقائق از مهمترین روشهای دشمنان شیعه برای تخریب این مذهب می‌باشد. از مجموع مطالب ذیل، پاسخ به این دو اشکال روشن خواهد شد:

حراست از شیعیان
فضای خفقان و جو سیاسی سنگین بر ضد شیعیان در زمان امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) چنان زیاد بود[4] که ائمه برای حفظ خود و شیعیان از گزند حوادث و توطئه چینی دشمنان، مجبور بودند از شیوه توریه و تقیه بهره ببرند.[5] 

جابر بن یزید جعفی نیز از یاران خاص و حواریون شیعه بود که دشمن نسبت به او حساس شده بود. در زندگینامه جابر نقل شده وقتی او برای نخستین بار و به قصد کسب علم و دانش به محضر امام باقر (علیه السلام) در مدینه شرفیاب شد، آن حضرت پرسيدند: از کجا آمده‌ای؟ جابر عرضه داشت: از کوفه و طایفه جعفه. امام پرسیدند: با چه قصدی به اینجا آمده‌ای؟ جابر پاسخ داد: به قصد کسب علم و دانش از محضر شما آمده‌ام. حضرت به جابر فرمودند: زین پس اگر كسى از تو پرسيد كه اهل كجایی، بگو از اهالی مدینه هستم. جابر با تعجب می‌پرسد: آيا دروغ گفتن جايز است؟ حضرت فرمودند: هر کسی که در شهری اقامت گزیند از اهل آن شهر است و این مطلبی که به تو آموختم دروغ محسوب نمی‌شود.[6]

فرمان به کتمان
در عالم هستی اسرار نهانی فراتر از دانستنی‌های علمی و فلسفی وجود دارد که تنها افراد خاصی می‌توانند محرم راز قرار گیرند. دیگر انسان‌ها هرگز توانایی درک آن مطالب را ندارند و هر کسی که با این رازها آشنا شود، باید رازدار باشد.

جابر بن یزید جعفی از همین افراد بود که شایستگی همراز شدن با امام باقر (علیه السلام) را پیدا کرده بود. اما این وضعیت برای او خوشایند نبود. جابر به امام باقر (علیه السلام) عرضه داشت: فدايت شوم! احاديثى كه از اسرار خود به من گفته‌ايد، بار سنگينى بر عهده من نهاده‌ايد و از اينكه نمی‌توانم آنها را به كسى بگويم، گاهى در سينه‌ام فوران می‌كند، بگونه‌ای که حالتى شبيه جنون به من دست می‌دهد.امام باقر (عليه السلام) فرمودند: اى جابر! هروقت چنين حالتى پيدا كردى از شهر خارج شو و در مکانی خلوت گودالى ایجاد کن و سرت را درون گودال فرو کرده و بگو محمد بن على به من چنین و چنان گفته است.[7] 

در چنین شرایطی است که امام باقر (علیه السلام) به جابر فرمان کتمان احادیث را می‌دهند؛ زیرا درک و فهم هر حدیثی برای همگان مقدور نیست. وانگهی، این دستور امام (علیه السلام) با نهی قرآن به کتمان حقائق منافاتی ندارد؛ زیرا آیه می‌فرماید:«إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُون‏؛[8] كسانى كه دلايل روشن و وسيله هدايتى را كه نازل كرده‏ ايم، بعد از آنكه در كتاب براى مردم بيان نموديم، كتمان كنند، خدا آنها را لعنت می كند؛ و همه لعن‏ كنندگان نيز، آنها را لعن مى‏ كنند.» یعنی حرمت کتمان حقیقت پس از بیان و اعلان عمومی است.

جابر در نگاه مردم
جایگاه و منزلت امام باقر (علیه السلام) نزد مردم به عنوان یک رهبر دینی نبود، از این رو وقتی ایشان به منصب امامت و مردم را از سخنان خدا خبر می‌داد، مردم می‌گفتند واقعا ما كسى با جرأت‌تر از این شخص نديده‌ايم. هنگامی که این خبر به گوش حضرت باقر رسيد فرمایشات پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به صورت حديث نقل می‌كردند. مردم این را نیز تحمل نکردند و گفتند كسى را دروغگوتر از اين شخص نديده‌ايم که از پيامبر نقل حدیث می‌كند با اينكه او را نديده. امام باقر (علیه السلام) در مواجهه با این سخن، ناچار شدند از جابر بن عبد الله انصاری نقل حدیث کنند. در این هنگام مردم سخن ایشان را تصديق می‌كردند با اينكه جابر خدمت امام باقر می‌رسيد و از ایشان علم می‌آموخت.[9]

با این اوصاف، وضعیت یاران خاص و ناقلان حدیث شیعه نزد توده مردم کاملا مشخص است که آنها توان پذیرش هرگونه حدیثی را نداشتند. هر چند امام باقر (علیه السلام) جابر بن یزید جعفی را از نقل تمام احادیث منع نکرده بود و جابر مجاز به نقل برخی از آنها بود،[10] اما وقتی مردم احادیث امام باقر را از زبان جابر می‌شنیدند، او را دیوانه و مجنون خطاب می‌کردند.[11]

خطر زدایی از جابر
شبهه پراکنی در مورد جابر بن یزید جعفی در زمان امام صادق (علیه السلام) نیز ادامه پیدا کرده بود تا جایی که ایشان به ترک نقل احادیث جابر توصیه فرمودند.[12] پس طبیعی است هنگامی که امام صادق (علیه السلام) حضور این شخص را در محضر خویش انکار می‌کند، به دلیل توریه و رعایت مصالح جابر بن یزید باشد. هر چند اگر این فرمایش را توریه ندانیم و واقعاً جابر بن یزید از شاگردان امام صادق نباشد، این سخن ایشان دلالت بر عدم صحت روایات جابر ندارد.[13]

البته دشمن دروغ‌زن سعی کرده جابر را خائن در نقل 140 هزار حدیث از امام صادق (علیه السلام) معرفی کند، حال آنکه این ادعا به غلط از کتاب وسائل الشیعة مرحوم شیخ حر عاملی برداشت شده و هیچ‌گاه تعداد احادیث جابر از امام صادق در این کتاب نقل نشده است:«و روي أنه روى سبعين ألف حديث عن الباقر عليه السلام، و روى مائة و أربعين ألف حديث [14] نقل شده که جابر بن یزید جعفی 70 هزار حدیث از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده و نقل شده که 140 هزار حدیث بوده.»

سخن پایانی
جابر از بزرگان شيعه و از اصحاب خاص امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) و از اهل اسرار آنان بوده است. چندین روایت او را مدح نموده، چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «خداوند جابر جعفى را رحمت كند مطالب صحيح براى ما بيان مى‌داشت.»[15] 

جایگاه او چنان رفیع و شاخص است که شيخ مفيد از جابر به بزرگى ياد كرده و او را جزء تعداد معدودى از اصحاب خاص ائمه (عليهم السلام) به شمار آورده كه از آنها با تعبير «حوارى» ياد شده است،[16] و برخی رجال‌شناسان شیعه او را با منزلت‌ترین راوی نزد ائمه (علیهم السلام) معرفى كرده‌اند.[17]

پی نوشت
[1]. رجال الكشي، ص: 194.
[2]. بقره/159و174.
[3]. رجال الكشي، ص: 192.
[4]. حيات فكرى و سياسى ائمه، ص: 311-313.
[5]. الكافي، ج‏1، ص: 53.
[6]. رجال الكشي، ص: 193.
[7]. همان، ص: 194.
[8]. بقره/159.
[9]. الخرائج و الجرائح، ج‏1، ص: 280.
[10]. رجال الكشي، ص: 193.
[11]. همان، ص: 192.
[12]. همان، ص: 193.
[13]. طوایف غلاة تا پایان غیبت صغرا، ص: 227.
[14]. وسائل الشيعة، ج‏30، ص: 329.
[15]. رجال الكشي، ص: 192.
[16]. الإختصاص، ص: 66.
[17]. وسائل الشيعة، ج‏30، ص: 329.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تمامی حقوق متعلق به اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه می باشد