جهان شمولی اسلام از نگاه مستشرقان و نوگرایان

08:36 - 1400/07/01

امروزه مستشرقان زیادی بر جامعیت و جهان شمولی دین اسلام نسبت به سایر دیگر ادیان الهی تصریح و تنها راه پیشرفت کشورهای اروپایی را در گرو عمل به قوانین اسلام دانسته اند.

مستشرقان

 ادعای جامعیت و جهان شمولی بودن اسلام و داشتن برنامه برای کمال و هدایت نظام بشری تنها مبتنی بر گفتار اندیشمندان اسلامی نیست بلکه مستشرقان نیز بر این مطلب تصریح و راه رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی و پیشرفت جامعه بشری را در گرو عمل به قوانین آیین اسلام دانسته اند. جامعیت، جهان شمولی و زنده بودن قوانین اسلام برای همه دوره های متحول جامعه بشری، پاسخ گوی همه دوران و ... از جمله اعترافات جمعی از مستشرقان و نوگرایان درباره مکتب اسلام است.

نگاه مستشرقان به دین اسلام و قرآن چگونه است؟ آیا دین اسلام امروزه می تواند پاسخگوی مسائل دنیای امروزه باشد؟

مستشرقان زیادی امروزه بر جامعیت و جهان شمولی اسلام تصریح و دین اسلام را پاسخ گوی تمام مسائل مبتلابه دانسته و تنها راه پیشرفت جامعه بشری را عمل به فرامین اسلام می دانند. در ادامه این سوال تحت چند عنوان مورد بررسی قرار می گیرد:

یک. مفهوم شناسی استشراق
استشراق واژه عربى است و عرب‌ها آن را درمقابل واژه orientalism ‌یا شناخت شرق وضع کرده اند.[1]
در فارسى نیز به خاورشناسى تعبیر شده است.[2]
براساس تعریف ارائه شده در کتب لغت، مستشرق کسی است که آگاه از لغات زبان‌ها و آداب و رسوم باشد. در اصطلاح جامع شناسی تعاریف مختلفی از ناحیه صاحب نظران برای آن ارائه شده[3] که به صورت عام می‌توان گفت: استشراق به مجموعه تلاش‌هاي علمي غربيان براي شناسايي و شناساندن کشورها و شرايط جغرافيايي، منابع، معادن، تاريخ، قوميت‌ها، زبان، ادبيات، هنر، آداب، سنن، عادات، فرهنگ، باورها، اديان، تمدن‌ها، ويژگي‌هاي روان شناختي، حساسيت‌هاي روحي، ابعاد خطرناک و نقاط آسيب‌پذير مردم آن کشورهاي مشرق زمين از خاور دور تا خاور نزديک و شرق درياي مديترانه و حتي سرزمين‌هاي ديگر اسلامي در آفريقاي‌ شمالي و ديگر نقاط جهان در جهت کشف ثروت‌هاي مادي و معنوي آنان براي تأمين منافع غربيان اطلاق می شود.‌

دو. تاریخچه استشراق
صاحب نظران معتقدند شرق‌شناسى دوره‌هاى متعددى را دربر مى‌گیرد.[4] برخی از آنان سابقه شرق شناسى را از هزارسال پیش یعنی قرن 4 هجری دانسته‌اند؛ زیرا ورود اسلام به مناطق مسیحی نشین سبب شد تا مسیحیان مناطق نزدیک به شامات و سوریه با اسلام و مبانی آن آشنا شوند و در ادامه براى شناخت اسلام و یا مقابله با آن اقداماتی مانند نوشتن رساله‌ها و ردیه‌ها انجام دهند. هرچند بیشتر کتاب‌هایى که درآن دوره‌ها نوشته شده، قالب جدلى، ردیه‌نویسى و اثبات برترى مسیحیت براسلام دارد؛[5] اما این بدان معنا نیست که همه آنچه در قالب شرق‌شناسى وجود دارد به رد اسلام برمى گردد؛ زیرا برخى از مسائل شرق شناسى هیچ ارتباطی به دین یا مذهب ندارد بلکه برخی نوشته ها با رویکرد تمدن شناسی کشورهای کمونیستی مانند چین صورت گرفته است و به مسائلی مانند آیین‌هاى کهن در چین، فرهنگ، زبان و ادبیات سنسکریت پرداخته شده است. به مرور زمان و از عصر رنسانس به بعد برخی حوادث و جهت گیری های استعماری نقش به سزایی در شرق شناسی داشته به گونه ای که تأمین منافع و تهیه مواد اولیه خود را در سفر به کشورهای آفریقایی و اسلامی جستجو می کردند از این رو لازم بود تا به اشکال مختلف با زبان و فرهنگ آن‌ها آشنا و با انجام برخی خدمات به ایشان ذخایر ملی و خدادادی آن‌ها را غارت و آن کشورها را تحت استعمار خود درآورند. این پدیده توانست به موضوع شرق شناسى کمک کرده و درمقابل نیز شرق شناسى به استعمار کمک کند.
امروزه مستشرقان بخش اسلام شناسی را در بیشتر دانشگاه های بزرگ دنیا فعال نوده و به موضوع شناخت کامل از فرهنگ و تمدن کشورهای اسلامی به ویژه در زمینه دین شناسی و با دو رویکرد واقع بینانه و معاندانه پرداخته، و اهداف خود را به پیش می‌برند.[6]

سه. جامعیت و جهان شمولی اسلام از نگاه مستشرقان
در جهان بینی اسلامی، قانونی بهترین قانون بشری می‌تواند باشد که علاوه بر شناخت کامل استعدادهای بشر و آخرین قله‌ها و مراحل رسیدن به آن قله ها، مسیر شکوفایی این استعدادها را نیز به طور دقیق شناخته باشد و این خصوصیت تنها از آن خدای متعال است. مستشرقان مسیحی و یهودی با اینکه عقل را محور درست برای سنجش حق و باطل شمرده اند اما از جامعیت و جهان شمولی دین اسلام با محوریت قرآن نیز غفلت نکرده و آن را در کنار عقل به عنوان ابزارهای سعادت و کمال بشری یاد نموده اند.
ویل دُرانت محقق مشهور آمریکایی و صاحب کتاب «تاریخ تمدن» با اینکه از معاندان علیه اسلام و قرآن بوده اما در قسمتی از کتاب خود زبان به اعتراف عظمت مکتب اسلام و قرآن گشوده و در گفتاری قرآن را (به عنوان بنیان فکری مکتب اسلام) عامل اصلی رشد و صیقل دادن قلوب صدها میلیون مسلمان از رذائل به سوی فضائل دانسته است. او معتقد است قرآن که بنیان فکری اسلام را تشکیل می دهد به راحتی در جان‌های ساده نفوذ و عقایدی آسان و دور از ابهام را پدید آورده و از رسوم و تشریفات ناروا و از قید مراسم بت پرستی و کاهنی آزاد می کند (چیزی که امروزه دنیای بشری را درگیر خود کرده است). ایشان در سخنی دیگر به ترقی اخلاق و فرهنگ مسلمانان به برکت قرآن اعتراف کرده و آن را کتاب اصول نظم اجتماعی و وحدت جمعی برای مسلمانان دانسته و معتقد است این کتاب جامعه اسلامی را به پیروی از مقررات بهداشت ترغیب و عقول آنها را از بسیاری اوهام، خرافات و از ظلم و خشونت رهایی داده است.[7]
موشیه شارون استاد یهودی دانشگاه بن گوریون رژیم صهیونیستی در یک سخنرانی پرده از حقانیت دین اسلام برداشت و در بخشی از سخنان خود اسلام را آخرین دین و قبول آن را از طرف انسان ها یک سعادت و خوش بختی دانست. تعبیر ایشان از سعادت بشری از آن جهت بود که وی اسلام را دینی جامع، جهان شمول و حق شمرده که تنها راه رسیدن انسان به سعادت و کمال را در گرو عمل به این آیین مقدس دانسته است.[8]

برخی دیگر از مستشرقان مانند: «شو» دین اسلام را پاسخ گوی جامعه بشری در تمام دوران تحول بشریت می داند و معتقد است دین اسلام به دلیل زنده بودن و شگفت آوری معارفش جایگاه والایی در تاریخ بشریت به خود اختصاص داده است. ایشان فردای اروپا را متعلق به اسلام و قبول دین محمد (ص) می داند.[9]
شیدل دیگر دانشمند غربی با نگاه جهان شمولی و جامعیت به دین اسلام، تنها راه رسیدن اروپا به قله های پیشرفت را عمل به قوانین اسلام دانسته است.[10]
برخی دیگر نیز بر زنده بودن اسلام برای همه دوران جامعه بشری اعتراف نموده و اسلام تنها مذهبی می دانند که قابلیت و استعداد توافق و تسلط برحالات گوناگون و صور متغیر زندگی و مواجهه با قرون مختلف را دارد.[11]
این سخنان تنها بخشی از اعترافات مستشرقان به جهان شمولی و جامعیت اسلام بوده که در این مقاله بدان پرداخته شده است.

از جمع بندی سخنان مستشرقان استفاده می شود که اسلام به سبب جامعیت و جهان شمولی و داشتن برنامه برای سعادت انسان، تنها دین زنده ای است که می تواند پاسخ گوی جامعه بشری در همه زمینه ها باشد و به طور قطع عمل نمودن به محتوای قرآن که بنیان فکری مکتب اسلام را تشکیل می دهد، می تواند جوامع انسانی را در همه دوره های متحول بشری به سعادت و کمال و به قله های پیشرفت برساند.  

 پی‌نوشت
1. مفردات الفاظ قرآن، ج 1، ص 451.
2. لغت نامه دهخدا، شماره حرف ميم، ص 347.
3. علی الصغیر، خاورشناسان و پژوهشهای قرآن، ص13؛ ساسي سالم، الظاهرة الاستشراقيه واثرها في الدراسات الاسلاميه، ج 10، ص 20 و ... .
4. جمعی از اساتید با حضور آیت‌الله مکارم شیرازی، ناصر، مقاله‌ی نشست علمی قرآن و مستشرقان، مجله قرآن و مستشرقان، شماره‌ی دوم، تابستان ۱۳۸۶ش، ص۲۵.
5. مستشرقان و اسلام، مصاحبه با مرتضی کریمی نیا صاحب نظر در حوزه مستشرق شناسی، روزنامه اطلاعات، شنبه، 18 خرداد، 1392.
6. روحانی، مطالعات اسلام شناسی و شیعه شناسی در دانشگاه های ایالات متحده آمریکا؛ فصلنامه شیعه شناسی، شماره 3 و 4؛ همان، مطالعات اسلام شناسی و شیعه شناسی در دانشگاه های انگلستان، فصلنامه شیعه شناسی، شماره 8.
7. تاریخ تمدن، ج۴، ص ۲۳۶.
8. https://t.me/poshteparde13/5824.
9. زمانی، مستشرقان و قرآن، ص 386.
10. سلیم، قالوا فی الاسلام و القرآن و الرسول، ص 114.
11. مردانی اعتراف دانشمندان بزرگ جهان، ص 75.

کلمات کلیدی: 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.